فعالیت های ما در تصویر

سخنرانی آقای عیسی آزاده از فرماندهان سابق مجاهدین در پارلمان اورپا

اعلام انشعاب مسئولین ارشد سازمان مجاهدین از این فرقه در پارلمان اروپا

مقالات پربیننده

افشای پولشویی های فرقه رجوی

 

قسمت چهارم سلسله مقالات : خروج از اشرف و لیبرتی و ترک عراق، شکست مطلق یا پیروزی نسبی؟

بقلم: داود ارشد

لینک به قسمت اول:

لینک به قسمت دوم

لینک به قسمت سوم

قسمت چهارم:

davood11

اهمیت استراتژیکی عراق ، جنگ دوم خلیج

ارزش عراق و اشرف برای رجوی تا پایان حفاظت آمریکایی ها از اشرف و تحویل به عراقیها با وجود اینکه مسعود رجوی خودش و مریم رجوی فرار کرده بودند ولی همانگونه که در تمامی نشستهای بالای سازمان بعد از تسخیر عراق بحث بود، استراتژی مسعود رجوی بطور مطلق در ماندن در عراق بود آنهم به هر قیمت که باشد.

طرح رجوی جهت نگهداشتن سازمان در عراق در مقابله با خواست عراق و آمریکا برای ترک عراق.

بعد از سقوط ضربتی سه روزه رژیم صدام در جنگ دوم خلیج کل تشکیلات در شوک رفته بود به این دلیل که سازمان با وجود اینکه مختصات استقرار خودش را به آمریکا داده بود و توقع این بود که مورد بمباران قرار نگیرد ولی اعلان بیطرفی و دادن مختصات نادیده گرفته شد و مورد بمباران شدید قرار گرفت 53نفر نیز کشته و تعداد زیادی زخمی شدند، که چشم انداز قتلعام و یا بازداشت و زندانی همانند تروریستهای حاضر در گواتانامو را انتظار میکشیدیم.

«««۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۲صدای آمریکا:  آمريکا می گويد مجاهدين خلق بايد تسليم بشوند – 2003-05-09هنوز بيش از چند هفته از قرار آتش بس بين نيروهای آمريکا و گروه مسلح مجاهدين خلق ــ مستقر در عراق ــ نگدشته، آمريکا می گويد مجاهدين خلق بايد تسليم بشوند. نام سازمان مجاهدين خلق از سال ۱۹۹۷ در ليست سازمان هائی که دولت آمريکا آنها را سازمانهای تروريستی می شناسد قرار داشته است. سازمان مجاهدين خلق که هدفش سرنگون ساختن رژيم ملايان در جمهوری اسلامی است در نيمه دهه ۱۹۸۰ به دستور صدام حسين، ديکتاتور پيشين عراق، در آن کشور پناهندگی يافت. در ماه آوريل، نيروهای آمريکا در جريان پيکار برای سرنگونی حکومت صدام حسين اردوهای نظامی سازمان مجاهدين خلق را نيز در عراق، نزديک مرز ايران و عراق، بمباران کردند. تهران سياست ملايم آمريکا را در قبال سازمان مجاهدين خلق نوعی دو روئی آمريکا خواند و گفت آمريکا با وجودی که مجاهدين را تروريست می شناسد به آنها اجازه می دهد باقی بمانند.»»»

 به همین دلیل طرحهای زیر (قسمتهایی قبل از شروع جنگ و قسمتهایی بعدا از سقوط صدام) بحث و به اجرا در آمد.

  1. از بین بردن تمامی مدارک سازمان (هر نوشته، نشریه، کتاب، نوار، ویدئو و…) حاوی تحلیلها و نوشته های سازمان علیه آمریکا و امپریالیزم آمریکا و …
  2. عطف به ترس رجوی از نیرویی خودی که مورد شکنجه قرار داده بود، جستجوی تک تک کمدهای تمامی نفرات حاضر در کلیه پایگاههای سازمان توسط اکیپی شامل احمد واقف، محمود عطایی و…
  3. تهیه یک ارزش گذاری و برآورد قیمت به کل مجموعه قرارگاه اشرف با مسئولیت بنده بعنوان مهندس و مسئول دانشکده راه و ساختمان که در صورت دستگیری بخش سیاسی سازمان بتواند ادعا کند که اشرف تماما با پول سازمان ساخته شده.
  4. شروع به فروش اموال اضافی موجود در اشرف به اهالی عراق که مدتها نیز ادامه داشت.
  5. درصورتیکه دستگیری در کار نبود و خواسته آمریکا فقط ترک اشرف-عراق بود:
    1. عنوان اینکه ما همگی با هم میخواهیم بمانیم. (حفظ تمامیت تشکیلات)
    2. میخواهیم به آمریکا برویم. (جهت جلو گیری از خروج از عراق)
  6. طرح دوستی و هم خطی با آمریکا جهت جلب رضایت آنها به ماندن درعراق.
  7. نفی کامل صدام و تبریک گفتن به آمریکا از جهت سرنگونی صدام. تا بدین وسیله در ضدیت با صدام تیغ آمریکا کمتر گردن مسعود رجوی را بگیرد.

[stextbox id=”alert” bgcolor=”FFF570″]

توضیح اینکه: تاکتیک همه با هم ماندن (که هنوز با شدت و حدت اجرا میشود) و رفتن به آمریکا با فرض  بستن دست آمریکا به  اخراج از اشرف و عراق بود. که رجوی گفت حاضریم حتی برویم کالیفرنیا. چون میدانست که آمریکا سازمان را در قالب تشکیلاتی آمریکا نمیبرد چه برسد به کالیفرنیا. که از نظر رجوی خروج از عراق بزرگترین ضربه به سازمان و دستگاه انقلاب ایدئولژیک آن جهت حفظ سازمان بود، که در محورهای بعدی بحث خواهد شد.

 

[/stextbox]

اما مسائل با حضور آمریکا در عراق بشکلی که انتظار داشتیم پیش نرفت و در تضاد بین وزارت دفاع آمریکا که خواستار بکارگیری سازمان مانند صدام در قالب افراد مسلح و وزارت خارجه اش که خواستار سرکوب و تروریست نامیدن و محدود کردن آن بود طی طرحی بینابینی یعنی نه سرکوب و نه همکاری نظامی با خلع سلاح و حفاظت کردن از مجاهدین توانستند بعنوان حد وسط درعراق بمانند.

طرح رجوی برای ماندن درعراق بعد از اطمینان از اینکه مورد قبول آمریکا _وزارت دفاع واقع شده است.

پس از اشغال عراق توسط آمریکا در ۲۰۰۳ نیروهای ائتلاف علیه رژیم صدام در عراق بعد از تسلیم مجاهدین قراردادی با آنها امضاء کردند که بر پایه آن همه سلاح‌های خود را در یک نقطه متمرکز کرده و کلیه نفراتشان را در قرارگاه اشرف که قرارگاه اصلی مجاهدین بود اسکان دهند. در زمان اشغال سازمان در نزدیکی ابوغریب در 40کیلومتری شرق بغداد چندین مقر داشت که دوتای آنها قصرهای مسعود رجوی بود که یکی بدیع زادگان نام داشت و دیگری که بعدها ساخته شد و بسیار مجلل بود و استخر سرپوشیده و … نیز داشت. بعلاوه مقر نشستهای عمومی بنام باقر زاده (یک تعداد سوله نظامی عراقی که به سالن اجتماعات تبدیل شده بود) که بنده در ساخت آن شرکت داشتم.  علاوه بر اینها در بغداد نیز بین میدان چهل دزد بغداد (اربعین حرامی) و میدان فرودس در سمت غرب کل خیابانی بنام رصافی همه خانه های سه تا پنج طبقه متعلق به سازمان بود. شامل جلالزاده قدیم و جدید، سیفی، ضابطی، طباطبایی و….

 

بعد از پایان جنگ بر اساس کنوانسیون چهارم ژنو موقعیت «اشخاص حفاظت شده» به سازمان داده شد. براساس این کنوانسیون ساکنان اشرف افرادی بودند که از کلیه اشخاص حفاظت شده  برخورشدند. تا اواخر اوت ۲۰۰۸ نیروهای آمریکایی حفاظت ساکنان اشرف را بر عهده داشتند.

قابل توجه اینکه ارتش آمریکا قبل از شروع مذاکرات خلع سلاح فرقه رجوی در اشرف جدای از بمبارانهای اولیه جهت کنترل و تفهیم قدرت خود آنرا بشدت بمباران کنترل شده کردند یعنی هر جنبده ای را هدف قرار میدادند. بعد اطلاع دادند که یا تسلیم و تحویل سلاحها یا آماده نابودی شوید، بدنبال پذیرش کامل شرایط آمریکا یک ستون نظامی وارد اشرف شد. در این ستون ژنران “اودی ارنو” بقرارگاه آمد. با صحبتیهایی که با هیئت ملاقات کننده داشتیم تصورشان از مجاهدین افرادی مانند مجاهدین افغال بود که ریش داشته و امامه افغانی به سر داشته باشند. و از ما سوال میکردند که پس مجاهدین کجایند که نشان میداد شناختی از سازمان حتی در سطح ژنرال چهار ستاره ای همچون اودی ارنو ندارند.

رجوی که سالها شعار سلاح شرف مجاهد است جنگ جنگ تا فتح واشنگتن ومکه … طی پیامی با دجالگری مطرح کرد که بین سلاح و صاحب سلاح، من صاحب سلاح را انتخاب کردم. که تمامی مجاهدین از این دروغگویی و دجالگری رجوی که قرار را بر فرار ترجیح داده بود و همه میدانستند که تنها دلیل اینکه خلع سلاح را پذیرفت برای این بود که خودش و مریم رجوی از تعقیب و دستگیری و محاکمه در اروپا خلاص شوند. والا طبق تجربه سالیان همه میدانستند که رجوی ارزشی برای جان مجاهدین جز برای مصارف قدرت پرستانه اش ندارد. آنچه که بعد ها نیز در اشرف و با اصرار به نگهداشتن اشرف و سپس لیبرتی زیر خمپاره و موشک و … شاهد بودند.

دستور عرضه سازمان به آمریکا در ملاقات تسلیم سازمان

علیرغم اینکه تا چند روز قبل از فرار رجوی از عراق طرحش این بود که “در صورت بمباران شدن توسط آمریکا با آنها بعنوان دشمن میجنگیدیم”  اما دستور مذاکره با آمریکا تبدیل شده بود به

“آمریکا الان صاحب خانه جدید ماست و ما نیز تابع همه دستورات و قوانین آنها هستیم و کمال همکاری با آنها بشود”

و برعکس اینکه قبل از حمله آمریکا تسخیر عراق بعنوان مرگ سازمان تلقی میشد و مصیبت بزرگ که صاحب خانه و حامی و یاور سازمان “صدام حسین” را از رجوی میگرفت ولی در این ملاقات که مژگان پارسایی و فهمیه اروانی و بقیه زنان تسخیر عراق و سرنگونی دیکتاتور عراق را به آمریکایی ها تبریک گفتند. زنانیکه برای اولین بار در تاریخ سازمان حسابی آرایش کرده بودند طوریکه وقتی او را دیدم فکر کردم خبرنگار خارجی است و هیچ شباهتی به زنان مجاهد که نباید هیچ مویی از آنها دیده شود نداشت که با روسریها عقب زده شده و یقیه باز در آن شرکت کرده بودند (چیزی که نیروهای سازمان را هنگامیکه فهیمه اروانی و یا مژگان پارسایی و … بهمراه آمریکایی ها به دیدن مقرهای مجاهدین میآمدند همه را مسئله دار کرده بود).  و از اینکه بدست آمریکایی ها از شر صدام دیکتاتور راحت شده بودیم ابراز خوشحالی شد.

 

دیپلماسی چاپلوسی سازمان با هدایت مستقیم مسعود رجوی آچنان چرخشی نمود و خود را آمریکایی تر از آمریکایی های حاضر در جلسه مذاکره جا زد که حتی ارتش آمریکا بفرماندهی میدانی ژنران اوی  ارنو  نیز متعجب مانده بود. بنابراین رجوی دوباره تلاش کرد که اگر عراق با تسخیر آن توسط آمریکا سرش خراب شده علیرغم اینکه خودش فرار کرده بود جهت ماندن نیروهایش در عراق خودش را به خدمت آمریکا در آورد. وفا داریش را از صدام به آمریکایی ها منتقل نمود و همین امر نیز سبب شد که در آمریکا-وزارت دفاع مبتنی بر عدم شناختش از رجوی روی سازمان حساب ویژه ای باز کند بدین گونه که  بعد از بحثهایی که وزارت دفاع آمریکا به فرماندهی ژنرال “اودیرنو” با سازمان در هنگام خلع سلاح داشت بخوبی درک کرده بود که مجاهدین حاضرند همانگونه که در خدمت اهداف صدام بودند و جهت اقدامات ایزایی علیه رژیم توسط عراق بخدمت گرفته شده بودند دلیل ندارد که همین کار را برای آمریکایی ها نکنند. بویژه که بوش رئیس جمهور آمریکا کماکان از ایران بعنوان یکی از شیطانها اسم برده بود.

این مسئله و خود فروشی رجوی هرچند با مخالفت شدید وزارت خارجه آمریکا که رجوی را بهتر از فرماندهان نظامی میشناخت ربرو شد و چند هفته بیشتر دوام نیآورد طوری که دوباره دستور آمد که همه باید به قرارگاهها بازگردند و خلع سلاح شروع شد.

نظریه وزارت خارجه آمریکا را که کانال خبری صدای آمریکا و یا همان رادیو فردا است از گفتار پخش شده در همان مقطع مذاکرات خلع سلاح متوجه شد.

«« گروه های اپوزسیون عراقی از کردها تا شیعیان همگی سازمان مجاهدین را بخشی از دستگاه سرکوب رژیم صدام حسین می دانند و با هرگونه توافق آمریکا با این گروه مخالفند. شاید این دلایل باعث شود که آمریکا نتواند رسما از سازمان مجاهدین اعاده حیثیت کند. بنابر این به احتمال زیاد هدف فرماندهان نظامی آمریکا در حال حاضر از توافق آتش بس با مجاهدین هشداری است به رهبران ایران که اگر در سیاستهای خود تجدید نظر نکنند آنها از طریق این سازمان در صدد ضربه زدن به حکومت ایران برخواهند آمد. اگر مجاهدین نیز به چنین معامله ای تن دهند، نگاه مردم ایران نسبت به آنان این خواهد بود که آنها تا دیروز در خدمت صدام حسین بودند و درحال حاضر در خدمت ایالات متحده آمریکا. رادیو آلمان – مسعود رجوى، طى بیانیه اى از امضاى این قرارداد آتش بس، استقبال به عمل آورد.»»

در همین فاصله کوتاه همکاری نظامی با ارتش آمریکا و خلع سلاح کل تشکیلات رجوی کار جمع آوری کلیه سلاحهای باقی مانده از ارتش عراق در پادگانها و مواضع استقراری آنها بود که هرچه سلاح سنگین و زرهی و خودرو و… بود را ربوده و به اشرف منتقل کردیم و با سرعت تمام رنگ زدیم که کسی نتواند سازمان را به دزدیدن آنها متهم کند.  اینکار با این هدف و توجیه ما فرماندهان انجام شد که مسعود اعتقاد داشت اگر صدام نامرد بدلیل همسایگی و ترس از اینکه دشمنی بیشتر با رژیم ممکن است برایش بدلیل دشمنی آمریکا با آنها به ضررش تمام شود ولی آمریکا از رژیم نمیترسد و ما را در حمله به رژیم بکار خواهد گرفت و هرچه بیشتر سلاح و زرهی داشته باشیم مهمتر جلوه کرده و کارآمدتر خواهیم بود. طوریکه در همان جلسه مذاکره حتی درخواست کمک نظامی نیز به ارتش آمریکا داده شد. حتی درخواست آموزش و دریافت هلی کوپتر را نیز کردیم.

فعالیتهای فرقه رجوی جهت تحکیم موقعیت ماندن در عراق در فاصله ای که تحت حفاظت آمریکایی ها بود.

  1. ساختن مسجد در اشرف و پوشاندن لباس آخوندی به تن آقا (مجید معینی) از اعضای قدیمی سازمان بعنوان امام جماعت جهت تخفیف ضدیت مردم عراق با وی بدلیل همکاری او با صدام.

    10307378_103930946612318_5994963539792285504_n

    مجید معینی “آقا” از زندانیان زمان شاه در لباس آخوندی جهت فریب  مردم عراق به مسلمان بودن رجوی

  2. عطف به نفرت مردم عراق از همکاری رجوی با صدام اقدام به دادن میهمانیهای چندین هزار نفره و دعوت از مردم منطقه.
  3. توزیع پول در بین خانواده های روستاهای اطراف و تلاش برای خریدن آنها و یا پرداخت پول به بهانه های مختلف مانند جمع آوری امضاء جهت تغییر نظر آنها به قبول ماندن مجاهدین در عراق.
  4. تلاش برای جمع آوری انواع امضاهای جعلی هربار یک تا پنج میلیون و ارائه آن به مطبوعات که مردم عراق میخواهند مجاهدین در عراق بمانند. و باید بمانند.
  5. هزینه کردن میلیاردها دینار عراق جهت بخدمت گرفتن بعضی شیوخ هوادار صدام جهت سخنرانی در مجامع عراقیان و طرح اینکه مجاهدین باید در عراق بمانند.
  6. تلاش برای ساختن انواع احزاب کاذب عراقی مانند شیوخ منطقه، استاتید دانشگاه، وکلا، و ایجاد اعتلاف بین آنها بنفع خود.
  7. تلاش برای سرنگون کردن مالکی نخست وزیر عراق با طرح ریزی دو طرح 70 روزه و یکبار نیز 40 روزه تحت نامهای سین 70 وسین 40.
  8. استخدام و پانسیون کردن 2000جوانان کم سن و سال منطقه دیالی و روستاهای آن با آموزش نظامی، سیاسی، و ایدئولژیک جهت تبدیل آنها به مجاهدین عراقی بمنظور بکارگیرشان درعراق جهت اقدامات تروریستی در داخل ایران، جمع آوری اطلاعات و دادن به ارتش آمریکا، و مهمتر اجرای طرح سرنگونی مالکی.
  9. پخش تراکتهای مختلف جعلی بنام تشکلهای جعلی عراق توسط اهالی بیسواد با پرداخت پولهای گزاف بدون اینکه به محتوای تراکتها اشرافی داشته باشند و عمدتا علیه مالکی در سطح عراق.
  10. تلاش برای تاثیر گذاری بر انتخابات عراق و انتشار اطلاعیه های جعلی و کاذب که سر از دست مقامات عراقی در آورد که در تلویزیون عراق به عراقیها گفت نگاه کنید این جعلیات را رجوی که به آنها جا داده ایم را بنام ما و مردم ما و نمایندگان مردم ما پخش میکنند و در امور ما دخالت میکنند.
  11. تلاش برای برقراری ارتباط با نیروهای تروریستی داعش و حمایت از تسخیر عراق توسط آنها با هدف سرنگون شدن دولت عراق و آمدن بعثی های سابق طرافدار صدام در قالب عشایر انقلابی یا همان داعش به امید حمایت مجدد از مسعود رجوی. آنچه که این روزها شاهد پس گرفتن مناطق تحت اشغال آنها در شمال عراق و موصل هستیم.
screenshot-2015-12-02-16-59-03

بیانیه جعلی دست نوشته عباس داوری تحت نام 2100 تن از شیوخ عشایر سراسر عراق

11

افشای جعلیات بیانیه های عشایر توسط جدا شدگان

12

بیانیه دیگر تحت عنوان وکلای عراق تولید فرقه رجوی

نقش موثر حضور در عراق حتی در بدترین شرایط برای رجوی 

 

  1. موضوع مذاکره با ارتش آمریکا حتی برای خلع سلاح، نقطه بظاهر تضاد رجوی با غرب و طرف حساب شدن با آنها برای رجوی انبوه انعکاسات مطبوعاتی آورد که برایش مانند آب در بیابان بود.
  2. تمامی مدت کوتاهی که همراه آمریکایی ها پست میدادند در رسانه ها انعکاس گرفتند و مطرح شدند.
  3. با حضور آمریکایی ها تلاش کردند خودشان را به آنها غیر از تروریست و … معرفی کنند. و رابطه برقرار کردند.
  4. تلاش کردند با عنوان صاحب خانه جدید عراق خود را به آمریکایی ها قابل قبول معرفی کنند موضوعی که اگر در صحنه سیاسی غیر از عراق بودند هرگز نمیتوانستند چنین رابطه های نزدیکی را برقرار نمایند.
  5. موقعیت پناهندگی یا افراد تحت حفاظت نیروی اشغالگر را دریافت کردند.
  6. تحت حفاظت آمریکایی ها تلاش کردند تا زهر تنفر مردم عراق ناشی از همکاری با صدام را بگیرند.
  7. انجام فعالیتهای سیاسی بسیاری (یا بهتر گفته شود پروپاگاندای دروغین) با هدف تاثیرگذاری بر امور داخلی عراق.

بعلاوه اینکه فرقه رجوی کماکان ادعای از نوع زیر را که در سایت آن میتوان خوان کماکان داشته و دارد:

«««  ارتش‌آزادیبخش ملی ایران طی موجودیت خود، سه مرحله‌ بسیار مهم را پشت سر گذاشته است:

مرحله‌ اول، شکستن طلسم جنگ‌طلبی خمینی بود که با نبرد چلچراغ و ریختن زهر آتش‌بس در حلقوم خمینی به‌ثمر رسید و با سلسله نبردهای فروغ جاویدان، بیمه‌نامه خود را به‌دست آورد.

واضح است که در حال حاضر تنها چیزی که از ارتش صدام ساخته رجوی مانده یک برگه بیمه نامه فرضی در آلبانی است

مرحله ‌دوم، ایستادگی دربرابر تهاجم لشکرهای سپاه خمینی در بهار سال ۷۰ بود که با سوء‌استفاده از وضعیت عراق، به‌خاک این کشور تجاوز کرده و قصد اشغال شهر اشرف را داشتند. ولی با مقاومت و دفاع ارتش‌آزادیبخش، طرحشان با شکست مواجه شد و به‌این نتیجه رسیدند که از دیوار بلندتر ‌از قد خود بالا می‌رفتند!

مرحله سوم گذار از توفان سالهای اخیر و پایداری پرشکوه دربرابر سنگین‌ترین توطئه‌های رژیم پلید آخوندی و همدستی با ۱۲ دولت و بمباران قرارگاههای ارتش‌آزادیبخش و همچنین بمباران سیاسی و تبلیغاتی مجاهدین در اشرف بود‌.

بدین‌ترتیب شهر اشرف، مقر ارتش آزادیخبش ملی ایران، به‌مثابه‌ی قلب تپنده و کانون مبارزات آزادیخواهانه ‌ملت ایران علیه رژیم آخوندی، سر بلند کرد و به ‌نقطه ‌امیدی برای تمامی مردم دردمند منطقه و جهان برای خلاصی از بنیادگرایی و ارتجاع وحشی آخوندی تبدیل گردید.»»»

شاید لازم بیاد آوری نباشد که اهمیت عراق را از دیدگاه مسعود رجوی وفرقه تروریستی او عنوان میکنیم تا بتوان بهتر اهمیت از دست دادن عراق و خروج از لیبرتی را برجسته کرده باشیم.

تحویل حفاظت اشرف به عراق توسط آمریکا و طرح مقابله رجوی

از زمانیکه قرار بر تحویل حفاظت اشرف به عراقیها شد، رجوی خودش علیرغم غیبت کبری مستقیم بمیدان آمد و طرح حفظ اشرف به هر قیمت را در جلسه عمومی که توسط ماهواره رله میشد را برای تمامی حاضرین در اشرف اینگونه بیان کرد که اشرف به هرقیمت باید حفظ شود. وی بعد از ساعتها بحث در مورد اهمیت اشرف و حیاتی بودن آن برای فرقه اش وی دجالگرانه طوری بحث مینمود که انگار خودش هم در اشرف حضور دارد تا پوچ بودن ماندن در عراق را کمرنگ کند ولی در نهایت که با سوالات واقعی مجاهدین مبنی بر دلیل قفل ماندن در عراق آنهم زیر تیغ عراقی که مدعی هسیتم سیاست رژیم را اجرا میکند برای چیست؟ مدعی شد که:

[stextbox id=”alert” bgcolorto=”9FFF94″]

«««درست است که جنگ ما با رژیم است ولی اگر رژیم در قالب دولت عراق ظاهر میشود این همان نبرد سرنوشت است که مجاهد باید بدان تن بدهد و اگر لازم باشد در همینجا دفن شویم.»»»

 

[/stextbox]یادمان هست که عین همین حرف را در مورد آمریکا قبل از تسخیر عراق گفته بود که اگر در دفاع از رژیم حمله کرد با او میجنگیم. و دیدیم که چگونه فرارکرد.

در نهایت نیز بحث را با اینکه

««« هرهزار نفری از شما که در حفظ اشرف شهید شوید انگار من یکبار تهران فتح میکنم که اگر هر سه هزار نفر شما شهید شوید تازه نوبت مسئول اول شما بعنوان نفر آخر اشرف میرسد که میارزد که او نیز در این راه شهید شود اینگونه من سه بار تهران را فتح میکنم

»»»

ختم نمود.

توجه داریم که در واقع رجوی حفظ اشرف را معادل پیروزی کل انقلاب و سرنگونی آنهم نه یکبار که سه بار برای خودش و مجاهدین معرفی و تئوریزه نمود که جایگاه اشرف و عراق را برای فرقه او بنمایش میگذارد.  در تمامی مدت جلسه نیز نیز مارش نظامی نواخته میشد. و از همه خواست که برای نبرد حفظ اشرف آماده شوند!!!

بدنبال این مسئله و جهت توجیه و با اهمیت نشان دادن قضیه طرحهای دفاعی مربوط به دفاع از اشرف ریخته و به اجرا در آمد در طی آن در داخل اشرف اقدام به ایجاد خاکریزیهای متعدد و آموزش تهیه و بکارگیری سلاح سرد، سنگر کنی و … انجام مانورهای متعدد در درستور کار قرار گرفت.

 

بدنبال تحویلگیری حفاظت اشرف عراق قصد داشت که کنترلهای بر اشرف قرار دهد برای اولین بار در سال 2009 در هنگام ورود به اشرف با مقابله نیروهای آماده سازمان طبق طرحهای از پیش تعین شده قرار گرفت.

 

«««به گفته مجاهدین ۳۶ نفر از افراد اشرف در حملات فوق توسط نیروهای عراقی مورد ضرب و شتم قرار گرفته و دستگیر شده و در اعتراض به این گروگانگیری به مدت ۶۵ روز در اعتصاب غذای تر و ۷ روز در اعتصاب غذای خشک به سر بردند.نقل از ویکیپدیا»»»

«««در تاریخ ۸ آوریل ۲۰۱۱ نیروهای عراقی به اردوگاه مجاهدین خلق حمله کردند که در درگیری‌های پیش آمده گروهی از اعضای قرارگاه اشرف کشته شدند ناظر سازمان ملل متحد پس از بازدید از قرارگاه اشرف کشته شدن ۳۴ نفر را تایید کرد اما سخنگوی دولت عراق با رد این مطلب تنها کشته شدن ۳ نفر در درگیری با نیروهای عراقی را تایید کرده  و افزود کشته شدگان کسانی بودند که قصد فرار از اردوگاه اشرف را داشته و توسط نگهبانان مجاهدین خلق کشته شدند. دولت آمریکا در واکنش به حمله نیروهای عراقی به کمپ اشرف ابراز نگرانی کرده و خواستار پرهیز از خشونت شد. »»»

«««ضرب الاجل عراق:

پس از درگیری نیروهای امنیتی عراق و مجاهدین خلق در اردوگاه اشرف دولت عراق از سازمان مجاهدین خلق ایران خواست که تا پایان سال ۲۰۱۱ خاک این کشور را ترک کنند وزیر امور خارجه عراق پیشنهاد تشکیل کمیته‌ای با حضور نمایندگان ایران، عراق و نماینده‌ای از سازمان صلیب سرخ جهانی را برای تصمیم گیری در مورد سرنوشت مجاهدین خلق مطرح کرده‌است. متعاقباً برحسب گزارش خبرگزاری فرانسه در تاریخ ۲۷ ژوئن ۲۰۱۱ خانم مگنه بارت، رئیس هیئت صلیب سرخ جهانی در عراق اعلام نمود:«صلیب سرخ جهانی بخشی از کمیته‌ای که گفته می‌شود برای بستن اشرف درحال تشکیل است نخواهد بود». سخنگوی سازمان مجاهدین خلق ایران در پاریس گفته‌است اعضای اردوگاه اشرف مایلند بعنوان پناهنده به اروپا و یا آمریکا بروند و کسی قصد ماندن در عراق را ندارد. رسانه های جمهوری اسلامی ادعا کردند که «شماری از مردم عراق، به خصوص ساکنان استان دیاله نیز خواستار اخراج اعضای سازمان مجاهدین خلق از خاک عراق هستند و دست به تجمع در برابر قرارگاه اشرف زدند که برخی از ساکنان اشرف با سلاح سرد به ایشان حمله نمودند.»  »»»

سازمان مجاهدین که آشکارا در مواضع بیرونی بدورغ مدعی بود که خواستار خروج از اشرف و رفتن به اروپا و آمریکاست در عمل در هیچ کمیته ای همکاری نمیکرد و همه راهها را جهت رسیدن به توافقی متناسب با قوانین بین اللملی و الزمات حقوقی و سازمانهای پناهندگی مسدود میکرد. و حتی با پولهای کلانی که دارد یک کمیته حقوقی جهت تسریع این روند بکارنگرفت.

جلال طالبانی رئیس جمهور عراق نهم اوت 2011

««عباس البتاتی نماینده ائتلاف ملی در مجلس عراق اعلام کرد، موضع رئیس جمهورجلال طالبانی و اظهارات اخیر او در خصوص بستن ارودگاه اشرف و پایان بخشیدن به این پرونده طی سال جازی کاملا مطابق با قانون اساسی عراق است که تاکید دارد عراق جدید هرگز گذرگاه ومقری برای گروههای خشن، تندرو یا تروریستی نخواهد بود.»»

«««دفتر نخست وزیری عراق می گوید که طبق اخبار رسیده وزارت خارجه آمریکا قصد دارد نام مجاهدین خلق (فرقه رجوی) را از لیست تروریستی خود حذف کند ولی دولت عراق در هر صورت بر موضع خود در قبال این سازمان پا برجا است. این گروه در حملات تروریستی علیه مردم عراق مستقیما دست داشته است. بیانیه دفتر آقای نوری المالکی می افزاید که این گروه نقش جدی در کشتار مردم بدستور دیکتاتور سابق عراق داشته و بعنوان ابزار سرکوب استفاده شده است حضور این گروه در خاک عراق غیر قانونی و بوضوح ناقض قانون اساسی عراق و سیاست های صلح طلبانه جهانی است. سپتامبر2012»»»

در پایان سال ۲۰۱۱، در اثر فشارهای بین‌المللی دولت عراق با نماینده سازمان ملل در عراق توافقنامه‌ای را امضاء کردند که بر اساس آن مهلت بستن کمپ اشرف تا پایان آوریل ۲۰۱۲ تمدید شد.

روزنامه دویچه وله در تاریخ 29 سپتامبر 2012 نوشت:

دولت ایالات متحده آمریکا در روز جمعه (۲۸ سپتامبر/ ۷ مهر) سازمان مجاهدین خلق را از فهرست گروه‌های تروریستی خود خارج کرد. با حذف نام مجاهدین خلق از فهرست تروریستی آمریکا تمامی تحریم‌ها و اقدامات تنبیهی علیه این گروه اپوزیسیون ایرانی نیز رفع شد.

یکی از دلایل حیاتی حفظ اشرف برای رجویها

رجویها که بخوبی به کار ننگین فرار از عراق و تنها گذاشتن نزدیک به چهار هزار مجاهد در عراق را در واکنش نفرت انگیز آنها خوب درک کرده بودند در تمامی مدتی که در عراق بودند و حتی در زمانیکه در لیبرتی بودند به تمامی شورایی ها از جمله به رژیم و مجاهدین اینگونه القاء میکردند که رجوی فرار نکرده و در اشرف مخفی است. تا با اینکار تمامی خونهایی که باید بدست رجوی از تن مجاهدین ریخته شود و آنها نیز در حماقت کامل و تفکر اینکه رجوی نیز آنجاست فریادهایشان را فرو بخورند و از اشرف دفاع کنند. شورایی ها نیز همانگونه که در یک نمونه آن در قسمتهای قبلی اشاره کردم به قول رجویها خفه خون میگرفتند و حرفی نمیزدند که چرا باید مجاهدین با دست خالی و در محاصره مطلق زیر موشک باران و بدون درمان و غذا و … در اشرف و لیبرتی نگهداشته شوند. در ثانی خودشان نیز نباید میتوانستند حرفی بزنند و اعتراضی بکنند که چرا در عراقی که همه در حبس هستند بمانند؟ و بسیاری از اثرات روانشناسانه آن بر خود سانسوری مخالفین که همگان طی اینمدت با آن آشنا شده ایم.

 

در همین رابطه حتی به بهانه اینکه رجوی در پناهگاه زیر زمینی مستقر است بعد از خروج از اشرف صد نفری از بهترین مجاهدین را آنجا مستقر کرد که اینرا به بقیه اسرای مجاهد در لیبرتی القاء کند که رجوی آنجاست. حتی وقتی که اکیپ اولی که به لیبرتی رفتند دستور داشتند که یک پناهگاه زیر زمینی در لیبرتی آماده کنند بدون اینکه به آنها علنا گفته شود این برای رجوی است ولی آنرا القاء کردند.

 یک محوطه بسیار بزرگی حفر شد و کانکس هایی در آن جاسازی شد.

حتی در هنگام خروج از اشرف بسمت لیبرتی در مقطعی دستور کار فریب دیگری آمد و اینکه به مجاهدین گفته شد سرو صورت خود را هنگام خروج بپوشانند و از اشرف خارج شوند که همین باعث انبوهی مشکلات شد و خروج متوقف شد که در نهایت مقامات عراقی و یونامی و… پذیرفتند که اینکار انجام شود.

تمامی این تاکتیکها برای کسانیکه از نزدیک در حفاظت رجوی حضور نداشته اند اینرا القاء میکرد که رجوی در میان مجاهدین است. حتی رژیم و عراق را نیز تا حدودی فریب دادند.  طوریکه  نیروهای عراقی که هنگام حضور 100 تن باقی مانده در اشرف به آنجا حمله نظامی کردند و 53 تن را قتلعام نمودند دنبال رجوی میگشتند. چون تمامی صد نفر در مقر معروف به 49 یعنی تاسیسات فوقانی پناهگاه رجوی مستقر بودند.

1306292_498

تعدادی از بالاترین نفرات قتلعام شده رجوی که بدروغ جهت نمایش حضور رجوی دراشرف نگهداری شدند.

بنابراین اشرف و سپس لیبرتی و حفظ آن برای رجویها یکی از حیاتی ترین کارکردهایش ایجاد یک سپر سیاسی- استراتژیک و حفاظتی- امنیتی دروغین بدور مسعود رجوی بعنوان امام و رهبری که همیشه در صحنه حاضر است بود.

حالا شاید خوانندگان و کسانیکه رجوی و مجاهدین را دنبال میکنند بتوانند اصرار رجوی در ماندن مجاهدین در لیبرتی و واکنشهای بیمارگونه مجاهدین مانند “بیا بیا کردن عناصر فریب خورده مجاهد در لیبرتی به موشکها” که سران فرقه مجاهدین مجبور به انجام آن میکردند را درک کنند.

بله ترک عراق و اشرف بجای خود ترک لیبرتی یکی از بزرگترین افشاگریها و جام زهر ایدئولژیکی بود که خانواده های مجاهدین در عراق به حلقوم فرقه رجوی ریخت و دست جنایتکارانه و دجالگرانه و بزدلانه رجوی را برای همه جهان و مجاهدینی که فریب خورده فکر میکردند که رجوی در کنار آنهاست را رو کرد.

طبق اخباری که بعد از ترک لیبرتی و افشا شدن اینکه رجوی در آنجا نبوده این جام زهر در تارو پود مجاهدین بصورت یک سوال و آن اینکه “پس طی اینهمه سال فریب خورده بودیم؟” سرباز کرده است.

که مریم رجوی و مهدی  ابریشمجی بعنوان نفر دوم سازمان بشدت بدنبال ماست مالی کردن آن هستند. 

تحلیل رجوی از شرایط و دلیل انتقال از اشرف به لیبرتی

طبق این توافق پشت پرده سازمان پذیرفت که به قیمت خروج از لیست تروریستی آمریکا برای خروج از اشرف و انتقال به محل دیگری مانند لیبرتی همکاری کند. تحلیل مسعود رجوی هم این بود که با خروج از لیست تروریستی

اولا: کماکان میتواند وانمود کند که در لیبرتی و کنار مجاهدین است.

 

ثانیا: تهدید برای دستگیری مریم و و پیگرد قانونی مسعود رجوی در خارج از عراق منتفی میشود.

ثالثا: با خروج از لیست تروریستی امکان فعالیت سیاسی تامین میشود.

رابعا:  ومهمتر اینکه میتوانیم در لیبرتی علیرغم محدودیت های بیشمار آن کماکان بهمان خط عدم همکاری برای انتقال به خارج عراق که در اشرف پیش میبردیم ادامه دهیم. یعنی با سیاست “همه ما هرجا بخواهیم برویم با هم میرویم”. و دیده بودند که با چنین درخواستی طی نزدیک به یک دهه هیچ کشوری آنها را نمی پذیرد.

در همین رابطه نیز وقتی اولین اکیپ 400 نفره را به لیبرتی فرستاد طبق دستور مستقیم رجوی ماموریت آنها این بود که تمامی وسایل و شبکه ارتباطی مانند سیم کشی تلفن و تلفن، تلویزیون، شبکه اینترنت و ماهواره و امکانات رفاهی همچون یخچال برای هر کانکس … را بطور کامل از بین ببردند. تا هیچ نیرویی نتواند با خارج از لیبرتی تماسی داشته باشد.

عباس داوری بلافاصله بعد از ورود تمامی نفرات اشرف به لیبرتی طی نشستی از جانب مسعود رجوی به مجاهدین ابلاغ کرد که :

“درست است که بلحاط بیرونی گفته ایم که کمپ لیبرتی ترانزیت است ولی لیبرتی برای ما ابدی است. کلا هم معنی ترازیت برای  ما مجاهدین یعنی در این دنیا در ترانزیت هستیم. ترانزیت از این دنیا به آن دنیا.”

ضمنا تعدادی  از بهترین افرادش را نیز در اشرف نگهداشت که آنجا را نیز داشته باشد. با ادعای بیرونی مبنی بر اینکه جهت حفظ و نگهداری و فروش اموال حدود 100 نفر را در اشرف باقی گذاشته ایم که بهانه ای بیش نبود.

ادامه دارد

داود ارشد

بیست نوامبر 2016

به اشتراک بگذارید
Facebooktwitter

4 Responses to قسمت چهارم سلسله مقالات : خروج از اشرف و لیبرتی و ترک عراق، شکست مطلق یا پیروزی نسبی؟

  1. admin says:

    تشکر از نظر دادن

  2. admin says:

    این مقاله عطف به روشنگری تاریخچه یکی از ننگین ترین تشکلهای سابقا ایرانی بنام مجاهدین دارد که در پروسه طرد شدنشان توسط مردم ایران خود را به عراق و آمریکا و عربستان و هر خریدار دیگری فروختند تا شاید چشم آن تعداد از شورایی هایی که هنوز گنجشک مرده رجوی را که بعنوان فولکس واگن به آنها معرفی کرده است و یا حتی به خود مجاهدین باقی مانده در جهل و بی خبری و حتی بعضی جداشدگان که فکر میکنند خروج از عراق نقاط مثبتی نیز داشته است را باز کند. نه نوشته مجال میدهد و نه وقت والا حقایق ترک عراق آنقدر عمیق است و آنقدر فاصله نوری بین خواسته رجویها برای ماندن در عراق و لیبرتی تا خروج از عراق برایشان وجود دارد که صدمات ویرانگر آن کمتر از مرگ مریم رجوی نیست. با ترک عراق فرقه رجوی فقط بطور مطلق با آلت دست کشورها شدن است که میتواند مطرح باقی بماند. چون دیگر برگ جوار خاک میهن و ارتش روی کاغذ را هم ندارد که در بازار سیاست بفروش بگذارد. مهمتر اینکه نیرویی که دروغ و دجالگری حضور رجوی در کنارشان در لیبرتی را نیز فهمیده. نیرویی که در همان لیبرتی بدلیل شدت فشارها به هزاران آلودگی آلوده شده بود در آلبانی شتاب صد چندان میگیرد و بجان رجویها خواهند افتاد. و رجوی باید هرروز چراغ خاموش بدهد؟ ……

  3. با سلام آقای ارشد بسیار مقالۀ خوب و جامعی است مخصوصا لیست فعالیتهای فرقۀ رجوی برای دخالت در امور عراق و فریب عراقیان در تلاش برای ماندن در عراق دقیقا همانهایی است که اینجانب به عنوان مترجم ارشد بخش روابط خارجی سازمان در سالیان بعد از سقوط صدام و زمان حفاظت اشرف توسط آمریکاییان شاهد بدترین و توهین آمیزترین کارها مبنی بر تقلب و بیانیه سازی و گروه سازی به نام عراقیان بودم. خسته نباشید. سلامت و موفق باشید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.