مقالات پربیننده

خانم آناگومز نماینده پارلمان اروپا خواستار اخراج فرقه رجوی شد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت دوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی امروز باید گفت آنچه را که فردا گفتنش دیر است

قسمت دوم: گفت و شنود با فرشته هدایتی: افشاگریهای فرشته هدایتی در مورد فرقه رجوی

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

آخرین پست ها

سیامک نادری مرگهای مشکوک فرقه رجوی را افشا میکند

کشتن و سربه نیست کردنهای فرقه رجوی

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

فعالیت های ما در تصویر

سخنرانی آقای داود باقروند ارشد در پارلمان اروپا

 

آقای داود ارشد به مقامات سفارت آلبانی: این سمیه است که از دولت کانادا درخواست کمک برای نجاتش از فرقه رجوی کرده است ، اسناد

5

روز گذشته آقای داود باقروند ارشد با مقامات سفارت آلبانی در آلمان در مورد تحولات جدید حضور فرقه مجاهدین در آلبانی ملاقات و مذاکره نمود.

 آقای ارشد ضمن دادن گزارش مفصلی از تلاش خانواده های مجاهدین جهت تماس با فرزندان اسیرشان در فرقه رجوی و نقش خانواده ها در فرقه رجوی و علت و تاریخچه ممانعت های ضد انسانی فرقه رجوی از دیدار آنها با اعضای فرقه اش که در بی خبری مطلق بسر میبرند را به اطلاع رساند.

خانم دافینا پسی از آقای ارشد در مورد خانواده مصطفی محمدی که این روزها سراسر مطبوعات آلبانی را فراگرفته است سوال نمود. از جمله اینکه چرا آقای مصطفی محمدی میخواهد فرزندش را از فرقه رجوی خارج کند، مشکل آقای محمدی با فرقه رجوی چیست؟

آقای ارشد نیز در پاسخ با ارائه اسناد و مدارک مربوط به فعالتیهای زوج محبوب رسانه های آلبانی (خانم محبوبه و آقای مصطفی محمدی) والدین سیمه محمدی از اعضای فرقه رجوی چنین گفت:.

آقای مصطفی پدر سمیه محمدی کیست؟

 222233332383503_559mohammadi260620152somaye-mohamadi-shakhes-600x330

آقای مصطفی محمدی کارگر تاسیسات،  سیتی زن و ساکن کانادا، پدرِ سمیه و محمد محمدی دو تن از اعضای سازمان مجاهدین است. ایشان با سابقه آزادی خواهی اش برای کشورش که همانند بسیاری فریب ادعاهای مسعودرجوی در زمینه مبارزه برای آزادی را خورده بود از این تشکیلات هواداری میکرد. طوریکه وقتی فرزندانش (محمد و سمیه) را بدستور مریم رجوی  از کانادا با ترفند دیدار از ارتش آزادیخبش به عراق  برد و دیگر اجازه بازگشت نداد بدلیل محرومیت فرزندانش از حق ابتدایی تحصیل آنهم بدون اجازه والدینشان با آن مخالفت کرد ولی تحت فشارهای روانی سازمان در کانادا و با فریب آقای محمدی که در عراق نیز تحصیلات فرزندانش ادامه خواهد داشت و تحت فشار اینکه شما چگونه انسان آزادیخواهی هستی که ترجیح میدهدی فرزندانت به در خدمت امپریالستها باشند تا در خدمت آزادی کشورش از او رضایت نامه گرفتند. ایشان از معدود هواداران بیرونی بود که بدلیل شناخته شدگی او توسط رهبری سازمان به تمامی بخشهای سازمان در قرارگاه اشرف و افراد نزدیک مسعود رجوی مانند برادرش احمد رجوی که در عکس فوق آمده است دسترسی وتماس داشت.

از این پس از آنجاکه آقای مصطفی محمدی فکر میکرد فرزندانش در شرایط سخت عراق در یک تشکیلات آزادیخواه و دمکراتیک به آزادی خدمت میکنند  نمیتوانست بپذیرد که خودش در کانادا و دور از آنگونه که رجوی القاء میکرد در کانون آزادیخواهی نباشد و به همین دلیل فعالیتهای هواداریش را افزایش داد.

در مورد میزان انگیزه های آزدایخواهانه  و ایمان او به شعارهای آزادیخواهانه دروغین سازمان همین قدر بس که آقای مصطفی محمدی وقتی مریم رجوی به دلیل پولشویی و قاچاق انسان و بعضی طرحهای تروریستی بهمراه 165 تن از اعضای فرقه   در سال 2003 در فرانسه دستگیر شدند، مریم رجوی به اعضا مهم و هواداران بسیار نزدیکش دستور داد که جهت ایجاد ترور در فضای سیاسی-اجتماعی فرانسه و ترساندن مقامات قضایی آن در هرکجا که هستند دست به خودسوزی بزنند که آقای مصطفی محمدی یکی از دهها نفری بود که بدون اطلاع از مقاصد مریم رجوی این دستور او  را در کانادا اجرا نمود. همین دستور خود سوزی به من و همه فرماندهانی که تحت مسئولیت من بودند در پادگان اشرف نیز داده شد.

در ادامه افزایش فعالیتهای هواداری آقای محمدی بعلاوه انگیزه دیدار فرزندانش بویژه اینکه ایشان سیتی زن کانادا بود مرتب از کانادا به قرارگاه اشرف در عراق آزادانه تردد داشت و بنده که از فرماندهان مجاهدین بودم همواره او را که در دفتر مسعود رجوی (مقر 49 در اشرف) و دیگر مکانهای مهم در اشرف آزادانه رفت و آمد داشت میدیدم.

سوء استفاده رذیلانه مریم رجوی از آقای مصطفی محمدی جهت قاچاق ارز

آقای محمدی بدون اینکه خود هیچ اطلاعی داشته باشد بعنوان پیک بین مسئولین سازمان دراشرف و مریم رجوی در پاریس جهت نقل و انتقال غیر قانونی مورد سوء استفاده قرار میگرفت.  تمامی هزینه های تردد آقای محمدی از عراق به اروپا و کانادا را فرقه رجوی پرداخت میکرد.

بنده شهادت میدهم که، خانم مریم رجوی که از انگیزه مصطفی محمدی برای دیدار فرزندانش و اینکه سهمی در مبارزه آزادیخواهانه فرزندانش داشته باشد خبر داشت علیرغم خطرات قانونی مانند دستگیری در مرزها و زندانهای طویل المدت و حتی خطرات جانبی بسیار بالا در هنگام عبور از مرزهای عراق برای این پدر سالخورده تمامی دلارهای کثیف نفتی که از عراق و عربستان گرفته بود را بطور غیر قانونی بعلاوه  اسناد محرمانه سازمان را با جاسازی در چمدان مصطفی محمدی بدون اینکه او مطلقا خبری از محتوای چمدانها داشته باشد تحت عنوان اینکه این چند نامه یا کتاب را ببر در فرانسه به سازمان بده جابجا میکرد. که شاید خود ایشان هنوز هم از این حقیقت خبر نداشته باشد که میگویم.

زمانی میتوان اهمیت آقای مصطفی محمدی را برای سازمان و رذیلانه بودن رابطه سازمان با او را درک کرد که بدانیم، آقایان ابراهیم خدابنده و جمیل بصام اعضای برجسته سازمان و سیتی زن انگلیس که مریم رجوی همین سوء استفاده را از آنها میکرد در تاریخ هجدهم آوریل 2003 در مرز سوریه و عراق در حال قاچاق یکی از همین محموله های ارزی برای سازمان که شامل قاچاق بیش از دومیلیون دلار بود دستگیر شدند. درصورتیکه خانم رجوی ابراهیم و جمیل را برای دریافت نشریات چاپ شده در عراق به سوریه فرستاده بودند و به آنها نگفته بودند که محموله قاچاق ارز است.

مریم رجوی عامل دستگیری و انتقال به زندان اوین آقایان ابراهیم خدابنده و  جمیل بصام هنگام قاچاق ارز در سوریه

البته عامل دستگیری ایندو عضو ارشد سازمان نیز باز خانم مریم رجوی بود، چون تا زمان کشف مدارک و پول هنگفت در مرز عراق و سوریه هنوز نیروهای امنیتی سوریه نتوانسته بودند آنرا به ابراهیم که دستگیر شده بود و رابطه اش را با مدارک و پولها انکارمیکرد (چون به او گفته بودند محموله کتب چاپی و اطلاعیه سازمانی است) ربط بدهند، تا وقتی که طی تماسی تلفنی از پاریس به جمیل بصام که بیرون از محوطه مرزی بوده و هنوز دستگیر نشده بود، گفته میشود خواهرمریم گفته برود و بگوید محموله مال ماست که در نتیجه آن جمیل نیز بهمراه ابراهیم توسط پلیس و مقامات امنیتی سوریه دستگیر و بعد از دوماه شکنجه به رژیم ایران و زندان اویل تحویل شدند.

شاید لازم به یاد آوری باشد که، 7 میلیون دلار و دیگر ارزهاییکه چند ماه بعد هنگام دستگیری مریم رجوی از صندوق او کشف شد بخشی از پولهای قاچاق شده بود که هنوز موفق به مخفی کردن آن نشده بودند.

رهبری سازمان مسئله دستگیری ابراهیم و جمیل را با دنائت تمام  به مدت دو ماه از تمامی مراکز بین المللی و همچنین خانواده آقایان خدابنده و بصام  مخفی نگه داشتند و هیچ اقدامی جهت نجات آنها و آزادیشان نکردند. آقایان خدابنده و بصام بدون اطلاع خانواده، صلیب سرخ، عفو بین الملل و یا وکیل و غیره دو ماه را در زندان های سوریه بسر بردند و با توطئه سکوت مریم رجوی، در تاریخ پانزدهم ژوئیه 2003 به ایران تحویل داده شدند. مریم رجوی، پس از اطمینان از تمام شدن قضیه و حتمیت انتقال این دو قربانی به زندان اوین در ایران سه اطلاعیه همزمان بیرون دادند. خانواده های آقایان، عفو بین الملل و صلیب سرخ و دفتر پناهندگی سازمان ملل متحد، در این روز از قضیه مطلع و با آن روبرو گردیدند. نمایندگان و وکلای خانواده ها از آن پس بارها تاکید کرده اند که اگر چند روز زودتر از قضیه مطلع می گردیدند، این استرداد هیچ گاه انجام نمی گرفت.

رذیلانه تر اینکه سازمان استدلال میکرد که دستگیری ایندو عضو بسیار بالای سازمان که اطلاعات بسیاری داشتند برای سازمان گران تمام شد، ولی دستگیری مصطفی محمدی که یک هوادار بود و سواد چندانی نیز نداشت هیچ بهایی برای سازمان ندارد. بنابراین او نیز که سیتی زن کانادا و پاسپورت کانادایی دارد بعنوان ترانزیت قاچاق پول و ارز برای سازمان مورد سوء استفاده قرار میگرفت. وی هر ماه چندین بار تردد میکرد و به همین دلیل اجازه داشت فرزندانش را ببیند درست زمانیکه هیچ خانواده ای حق دیدار با فرزند خود را نداشتند حتی اگر هردو (والدین و فرزند) مجاهد و در اشرف بودند.

2383503_559Albanian_Police_No_Match_For_MEK_Rajavi_Cult_-Saddam_Mukhabarat_2-732x1024moammady-1mohammadi260620152somaye-mohamadi-shakhes-600x330

چه کسی خواستار خروج سمیه محمدی از فرقه رجوی است؟

فرزندان جوان آقای مصطفی محمدی (سمیه و محمد) در سال 2004 در جریان حضور در اشرف با مناسبات بسیار نگران کننده از فساد اخلاقی در تشکیلات رجوی و زندان و شکنجه و قتل اعضاء پی میبرند و شاهد خود کشی های فرزندان مجاهدین در اشرف بودند (شاید روزی آقای مصطفی محمدی و یا فرزندانش بتواند این اخبار را به اطلاع عموم برساند، بنده چنین اجازه ای ندارم) و از آنجا که محمد و سمیه مطمئن نبودند که آیا پدر اخبار و واقعیهای موجود سازمان را میتواند بپذیرد و هضم کند، و با شک به اینکه آیا با درخواست آنها برای خروج از این مناسبات کثیف موافقت خواهد کرد مستقلا اقدام کرده و سمیه نامه ای خطاب به دولت کانادا نوشته و از طریق سرهنگ جورجس (Georges)و سرهنگ اورمن (Overman) آمریکایی مسئول امور مجاهدین در اشرف ارسال میکند که بعدها توسط دولت کاناده از طریق وکیل آقای مصطفی محمدی بدست ایشان نیز میرسد.

البته سمیه و محمد جوان در اولین دیدارشان با پدرشان او را در جریان تصمیم خود جهت نجات از جهنم فرقه رجوی و دلایل آن و اقداماتی که مستقلا جهت نجات خود انجام داده  بودند میگذارند. و علیرغم ناباوری پدرشان در واکنش به گزارشات فرزندانش و عشق و ایمانی که به فرقه رجوی داشته و حتی برای آن خود سوزی نیز کرده است، با تلاش بسیار سمیه و محمد با دادن اطلاعات دقیق از آنچه در مورد خودشان و دیگر مجاهدین گذشته است و حتی با کمک بعضی از دوستانشان  پدر را متقاعد میکنند که شرایط درون فرقه رجوی بسیار فاسد و خطرناک است و آنها برعکس اینکه در کانادا و بیرون تشکیلات فکر میشود دریک تشکیلات مبارز نیست که حضور دارند بلکه فرقه رجوی یک مافیای قدرت است.

بعد ها این مسائل در جلسات بالای سازمان و در جمعبندی غلط بودن اجازه دادن به مصطفی محمدی جهت تماس با فرزندانش به خیال اینکه او که برای سازمان عمل انتحاری کرده است خطری ندارد بطور مفصل تشریح شد و از آن پس با دستور تشکیلاتی تمامی خانواده های در ظاهر ذوب شده در رهبری و قابل اعتماد دیگر نیز از این امتیازات محروم شدند. مانند پدر و مادر علیرضا جعفر زاده نماینده فرقه رجوی در آمریکا.

در زیر نامه های سمیه محمدی خطاب به دولت کانادا جهت نجات برادرش و خودش از فرقه رجوی با دست خط خودش و تاریخ و امضاء آمده است.

6-3-768x1057

نامه سمیه محمدی به دولت کانادا جهت نجاب برادرش محمد از فرقه رجوی

7-2-768x1057

نامه دیگر سمیه جهت نجات برادرش محمد از فرقه رجوی به دولت کانادا

دستخط سمیه محمدی به سفارت کانادا

نامه سمیه محمدی به نجات خودش از فرقه رجوی به دولت کانادا که تحویل سرهنگ جورحس و سرهنگ اورمن شد تا به دولت کانا بفرستد

نامه سميه محمدی به سفارت کانادا به همراه دستخط او

با سلام به سفارت کانادا و دولت کانادا:

اینجانب سميه محمدی به شماره پاسپورت RCOO9592 صادر شده از کانادا فرزند مصطفی محمدی درخواست داشتم از شما که کار من را برای برگشت به کشور قبلی ام کانادا هرچه زودتر درست کنيد چون من در آنجا هم به مدرسه می رفتم و در آنجا تدریس می کردم و هم پيش خانواده ام زندگی می کردم که تمام خانواده ام در آنجا هستندپدر و مادر و برادر و خواهرو بقيه خانواده مثل دایی و… و خيلی دلم می خواست که شما بتوانيد کار من را درست بکنيدخودم در همين 6 ماه به دولت کانادا درخواست سيتيزن شدن را داده بودم و همين طور که کار من را برای برگشت به آنجا درست کنند ولی متاسفانه انگار جوابی برایم داده نشد ولی به هر حال خودم می دانم که کشور کانادا یکی از کشورهایی است که حقوق بشری است و خيلی برای مردم اش ارزش قائل استمن خودم تا 4 سال پناهنده کانادا بودم و فرم برای سيتيزن هم پر کرده بودم ولی

نتوانستم سيتيزنيم را قبل از آمدن به اینجا بگيرم ولی در اینجا هم که می خواستم برگردم نتوانستم چون پاسپورتم دستم نبود و هم اینکه امکان تماس گرفتن با خانواده ام را نداشتم ولی الان هم پدرم توانست برای دیدن من بياید و هم دولت کانادا که در ( ) ماه گذشته اینجا آمدند من توانستم هم درخواستم را به آنها بگویم و هم اینکه اینجا به پدرم بگویم که بياید و درخواست من را از شما بکند، که بتوانم پيش خانواده ام برگردمخيلی خيلی از شما متشکرم.

با تشکر فراوان از شما.

سميه محمدی 10 / 17 /

انعکاس اقدامات سمیه در روزنامه های آلبانی

رونامه اکسکلوسیو  (EKSLUZIVE)آلبانی نوشت:

داستان خانواده با تلاش 14 ساله،  محمدی در جستجوی دخترش

سمیه محمدی در سال 2004 از اردوگاه مجاهدین در عراق در نامه ای به دولت کانادا نوشت: 

«مرا از اردوگاه درعراق به نزد خانواده ام در کانادا بازگردانید»

داستان خانواده با تلاش 14 ساله محمدی در جستجوی دخترش سمیه محمدی در سال 2004 از اردوگاه مجاهدین در عراق در نامه ای به دولت کانادا نوشت: «مرا از اردوگاه درعراق به نزد خانواده ام در کانادا بازگردانید»

داستان خانواده با تلاش 14 ساله محمدی در جستجوی دخترش
سمیه محمدی در سال 2004 از اردوگاه مجاهدین در عراق در نامه ای به دولت کانادا نوشت:
«مرا از اردوگاه درعراق به نزد خانواده ام در کانادا بازگردانید»

 

از این لحظه به بعد وقتی آقای مصطفی محمدی به  مناسبات کثیف درون تشکیلاتی فرقه تروریستی رجوی از طریق فرزندانش پی میبرد جنگ مسعود و مریم رجوی با وی و زدن انواع مارکها به او شروع میشود. البته در پیگیری درخواست خروج فرزندانش از فرقه رجوی مصطفی محمدی در ارتباط با دولت کانادا موفق میشوند محمد را که اسناد قانونی او در کانادا تکمیل تر بوده است را علیرغم تمامی تهدیدها و کارشکنی های سازمان از اشرف خارج و به کانادا منتقل کند ولی متاسفانه مدارک سمیه که تا زمان حضورش در کانادا هنوز تکمیل نشده بود (بدلیل اعزام به عراق سیمه نتوانسته بود در جلسه امتحان سیتی زن شیپی شرکت کند به همین دلیل پرونده او ناقص مانده بود) نمیتواند نجات یابد.

درخواست سمیه برای رفتن به تیف از سرهنگ آمریکایی جورجس

زمانیکه دولت کانادا اعلام میکند بدلیل نقص در مدارک قانونی کار سمیه طول خواهد کشید، سمیه از سرهنگ آمریکایی، آقای جورجس درخواست میکند که به درون تشکیلات بازنگردد بلکه به تیف (محل نگهداری مجاهدینی که از فرقه رجوی فرار کرده و به آمریکایی ها پناه برده بودند) رفته آنجا منتظر اقدامات قانونی دولت کانادا برای نجات خود شود.

ولی سرهنگ جورجس عنوان میکند که در تیف فعلا محل مناسبی برای سمیه ندارند(تا این زمان هیچ زن جدا شده ای در تیف نبود). و به سیمه و پدرش قول میدهد که حتی در اشرف از سیمه مانند دختر خودش حفاظت و نگهداری کند  و عملا سمیه را دوباره به دهان گرگ (مناسبات فرقه) برمیگردانند.

البته بنده شهادت میدهم که شرایط تیف در آن زمان مناسب نبود چون جواب سرهنگ جورجس به درخواست اول خود من برای عدم بازگشت به اشرف هنگام مصاحبه با مقامات آمریکا همین مشکل نبود امکانات لازم در تیف بود. طوریکه یک ماه بعد که فرار کردم در گرمای 50 درجه عراق فقط زیر سایه بان زندگی میکردم.   و مدتها طول کشید که چادرهای بهتری توسط ارتش آمریکا فراهم شد..

واکنش مریم رجوی به تلاش سمیه برای نجات خودش از تشکیلات

 

وقتی مریم رجوی از تلاش محمد و سمیه محمدی برای خروج از تشکیلات و درز اخبار و جنایات درون تشکیلاتی و نامه سمیه به دولت کانادا مطلع میگردد این زن جوان را زیر هزاران ساعت جلسات شکنجه روحی و روانی و حتی فیزیکی برده و میتوان گفت که سمیه را صدها بار خرد و نابود میکنند تا او را با تاکتیکهای استالین به چنان موجودی تبدیل کنند که نه تنها خواست خود برای خروج از مناسبات مافیایی و فاسد سازمان را پس بگیرد و برعکس اتهاماتی که سازمان به او دیکته میکند را علیه پدر و مادرش را بیان کند.

بدنبال شکست خروج سمیه محمدی به همراه برادرش محمد، و حتی رفتن به تیف اجبارا به سازمان تحویل داده میشود. در پیگیری دولت کانادا بنا بر درخواست کتبی سیمه قرار ملاقاتی را سفارت کانادا با سمیه از سازمان درخواست میکند و تقاضا نامه فارسی سمیه را نیز ملاک آن قرار میدهد که سازمان مجبور میشود بپذیرد اما سازمان اجازه حضور مستقل سیمه را نمیدهد و نماینده سازمان بهزاد نظیری که به شکنجه مجاهدین مشهور است اجازه نمیدهد که وی به تنهایی توسط نماینده سفارت کانادا مورد مصاحبه قرار گیرد.

گزارش سفارت کانادا به انگلیسی در زیر آمده است.

نامه سفارت کانادا

(توضیحات: طبق قرارهای سازمان با اردن و عراق پاسپورت وابستگان سازمان هنگام ورود و خروج به آن کشورها مهر نمیخورد بلکه مهر بر روی یک برگ مستقل از پاسپورت خورده شده و بایگانی میشد، پاسپورتها نیز نه توسط مسافر بلکه توسط رابط سازمان در فرودگاه جمعآوری و تحویل اداره مهاجرت داده میشد و مسافرین از کم و کیف امور بی اطلاع نگهداشته میشدند.)

همانطور که سمیه در مصاحبه ساختگی با دو تن از شهروندان آلبانیا بنام نامیک کوپلیک و همسرش تحت عنوان رئیس سابق انجمن دوستی مردم آلبانی با مجاهدین!!!! هرچند مطمئن هستم که چنین انجمنی اساسا جز روی کاغذ وجود خارجی ندارد، گفت “شنیده است که پدر و مادرش با دولت ایران همکاری میکنند!”. و به  همین خاطر است که بدنبال خارج کردن من (سمیه) از تشکیلات مجاهدین است. البته همین حرف سمیه بزرگترین نشانه است که او تحت شکنجه های روانی است که این سخنان را میگوید درصورتیکه پدرش براساس اسناد فوق و شهادت دولت و سفارت کانادا اساسا بدرخواست سمیه است که بدنبال نجات او بوده و خواهد بود.

باید شهادت دهم که سازمان مجاهدین طی چهل سال گذشته هر شخص و ارگانی (چه در داخل فرقه رجوی یا بیرون آن) یا هر حزب و ارگان، خبرنگار، نویسند، نمایندگان پارلمان اروپا و حتی دولتی که از فرقه رجوی انتقاد کرده است را مزدور رژیم نامیده است.

از شما استدعا میکنم برای امتحان هم شده یک انتقاد ساده بطور علنی از آنها بکنید بلافاصله تمامی انجمن ها و سایتهای دست ساز مجاهدین، انواع و اقسام اتهامات با پشتیبانی انواع اسناد دلایل بی پایه همکاری شما را با رژیم ایران را به اطلاع جهان برسانند و دریغ از اینکه یکبار به این انتقادات پاسخ دهند.

نتیجه گیری

بنابراین نه تنها هیچگاه آقای مصطفی محمدی که هیچ خبری از مناسبات درون سازمان و یا سیاستهای سازمان نداشته است پیشقدم خروج فرزندانش از فرقه رجوی نبوده است، بلکه این فرزندان او محمد و سمیه بوده اند که با اشراف به مناسبات مافیایی سازمان خواسته اند که والدینشان به آنها کمک کنند که از جهنم رجوی خارج گردند. اگر هم مصطفی محمدی اینگونه تلاش میکند تا حداقل دخترش را ببیند خواست خود سمیه است و میداند که سمیه را آنچنان خرد و نابود کرده و ترسانده اند که نمیتواند در درون فرقه چیزی جز آنچه به او دیکته شده است بیان کند.

از همین رو نیز هست که میبینیم این فرقه حاضر است هزاران خبر علیه خودش را در رسانه های آلبانی و جهان تحمل کند ولی حاضر نیست که سمیه (مجاهدی که بگفته فرقه یک کتاب هم علیه پدرش نوشته، شاخص مرزبندی با مزدوران رژیم لقب گرفته است و …) را ده دقیقه بدون حضور رهبران فرقه با حضور خبرنگاران و پلیس و مقامات آلبانیایی برای دیدار با پدر و مادرش تنها بگذارد.

خانم پسی در واکنش به گزارش آقای ارشد گفتند، واقعیت آنچه که شما با دلیل و مدرک عنوان میکنید بسیار با آنچه شنیده میشود متفاوت است. آقای ارشد در خاتمه اضافه نمود که دو سرهنگ آمریکایی جرجس و اورمن و سفارت کانادا و دولت کاناد در دسترس هستند و این امر ساده از آنها قابل پیگیری است. ولی متاسفانه سفارت آمریکا در تیرانا تمایلی به حقایق مربوط به فرقه رجوی ندارد. و فرزندان ما قربانی این بی علاقگی و یا تضاد منافع میباشند.

جنبش نه به تروریسم و فرقه ها

==========================================================

==========================================================

درزیر بخشی از صدها خبر و انعکاس کمپین مصطفی محمدی جهت دیدار با

سمیه را که فرقه رجوی میپذیرد ولی حاضر نیست ده دقیقه او را با پدر و

مادرش تنها بگذارد؟  چـــــــــــــــرا؟

خانوادۀ محمدی موضوع روز رسانه های آلبانی در صفحات اول مطبوعات این کشور

عکسهایی دیگر از شرکت و دیدارهای پدر و مادر سمیه محمدی در نماز عید قربان تیرانا

فعالیتها و تلاشهای روزمرۀ آقای مصطفی محمدی و خانم محبوبه حمزه پدر و مادر سمیه محمدی اسیر فرقۀ رجوی در آلبانی در خیابانها و محافل و مجامع مردمی و رسانه ها و سوابق تلاشهای آنها و چگونگی اسارت و ربوده شدن سمیه محمدی توسط فرقۀ رجوی به مهمترین موضوع روز مطبوعات آلبانی تبدیل شده بطوریکه برخی از مطبوعات آن را با تیترهای درشت در بالای صفحۀ اول خودشان قرار می دهند و با قید گزارش اختصاصی یک صفحۀ کامل از صفحات داخلی خودشان را با تصاویری از سمیه و خانواده اش به این موضوع انسانی که هر انسانی در هر کجای جهان آن را درک می کند اختصاص می دهند. و این امر موجب شده که این پدر و مادر که پیوسته هم تحت تعقیب و عکسبرداری عوامل مریم قجر و شکنجه گران شناخته شده اش از جمله مختار جنتی قرار دارند هر جا قدم می گذارند مورد استقبال و احترام و پرسش از جانب مردم آلبانی و شخصیتهای آنها قرار می گیرند که نمونۀ اخیر آن حضور این پدر و مادر در مراسم بزرگ نماز جماعت عید قربان مسلمانان آلبانی در میدان معروف شهر تیرانا می باشد که به گرمی مورد استقبال مردم و شخصیتهای روحانی و امامان جماعت مساجد پایتخت از جمله امام نماز عید قربان و مهمانان عرب شرکت کننده در نماز قرار گرفته و از شرح ماجرای ممانعت رهبری فرقۀ رجوی از دیدار آنها با دخترشان در مقر آن در نزدیکی پایتخت بسیار متعجب شده و این رفتار فرقه را به شدت محکوم کردند.

روزنامۀ شکیپتاریا چاپ تیرانا از مهمترین و پرتیراژترین روزنامه های آلبانی در صفحۀ اول خود ضمن چاپ عکسی قدیمی از آقای مصطفی محمدی با دخترش سمیه تیترهای درشت گزارش مفصل خود در مورد نامۀ سمیه موقعی که در قرارگاه اشرف در عراق بود به دولت کانادا مبنی بر درخواست بازگرداندن او با کانادا و نیز گزارش مفصل روزنامۀ کانادایی «ناسیونال پست» در مورد ماجرای سمیه محمدی و چگونگی ربودن او توسط فرقۀ رجوی در حالیکه 16 سال بیشتر نداشت و بردنش به عراق و فعالیتهای پدر و مادرش برای دیدار و رهایی او از چنگال این فرقه را چاپ کرده است. این روزنامه یک صفحۀ کامل داخل خود را به این گزارش همراه با تصاویری از پدر و مادر سمیه و خود سمیه اختصاص داده است. برای دیدن گزارش مصور این روزنامه در سایت آن اینجا را کلیک کنید.

ترجمۀ تیترهای درشت بالای صفحۀ اول روزنامه:

گزارش اختصاصی

داستان خانواده با تلاش 14 ساله

محمدی در جستجوی دخترش

سمیه محمدی در سال 2004 از اردوگاه مجاهدین در عراق در نامه ای به دولت کانادا نوشت:

«مرا از اردوگاه درعراق به نزد خانواده ام در کانادا بازگردانید»

ترجمۀ تیترهای گزارش مفصل و یک صفحه ای مصور داخل روزنامه:

کمپ مانز (کمپ اشرف 3 مجاهدین)

کودکان “مقاومت” ماجرا چگونه پایان می یابد؟

سمیه محمدی چگونه توسط مجاهدین از کانادا به اردوگاه اشرف در عراق منتقل شد؟

اولین نوشتار روزنامه نگار کانادایی با عنوان «نوجوانان کانادایی برای سرنگونی  دولت ایران استخدام می شوند».

برای دیدن برخی دیگر از بازتابهای فعالیتها و موضوع خانوادۀ محمدی و حمایتها از این پدر و مادر رنجدیده در مطبوعات و رسانه های آلبانی اینجا  و اینجا و اینجا را کلیک کنید.

عکسهایی دیگر از حضور پدر و مادر سمیه محمدی آقای مصطفی محمدی و خانم محبوبه حمزه در مراسم نماز عید قربان در میدان معروف شهر تیرانا پایتخت آلبانی و استقبال و حمایت مردم و شخصیتها و رهبران روحانی از آنان و گفتگوهایشان با این پدر و مادر رنجدیده و شجاع:

 

 

Sans titre48999

Sans titre121212

Sans titre256688

Sans titre589677

Sans titre686878

Sans titre841222

Sans titre1879255

Sans titre4873222

Sans titre6547888

Sans titre9898989

Sans titre57862111

Sans titre81475233

Sans titre874512221

1_001 - Copy1_002 - Copy1_003 - Copy1_005 - Copy1_0051_006 - Copy1_007 - Copy1_008 - Copy1_0091_0101_0111_0121_0141_0151_0161_018

 

به اشتراک بگذارید
Facebooktwitter

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.