مقالات پربیننده

خانم آناگومز نماینده پارلمان اروپا خواستار اخراج فرقه رجوی شد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت دوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی امروز باید گفت آنچه را که فردا گفتنش دیر است

قسمت دوم: گفت و شنود با فرشته هدایتی: افشاگریهای فرشته هدایتی در مورد فرقه رجوی

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

آخرین پست ها

سیامک نادری مرگهای مشکوک فرقه رجوی را افشا میکند

کشتن و سربه نیست کردنهای فرقه رجوی

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

فعالیت های ما در تصویر

سخنرانی آقای داود باقروند ارشد در پارلمان اروپا

 

قسمت دوم – مردم ایران و فرقه رجوی “غول عزیز و اجابت مزاجش” هذیانهای رجوی از قول قلم حمید اسدیان

لینک به قسمت اول

مردم ایران و فرقه رجوی- قسمت اول:  برناردو برتولوچی- ماریا اشنایدر و مسعود رجوی – حمید اسدیان

http://nototerrorism-cults.com/?p=13858

قسمت دوم:

غول عزیز و اجابت مزاجش

 

در قسمت اول به این اصل در تشکیلات رجوی اشاره کردیم که باید عضو را بطور مطلق از واقعیات بیخبر نگهداشت تا دورغها و فانتزیهای ساخته شده توسط رهبری بدون کمترین مانع در اعماق افکار اعضای مورد شتشوی مغزی جای بگیرد.

همینجا شاید بی جا نباشد به یک تکیه کلام مسعود رجوی در بحثهای “انقلاب ایدئولژیک” اشاره شود که او همواره میگفت، “چـــــــــرا خواهران؟ (منظورش چرا خواهران باید برراس امورباشند؟) برای اینکه آنها خالی از ذهن هستند و ذهنشان پاک پاک است بنابراین هر حرفی من بزنم میپزیرند ولی برادرها صاحب فکرند و مقاومت میکنند”!!!

منظورش این است که اگر فردا گفتیم خودسوزی در پاریس با سر شیرجه بروند و ان قلت نکنند. اگر چهل سال هر سال 52 با گفتیم رژیم فردا سرنگون میشود و نشد ذهنی دچار تناقض نشود که دروغ تاکی؟ اگر گفتیم کانونهای شورشی ایران را فرا گرفته کسی سوال نکند که “پس کو یک ندایی، یک اثری، یک حرکتی از این همه کانون شورشی. یا وقتی سالن شوهای سالیانه را با مردم فقیر اروپای شرقی و کمپهای پناهندگی پرکردیم و بعنوان مردم ایران و حامیان مریم رجوی جا زدیم کسی انقلت نکند. یا مانند فرقه “پی پلز تمپلPeople’s Temple” که با فرمان رهبرفرقه دست به خودکشی دسته جمعی ۹۱۸ نفره در جونز تاون گویانا زدند.   

Image result for ‫عکس خودکشی دسته جمعی فرقه پیپلز تمپل‬‎

محصول مغزشویی در یک فرقه خودکشی دسته جمعی فرقه پیپلزتمپل بدستور رهبری عقیدتی همانند خوسوزیهای پاریس و … فرقه رجوی

 

حالا به فانتزیهای یک “مغزشویی شده” یا به بیان حمید اسدیان “کرگدن و پوست کلفت شده” از نوعی که براحتی میتواند تراژدی “پیپلز تمپل” را اجرا کند، در فحش نامه حمید اسدیان به جدا شدگان توجه کنید.

 

فانتزیهای یک مغزشویی شده:

 

«««نبرد همیشه لذت‌بخش است. همیشه احیا کننده و امیدساز است. (چرا در چهل سال گذشته دچار انجماد و پوسیدگی شده اید) و هرچه به ظهر العطش آن نزدیک‌تر شویم چشم‌انداز روشن‌تر و انسان مبارز قد برافراشته‌تر می‌شود. در این کشاکش است که روابط و مناسبات انسانی از «نو» و «آگاهانه» تعریف و تفسیر می‌شوند. پیوندهای جدید انسانی به وجود می‌آید و انسان جدید خلق می‌شود… انسان بدون شرکت فعال در نبرد جنازه‌ای متعفن، ولو متفکر، است. انسانی که مبارزه نمی‌کند و یا از مبارزه در می‌رود، یا بدتر از آن، به آنان که مبارزه می‌کنند جفا می‌کند و تهمت می‌زند و سد راه شان می‌شود به صورتی اتودینامیک محکوم به فنا و گم شدن در زوال است»»»

 

اینها تماما همان توهماتی است که روزانه در این فرقه بعنوان محتوای سیاسی-استراتژیک مغزشویی با خشنترین شیوهای روانشناسی توهین، تحقیر، فحاشی، کاراجباری، بیگاری،طرد کردن، … در مغز و روح و روان اعضای فرقه تزریق میشود.

 

یک نگاه گذرایی به همین توهمات بیفکنیم تا ببینیم که مغزشویی چه بلایی است و کارآیی آن چیست.

 

نبرد یا تروریسم

“نبرد همیشه لذت بخش”ی که حمید در تخیلات خود بصورت فانتزی پرو بال میدهد و سپس جهت فریب خودش و ارضای مافوقش به قلم میآورد و با تکیه به آن دشمن “جداشدگان و غیر مجاهدین” را مادون انسان تراز مکتب رجوی و مستحق هرحکمی میداند  نبردی است که به درک مردم ایران تروریسم افسارگسیخته سکتاریستی نوع داعشی بیش نبوده است، و آن چیزی نیست جز:

 

 

  1. اعلام یکطرف مبارزه مسلحانه مسعود رجوی در 28خرداد 1360 تا اردیبهشت 1361 (پاکسازی 60پایگاه مجاهدین و جارو شدن بخش اجتماعی بعد از جاروشدن بخش نظامی در19بهمن 1360).
  2. یعنی طی کمتر از یکسال رژیمی که قراربود سه ماهه سرنگون شود تمامی مجاهدین دست اندکار را قلع و قمع کرد. حاصلش نابودی کل سازمان در داخل، نابودی کل تشکلهای سیاسی دیگر، زندان، شکنجه، اعدام و …. هزاران نفر. در بهار1361بنده بعنوان مسئول شاخه ترکیه تمامی فرماندهان و مسئولین از علی زرکش تا محمودعطایی، …را از ایران خارج کردم. که قبلا گزارش مفصل آن آمده است.
  1. تلاش “جنایتکارانه” دوم طی چند ماه در سال 1365 جهت اعزام تیمهای ترور از عراق به ایران که تماما در مرز و یا ورودی شهرها دستگیر و یا در درگیری ها کشته شدند.

جنایتکارانه” چرا؟ به این دلیل که بعد از ماجرای عاشقانه مسعود رجوی با مریم رجوی که سر مجاهدین و جهان را با تابلو انقلاب مریم شیره مالید و گفت “مجاهدین صدها بار قویترشده اند جهت قبولاندن این دروغ جنایتکارانه با دستور اعزام تیمهای ترور از عراق (تحت پوش تیمهای داخل کشور) به ایران بعنوان شاخص فوران مبارزه و انقلاب ناشی از این طلاق و ازدواج با به خاک و خون کشیده شدن بهترین فرزندان ایران، سند سازی کند.

درصورتیکه صددرصد میدانست تماما قتلعام خواهند شد. ولی چه باک صفحات نشریه مجاهد را از حماسه های دروغین قیامهای مسلحانه در شهرهای ایران تحت تاثیر دروغین “انقلاب ایدئولژیک و ظهور رهبری جدید سازمان” بقلم حمید اسدیانها را پر میکرد. همانگونه که امروز نیز دم از «««نبرد همیشه لذت‌بخش است. همیشه احیا کننده و امیدساز است»»» میزند. حمیداسدیان باید سهم خود دراین جنایات وبا ادامه قلم زدنهایش مد نظر قرار دهد.

 

  1. تلاش جنایتکارانه سوم تلاشی یکساله از خرداد سال 1366الی مرداد1367 یعنی از تاریخ تشکیل “ارتش آزادیبخش ملی ایران” الی تاریخ آخرین عملیات بنام فروغ جاویدان، که نیروهای رجوی همانند سال 1360 با بجا گذاشتن 1400 کشته قتلعام شدند.

1_016

عملیاتی که فقط و فقط سودش را ارتش صدام با تقویت روحیه سربازانش بدلیل سربازانی که توسط فرقه رجوی در مرز کشته و یا اسیر میشدند و خونش را مردم ایران و مجاهدین میپرداختند. و همه میدانستند که هیچکدام از این عملیات مرزی هیچ سودی ندارد.

 

مهدی افتخاری از جمله مخالفین آن بود و تاکید میکرد که کشتن چند سرباز در مرزتحت حمایت ارتش دشمن (و نه منطقه آزاد نیروی آزادیبخش) غیرممکن است که به سرنگونی رژیم منجر شود.

ارتشی که نه اهدافی که میتوانست بزند و نه زمانیکه میزد  و نه مجوز تاسیس و پایانش دست خودش نبود. و به محض پذیرش آتش بس توسط رژیم تاریخ مصرفِ نه تنها این ارتش که کلِ مجاهدین در عراق برای صدام به پایان رسید.

 

(م ک: مذاکرات فرقه رجوی با وزیراطلاعات عراق https://www.youtube.com/watch?v=QddYZt1Bnkw دقیقه 3:10 “ما خودمان را جزعی از سیستم جنگی شما میدانیم”… “هرکاری ما باید بکنیم بفرمائید ما انجام میدهیم”)

 

از آن تاریخ تا به امروز (یعنی مرداد 1367الی 1397) سه دهه میگذرد. طی اینمدت فرقه رجوی در دام تصمیم خودفروشی رجوی به عراق و عربستان، در بیابانهای عراق ضمن خوردن خاک، گرمای 50-60درجه، و هروقت رژیم فیلش یاد هندوستان میکرد خمپاره و یا قتلعام (همانند قتلعام اشرف) را تجربه میکردند. بذتر از آن سرکوب و زندان و شکنجه و قتل توسط فرقه رجوی تنها و تنها راندامان مبارزاتی رجوی بود است.

 

بگذریم که مریم رجوی در پاریس “فقط آنجا که مجاهدین رابدست رژیم بقتل میرساند” و نه “آنجا که خودش به شیوه های مختلف می کشت” را درشوهای گران قیمت پاریس با نئوکانهای آمریکا، تحت عنوان شعله ور بودن و شدن مبارزه مردم ایران جهت بالا بردن قیمت خود در نزد آنها را جشن میگرفت.

 

 

 

یعنی از 1360 الی 1397 فقط جمعا کمتر از سه سال درگیر مبارزه (تروریسم) بوده اند. تروریسمی که سال اول بعد از دوماه که شروع شد بقیه از مهر ماه 1360 صد درصد تدافعی بود و بگیر و بکش های رژیم. چند ماه اعزام تیمهای ترور سال 1365 نیز فقط و فقط خودزنی رجوی با مایه گذاشتن از جان بهترین فرزندان بود و نه مبارزه و پیشبرد یک استراتژی، سال آخر نیز تماما در خدمت جنگ عراق با ایران بود و تنها سود برنده آن صدام بود و بس. شاهد آنکه به محض پذیرش آتش بس به این فرقه دهنه زد و دیگر کارش تمام شد.

 

مدافعین مبارزات مدنی مزدوران سپاه قدس

توجه داریم که رجوی جهت ازدور خارج کردن تمامی غیر مجاهدین از صحنه و یا گرفتن آنها تحت هژمونی خودش میگفت:

“حتی نشریه درآوردن در خارج حرام است” و جهت سرکوب اعتراضات مجاهدین مبنی بر بی حاصل بودن کار و سیاست رجوی بویژه “نفی مبارزات مدنی مردم ایران” تاکید میکرد که قیام توده ای درکار نخواهد بود و صددرصد باید توسط ارتش آزدایبخش سرنگونی تحقق یابد هرکس از مبارازات مدنی دفاع میکند بریده مزدور سپاه قدس است.

 

هوشی مینه یا حمید اسدیان

حال آنکه اگر کسی کارنامه فرقه رجوی را طی چهل سال گذشته نداند فکر میکند که نویسنده نه حمید اسدیان بلکه “هوشی مینه” است که در حال تشریح حال و هوای چریکهای ویت کنگ در نبرد دین بینفو است. جنگ ویتنامی که 10هزار روز طول کشید. در مقایسه با توهومات حمید ازنبردهای سازمان که هرگز خودش و امثال خودش در هیچکدام آنها شرکت نداشته و اساسا نیز هیچگاه سازمان در نبردی رو در رو بغیر از 2 روز درگیری فروغ که با بجاگذاشتن 1400کشته و دستگیری و اعدام بسیاری هنگام عقب نشینی درگیرنشده است. بقیه هرچه بوده ترورهای از نوع داعش در پاریس و … بوده است، این “شیون نبرد شیرین” یک چشمه از کاربرد عنصر مغزشویی شده است.

 

و یا وقتی حمید از “ روابط و مناسبات انسانی از «نو» و «آگاهانه» تعریف و تفسیر می‌شوندحرف میزند:

 

فراموش میکند که سازمان در فاز سیاسی طیف وسیعی از هواداران داشت، از زمان دست زدن به مبارزه مسلحانه (تروریسم) سیر انفجاری سقوط آزاد ریزش نیرو شروع شده است.

بزرگترین ضربه کمرشکن به نیروهای موجود نیز با عشق و عاشقی های مسعود رجوی تحت عنوان انقلاب ایدئولژیک و ضربه تمام کننده همدستی با صدام با رفتن به عراق و شرکت در جنگ علیه آنچه مردم ایران کشتن فرزندانشان تلقی میکردند بود.

روابط و مناسبات نوین در سازمان

از آن روز به بعد روابط و مناسبات نویی در سازمان شکل گرفت، گزارش و شهادت جدا شدگان و افشای زندان، شکنجه، سر به نیست کردن، تجاوز به زنان، مناسبات فاسد اخلاقی …در تمامی طیف های نیرویی در تماس با سازمان یعنی چه مجاهد، چه شورایی، چه هنرمند، چه سیاستمدار… با شاخص رویکرد تنفرِ مردم ایران در قالب پدران و مادران همان مجاهدین نسبت به فرقه رجوی صد در صد عکس این ادعا را نشان میدهد و گزارش رند و  گزارش هیومن رایتس واچ نیز بعنوان ارگانهای مستقل حاکی از همین است.

No-exit rand report

تاجایی که رجوی این تحول عظیم انسانی و نو شدن!!! را با شاه بیت “دستور کشتن خانواده ها توسط فرزندانشان” در کتابش بنام خانواده ها آورد و سمبولیزه کرده است. البته جواب تاریخی مردم ایران به رجوی با صلوات به بلندی صد شهر بر جسد سیاسی این فرقه در تظاهرات صدشهر در بهمن 1396 نه یکبار که بیشمارفرستاده شد.

 

آنوقت این مغزشویی شده واکنشش به همین توسری محکم مردم ایران به چهل سال تروریسمشان (به ضعم حمید “نبرد”) در بهمن 1396 اینگونه بطور مزحکی “آب افتادن” که نه بلکه سیل بنیان کن بهمن ماه 1396 برهمه ناوهای کاغذی “مراکز- کانونها-گردانها-لشکرهای شورشی- هزاران اشرف، و اشرف نشینان و اشرف نشانان، واشرف دوشان ” که به شهادت و تائید جهان و تمامی خبرگزاریها نیز نائل شد با مقصر جلوه دادن منتقدین و جداشدگان بعنوان مقصر این سیل زدگی آنها را خطاب قرارداده و تهدید میکند تا سوزش  آب افتادن بر خوابگاه اورسورواز و انقلاب مریم رهایی و چهل سال تروریسم و انیمیشن مبارزه را کمی التیام بخشد و مینویسد:

 

«««به طور خاص بعد از روزهای داغ دی ماه گذشته و شعارهای «مرگ بر خامنه‌ای» و مورد خطاب قرار دادن «اصول گرا و اصلاح طلب» و اعلام تمام شدن «ماجرا» مدار اوضاع چگونه می‌چرخد که به خوابگه مورچگان آب افتاده است؟»»»

آسمان و ریسمان بافتن هنرِ یکِ فرقه ها

فی الواقع نوشته های حمید اسدیان شاخص هزیانگویی بیمار تبداری است که بطور مطلق از جهان واقع قطع شده و هزیان میبافد. آنجا که برای خنک کردن سوزش فوق، دست بدامن فرانسیسکو گویا نقاش قرن نوزدهم اسپانیایی شده و در توصیف غول نقاشی شده او نوشته:

 

««« «غول پرهیبت و هیمنه» خلق ایران است که از میان تلاطم امواج شورانگیز انقلاب قد برمی‌افرازد و موجب «اضطراب و بی آرامی‌و بی قراری و اندوه» دشمن خونریز می‌گردد. به ویژه بعد از قیام شورآفرین دی ماه سال گذشته {1396} رفتم و دقایقی به «غول» در حال ظهور که مو برتن دشمنان سیخ کرده است خیره شدم.»»»

 

و اعتراف آشکار به تبدیل شدن فرقه رجوی به ابزار سرکوب رژیم از طریف سوء استفاده رژیم با زدن مارک منافق به مبارزه مردم ایران جهت گرفتن مجوز سرکوبشان مینویسد:

 

«««حتی و حتی از حرفهای مقام عظما هم که مجاهدین را عامل اصلی قیام معرفی کرد بگذریم… اما با هر نگاهی که به این حوادث نگاه کنیم به این قطعیت می‌رسیم که غولی در حال ظهور است. غولی زیبا که در استوای شب ایستاده و چشم انداز شیطنتش خاستگاه ستارگان است. یعنی باید به جای تردید و ناباوری، باور و یقین و استواری بیشتر را صیقل داد.»»»

اجابت مزاج

آنچه حمیداسدیانها، در فرقه رجوی بی تردید، باید باور و یقین کنند این است که: همان «««غول پرهیبت و هیمنه» خلق ایران … که از میان تلاطم امواج شورانگیز انقلاب قد برمی‌افرازد»»» همانها که شعار مرگ بر خامنه ای میدادند، یک قلم اجابت مزاج تاریخی هم داشتند و از آن طریق تشکلی بنام فرقه رجوی را به سپتیک تاریخ سپردند.

 

شهادتی تاریخی، در تائید تمامی مواضع جداشدگان علیه فرقه رجوی از مجاهد تا شورایی تا سیاستمداران تا لابی های اروپایی و عرب و … طی سالیان با هزاران  فاکت، و سند قتل و زندان و شکنجه و سرکوب و سوء استفاده جنسی و نقل قول ،عکس از ایرانیان سیاهپوست تبار! عرب لبنانی و سوری و مصری! اروپای شرقی تبار! سوریه ای تبار کمپهای پناهندگی! در تظاهرات و شوهای مریم رجوی بعلاوه نقل قول از تمامی خانواده های خود مجاهدین به نمایندگی از همان این غول عزیز که سالیان است میخواهد این درد روده و مسمومیت تاریخی بنام فرقه رجوی را طوری درمان کند و از خود دفع کند.

 

سر انجام با اجابت مزاج غول عزیز در بیش از صد شهر درجریان قیام شکوهمند سراسری بهمن ماه 1396 کشور این درد و ویروس مبارزاتی و مسمومیت تاریخی را با تخلیه روده بزرگش به سپتیک تاریخ فرستاد. و به جهانیان اعلام کرد که “این بادهای بسیار بد بو و این صداهای نا هنجار تحت نام شوهای پاریس فرقه رجوی حتی با هزاران تن عطر پاریسی نیز نمیشود جلوی آزرده کردن مشام جهانیان را بگیرد ناشی از همان ویروسهای روده بزرگ غول بوده که فقط باعث خجالت و آبرو ریزی بوده که خوشبختانه با اجابت مزاج در بهمن 96 این نجاست دفع شد.

 

و ما مجاهدین جدا شده بهمراه کلیه کسانیکه به ماهیت این طاعون مبارزاتی مشرف شده اند عزم کرده اند که با افشای پیگیر و بی امان و روز افزون فرقه رجوی بعنوانِ حفظ بهداشت محیط مبارزه نگذاریم که این ویروس و  بوی بد و متعفن و این صداهای نا هنجار که به  غول عزیز منتصب میشود  کسی را آزار بدهد.

 

 

اما پیام بسیار مهم و خیره کننده و تاسف انگیز دیگر قیام بهمن ماه 1396 جدای از به سپتیک فرستادن فرقه رجوی،  به یمن! خیانتهای رجوی طی چهل سال  گذشته، با شعار “رضا شاه روحت شاد” مردم ایران حتی مبارزات مجاهدین و مبارزین را در زمان شاه را نیز رد کردند و سنگ قبر دیگری بر قبربنیانگذاران آن نهادند.  اما باید دید که غول شناس فرقه معنی این فاجعه ملی را درک میکند که محصول فرقه رجوی و شخص مسعود رجوی و بسیاری دنباله روهای “زندانیان زمان شاه” او که مادون … بدنبال رجوی رفتند و میروند است را درک میکند؟

داود ارشد

اول خرداد 1397

به اشتراک بگذارید
Facebooktwitter

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.