مقالات پربیننده

خانم آناگومز نماینده پارلمان اروپا خواستار اخراج فرقه رجوی شد

گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی۲ امروز باید گفت آنچه را که فردا گفتنش دیر است

افشاگریهای فرشته هدایتی در مورد فرقه رجوی

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

افشاگریهای همخوابگیهای مسعود رجوی با زنان مجاهد

افشاگریهای همخوابگیهای مسعود رجوی با زنان مجاهد

سیامک نادری مرگهای مشکوک فرقه رجوی را افشا میکند

کشتن و سربه نیست کردنهای فرقه رجوی

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

فعالیت های ما در تصویر

افشاگری به کشتن دادن حسن جزایری از دانشجویان هوادار رجوی

 

قسمت سوم: نگاهی خالی از ترس به تروریسم

بررسی آنچه مسعود رجوی مبارزه اش میخواند

بقلم داود ارشد

لینک به قسمت اول: بررسی آنچه مسعود رجوی مبارزه اش میخواند

لینک به قسمت دوم : بررسی آنچه مسعود رجوی مبارزه اش میخواند

قسمت سوم:

 

جنگ

 


تعریف جنگ: 

این جمله که تعریف پدیده‌های علمی از مشکل‌ترین امور می‌باشد، در ظاهر منسوب به ارسطو است و چون اختلاف آرا و عقاید در علوم انسانی امری بدیهی است. پس هر دیدگاه به نوعی تعریفی ارائه می‌نماید. در تعاریف جنگ نیز آرای زیادی دیده می‌شود.

 

عقیده کلوزه ویتز(Clausewitz)

کلوزه ویتز، از استراتژیست‌های بزرگ جهان گفته است” جنگ ادامه سیاست به شیوه‌های دیگر است” . وی اندیشمند نظامی و از ارتشیان پروس بود. اثر او در مورد جنگ سرچشمه نظریات راهبردی در علم نظامی بوده و از ارزش بالایی برخوردار است. او در کتاب خود با عنوان پیرامون جنگ می‌نویسد: ««جنگ نباید به عنوان یک متغیر مستقل مورد توجه قرار گیرد، بلکه همواره باید به عنوان یک ابزار سیاسی هم مورد مطالعه واقع شود.»»

او همچنین اعتقاد دارد که پیروی سیاست از امور نظامی برخلاف عقل سلیم است. زیرا این سیاست است که اعلان جنگ کرده و همواره به صورت مغز اصلی به شمار می‌رود در حالی که جنگ به طور صرف وسیله‌ای بیش نیست و عکس آن صادق نیست. در نتیجه پیروی ارتش از امور سیاسی تنها شکل ممکن به شمار می‌رود.

 

تعریف جنگ از دیدگاه جامعه شناسان

گاستون بوتول میگوید، جنگ مبارزه مسلحانه و خونین بین گروههای سازمان یافته است.

همچنین دورکهیم ،  وبر و بسیاری از متفکرین از جنگ تعریف خاص خودر را ارائه نموده اند.  وبر بر خلاف برخی از جامعه شناسان معتقد است که جوامع همواره مجموعه‌ای هماهنگ نیستند و برای رسیدن به نظم و هماهنگی ناگزیر از نبرد و درگیری می‌باشند. وی نبرد را یک رابطه اجتماعی بنیادی می‌انگارد. رابطه اجتماعی نبرد به گونه‌ای است که از طریق تحمیل اراده یکی از دو طرف درگیر بر طرف دیگر ایجاد می‌گردد. او مبارزه را در همه جا و در تمام صحنه‌های زندگی اجتماعی می‌دید. اما حق تقدم را به سیاست خارجی ‌داده و وحدت ملی را وجه نظر خود قرار می‌داد. او اعتقاد داشت که سیاست قدرت بین ملتها ، که جنگها مظهر و نمود ظاهری آنها می‌باشد، به منزله بازمانده حقایق سپری شده گذشته نیستند. بلکه شکلی از مبارزه برای بقا در بین طبقات و ملتها می‌باشند.

تعریف جنگ از دیدگاه مردم شناسان

از نظر آنها جنگ بین کلیه اقوام ابتدایی و در همه نقاط وجود داشته است و به منزله ابزاری برای حفظ استقلال اجتماعات کوچک ، علیه دشمنان به منظور اظهار قدرت سیاسی یا برتری و سلطه بر دیگران بکار رفته‌است.

 

تعریف جنگ از دیدگاه فلاسفه

بطور کلی فلاسفه یونانی اعم از هراکلتیوس و افلاطون و ارسطو ، جنگ را ابزار مشیت الهی تلقی می‌کردند. بین بندگان و بردگان تفاوت ماهوی قائل بودند. دولت شهر را قبل از هر چیز سازمانی دفاعی و دژی جمعی می‌پنداشتند و جنگ را در راه حفظ حد و مرز آن امری ضروری و حتمی می‌شمردند.

نظریه ابن خلدون

ابن خلدون رابطه انسان با انسان را با توجه به تجاوزگری ذاتی انسان تبیین می‌کند. به نظر وی خوی تجاوزگری تهدیدی برای اصل نظام تعاون و معیشت انسان است.

عقیده خواجه نصیرالدین طوسی

وی عقیده دارد، همه انسانها علاقمند به زندگی راحت و بی دغدغه هستند. ولی امکانات موجود جوامع محدود است. بنابراین جنگ و درگیریها ، ناشی از همین ارضای غرایز و نفسانیات بشری است. بروز چنین شرایطی در جوامع به آنجا می‌انجامد که تنازع بقا و جنگ به اعماق جامعه کشیده شده و نسل آدمی در معرض انهدام و انقراض قرار می‌گیرد.

 

مفهوم جنگ عادلانه

مفهوم جنگ عادلانه  و نسبت جنگ عادلانه و الهیات مسیحی ،بیش از شانزده قرن است که در کانون مباحث فلسفه سیاسی در جهان مسیحیت قرار دارد.     ((نظریه جنگ عادلانه)) از مهمترین نظریه های روابط بین الملل و فلسفه سیاسی پیرامون صلح است که توسط سنت آگوستین اندیشمند و حکیم الهی طرح و بسط یافت. آگوستین جنگ را در صورتی عادلانه می داند که صادر کننده جنگ دارای مشروعیت الهی بوده و هدفش از این کار اجرای عدالت و بر پائی جامعه توحیدی باشد.

سه ویژگی جنگ عادلانه

به نظر آگوستین، نظریه جنگ عادلانه دارای سه ویژگی اساسی است،

  1. اخلاق(فضیلت)و عدالت
  2. قوانین(طبیعی و زمانی)
  3. مشترک المنافع.

همین سه نکته مهمترین دستاورد در نظریه جنگ عادلانه است .از طرفی، وی محور اساسی جنگ عادلانه راگناه قرار داده و بیان می کند که برای رهائی از زندگی مادی و شکل گیری زندگی معنوی جنگ عادلانه شکل می گیرد. آگوستین کوشیده است تا بر اساس مباحث دینی تعریفی متفاوت از عدالت ارائه کند، و بر اساس آن دیدگاهی متفاوت نسبت به فلاسفه گذشته خود از عدالت که صورتی زمینی داشت ارائه، و تفسیری روشن از جامعه معنوی و آرمان شهر خود بر اساس ادله دینی و طبیعی ارائه کند.

نظریه جنگ عادلانه به لحاظ ساختار منطقی که دارد، از طرفی با نظریه جنگ عادلانه(Just war) در نزد فلاسفه کلاسیک و از طرف دیگر با نظریه جنگ مقدس (Holy War)نزد فلاسفه قرون وسطی همخوانی دارد.

عبارت ‏(Just war)معمولاً در فارسی به جنگ عادلانه ترجمه می شود. لیکن بهتر است آن را جنگ مشروع ‏ترجمه کنیم.‏
در زبان لاتین و به تبع آن در زبانهای اروپایی در موارد زیادی واژه عادلانه (‏Just‏) معادل واژه قانونی و ‏مشروع (‏Legal‏) استعمال می شود. یکی از آن موارد همین عبارت جنگ مشروع است (‏Just war‏) که ریشه ‏آن در عبارت لاتین (‏justum bellum‏) می باشد. منظور از این ترکیب این است که لازم است جنگ توجیه ‏قانونی داشته باشد. بعبارت دیگر قانونی یا مشروع باشد. قانونی یا مشروعیت جنگ نیز البته مبانی خود را ‏دارد که در اعصار مختلف متفاوت بوده است ولی اکنون در عصر حاضر به دفاع مشروع محدود شده است. ‏لیکن در فارسی ما عدالت و قانون را مرادف یکدیگر بکار نمی بریم. این دو واژه یعنی قانون وعدالت معانی ‏متفاوتی را برای ما تداعی می کند.

 

هرچند در زبانهای اروپایی نیز قانون و عدالت دو مفهوم متفاوت است ‏لیکن همانطور که گفته شد در آن زبانها گاه این دو واژه به لحاظ لغوی مرادف یکدیگر بکار می رود ولی در ‏فارسی چنین نیست. به همین دلیل کاربرد عبارت جنگ عادلانه به نظر صحیح نمی رسد زیرا ممکن است ‏چنین برداشت شود که از جنگی صحبت می کنیم که منصفانه است و اصول عدالت و انصاف،  شروع چنان ‏جنگی را ایجاب و تایید می کند.

 

در حالیکه منظور از (‏Just war‏) آن است که عمل طرفی که داخل در جنگ ‏می شود قانونی و مشروع است و بعبارت دیگر آن طرف با ورود به جنگ مرتکب عمل خلاف قانون نمی ‏شود. تشخیص مشروع بودن یا نبودن یک فعل بسیار ساده است زیرا معیار و محکی بنام قانون وجود دارد که ‏می توان فعل را با آن سنجید. در حالیکه هرگاه بحث عدالت را داخل در قضیه کنیم (دست کم در زبان ‏فارسی) برداشت های متفاوتی از عدالت خواهیم داشت و هر طرف عدالت را به نحوی که خود مایل است تفسیر خواهد کرد. از جمله ‏مباحث تاریخی و ظلم هایی که به یک طرف رفته است در ذهن متبادر خواهد شد و طرفی که به جنگ دست ‏زده با تکیه بر آن مباحث کار خود را عادلانه تلقی خواهد کرد. ‏

 

جنگ و جهاد در اسلام

در قرآن، خداوند مسلمانان را به صلح و همزیستی با غیر مسلمان دعوت کرده  و حتی در صورت بروز جنگ نیز به مسلمانان و  به پیامبر  توصیه نموده است که اگر دشمن، تمایل خود را به توقف جنگ و به صلح نشان داد، شما نیز از ادامۀ جنگ منصرف شوید  با توکل بر خدا، در صدد انعقاد معاهدۀ صلح برآیید.

جهت درک سفارش قرآن به محمد از آیه 56 الی 61 سوره انفال را میآوریم که در آن علیرغم اینکه دعوت به شدت و حدت و آمادگی و شجاعت  و ایستادگی میکند در خاتمه در آیه 61 قطعی میکند که اگر طرف مقابل صلح خواستند و از جنگ و جهاد دست برداشتند شما نیز باید صلح کنید.

ترجمه آیات 56 الی 61 سوره انفال از قرآن معزی (ترجمه لغت به لغت)

«« (56) آنان که پیمان بستی با ایشان و سپس میشکنند عهد خویش را در هربار و ایشان نمیپرهیزند (57) پس هرگاه دست بر ایشان یافتی در جنگ پراکنده سازیدیشان آنان را که پشت سر ایشانند  شاید یادآور شوند (58) و اگر بیم داشتی از قومی خیانتی را پس بیفکن بسوي ایشان برابر همانا خدا دوست ندارد خیانتکاران را (59) و نپندارند آنان که کفر ورزیدند که سبقت جستند همانا به عجز نمیآورند ایشان (60) و آماده کنید براي ایشان هرچه توانید از نیرو و از اسبان بسته که بترسانید بدان دشمن خدا و دشمن خویش را و دیگران را از غیر ایشان که ندانیدشان خدا داندشان و آنچه دهید در راه خدا پرداخت شود به شما سراسر و ستم نمیشوید (61) وَإِن جَنَحُواْ لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ  و اگر به صلح گرائیدند پس بدان گراي و توکّل کن بر خداي که او است شنونده دانا»»

 

در مورد نقش پیامبر در ارتباط با جهاد ، علیرغم اینکه برخی از نويسندگان و تحليل‌گران تاريخ اسلام نکته ای مطرح میکنند مبنی بر این که دين محمد  با زور  شمشير به پيش رفته است، و هر فتح و پيروزي که او به دست آورده، در سايه جنگ ‌افروزي و نبرد با اقوام و قبايل ديگر بوده است، در امر  جهاد ، آنگونه که دیگرنویسندگان و محققین مینویسند پیامبر در هیچ جنگی آغازگر جنگ نبوده و تمامی جنگهای او تدافعى و برای دفاع از خود بوده است. پیامبر در برابر مشرکان و یهودیان ناگزیر برای دفاع از خود وارد جنگ  می شد و عموم سيره ‌ نويسان نوشته اند “تمامي  غزوات پیامبر با لشکرکشي و هجوم از سوي دشمنان آغاز شده است.”

اگر به زعم موافقین جهاد که با استمداد از آیه های قرآنی سعی دارند بگویند خداوند از مؤمنان و بندگان  صالح خود خواسته برای جلوگیری از تبهکاری و فساد در روی زمین  به جهاد قیام کنند و به استناد آیه 14 سوره : التوبة

قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَيُخْزِهِمْ وَيَنصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُّؤْمِنِينَ “پس با ﺁنان بجنگید تا خدا به دست شما عذابشان دهد و خوارشان کند” اصرار به جنگیدن دارند تا احقاق “حق  خدای متعال”  کرده باشند و حکومت الهی را در سرتا سر عالم برقرار کنند و اگر قرار بر استقرار حکومت الهی و فرمانروائی الله شد، ﺁیا ادعایی اینچنین، معنائی جز این پیدا می کندکه بپذیریم خداوند جهان موجوداتی را ﺁفریده و خشونت و جنگ را سرشت ﺁنها کرده است تا با آن سرشت، بندگان او را به نابودی بکشند!   هرگاه انسان طبیعت سفاک و فسادگر داشته باشد و زندگی اجتماعی را عرصه جنگ کند، چگونه میتوان انتظار داشت که این انسان حتی امکان زندگانی و حیات پیدا کند؟ انسان با داشتن این چنین سرشتی، کجا ﺁزادی دارد که خلاف طبیعت خویش عمل کند؟

اما اگر خشونت را سرشت انسان ندانیم و  هرگاه خداوند به انسان گفته باشد که انسان بر فطرت خدائی، آزاد ﺁفریده شده است، انسان از ﺁزادی و اختیار خود غافل نشود و زور درکار نیاورد، خشونت گری نکند مسئول کردارخودش باشد، آنگاه پیامبری محل واقعی خود را پیدا می کند، مسئولیت انسان معنی پیدا می کند، توانائی انسان معنی پیدا می کند، رشد و توسعه معنی پیدا می کند. اگر حکومت کاری به کار عقاید انسانها نداشته باشد، تحمیل عقیده با زور چگونه ممکن خواهد بود و کجا با  “لااکراه…” هم خوانی پیدا خواهد کرد؟

 

تعریف جنگ انقلابی

جنگ انقلابی مرحله‌ای از بروز درگیری و خشونت بین نیروهای انقلابی حاکم با دولتهای بیگانه و حامیان آنها در داخل کشور یا خارج از مرزهاست. {دانشنامه رشد}.

اجرای عملیات نظامی توسط نیرویی که قادر نیست دشمن را در نبرد مستقیم شکست دهد، ضمن اینکه در سرزمینهای خودی میجنگد، هدفش برقرارکردن حکومت جدید است. دارای ویژه گیهای زیر هستند:

  • معمولا توسط نیروهای منظم حمایت نمیشوند.
  • دارای نیروهای ویژه نیست.
  • شامل قیام عمومی و بکارگیری پارتیزانهاست.{جنگ و سیاست- انتشارات دانشگاه هاروارد}

 

انواع جنگهای انقلابی

 جنگ انقلابی داخلی

این نوع جنگ عموما بین نیروهای انقلابی از یک طرف و قدرت حاکم از طرف دیگر صورت می گیرد. اهداف نیروهای مبارز ، تضعیف حکومت و در نهایت واژگونی رژیم سیاسی حاکم است که به روشهای مختلف سیاسی ، تبلیغاتی و نظامی صورت می‌پذیرد. همانند، جنگ داخلی اسپانیا، جنگ داخلی آمریکا. جنگهای داخلی کنگو…

جنگ انقلابی خارجی

در این جنگ انقلابیون علیه دولتهای استعمارگر و حامی رژیم سیاسی حاکم می‌جنگند. مانند ویتکنگها در جنگ ویتنام، و معتقدند که تا این نیروهای بیگانه در کشورشان حاکمیت داشته باشند، هیچگونه استقلال ، پیشرفت و آزادی برای آنها معنی و مفهومی نخواهد داشت. آنها با تقویت احساسات ملی‌گرایانه و آزادیخواهی به بسیج نیروهای مردمی دست می‌زنند تا نیروهای بیگانه و عوامل داخلی را شکست دهند. این نوع مبارزه را مبارزه آزادیبخش یا جنگ رهایی‌بخش نیز گفته اند. همانند جنگ آزادیبخش برای استقلال آمریکا از یوغ انگلیسی ها. جنگ ویتنام برای رهایی از سلطه آمریکا.

بطور کلی جنگهای انقلابی را به رغم داشتن یک یا چند عنصر از مفهوم انقلاب نمی‌توان دقیقا یک انقلاب تلقی نمود. بلکه آن را باید بخشی یا فصلی از روند انقلاب بدانیم که در مرحله خاصی از جریان انقلاب برای ضربه زدن بر پیکره نهادهای نظامی ، اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی نظام یا تضعیف قدرت ، به آن نیاز می‌باشد.

نیروی تروریستی

 رجوی و ابوبکر

همانگونه که در فوق آمد بنابر تعریفی که از تروریسم میشود مراجع مختلف با تعریف خاص خود تروریسم را تعریف و دشمنان خود را در لیست تروریستها وارد کرده اند. به همین دلیل میبینیم که آمریکا، کانادا، انگلیس، اتحادیه اروپا، هند، شوروی، استرالیا، چین و حتی اوکراین لیست گروههای تروریستی خاص خود را دارند. البته لیستی هم سازمان ملل دارد. در این لیست که از تمامی ملیتها،  مذاهب و ایدئولژیها از جمله مسلمان، مسیحی، کمونیست، حوثی، و … بعنوان تروریست حضور دارند به بیش از حدود 150 گروه تروریستی میرسد. https://en.wikipedia.org/wiki/List_of_designated_terrorist_groups  در این لیست از فرقه رجوی، طالبان، القاعده، داعش، جبهه النصره، بوکو حرام، الشباب و حتی در مواردی گروه جدایی طلب اتا در اسپانیا قرار دارند.

منطق تروریستی

تروریستها عطف به اینکه دولتهای غربی یا غیر غربی یا مثلا دولت فرانسه را ظالم، سرکوبگر و فاسد و… میدانند و ضمن اینکه معتقدند باید آنها با روشهای خشونت آمیز به زیر کشید و حذف نمود، همه مردم فرانسه و دیگر مردمی که به این دولتها رای داده و انتخاب کرده اند، از آن حمایت میکنند، چرخش امورش را بدست دارند وحتی در حوضه قانونی آن دولتها زندگی میکنند … را نیز همانگونه مینگرند و بنابراین مستوجب همان سرنوشت.  بنابراین شاهدیم که چگونه با حداکثر بی رحمی جنایتکاران روانی و شقاوتی که حتی در حیوانات نیز دیده نمیشود دست به کشتار مردم میزنند. در همین راستاست که ما شاهدیم که چگونه کسانیکه به این افکارو منطق تروریستی مسلح هستند بطور روزانه جهت ایجاد ترور و وحشت خود را در میان مردم منفجر میکنند، به آتش میکشند، افراد بیگناه حتی بر اساس منطق بی پایه و اساس تروریستها، بدون اینکه مشخص باشد اساسا از دولت حمایت میکنند یا خیر را ترور میکنند و یا مراکز مردمی مانند بازارها و یا محلهای تجمع مردم  و رستورانها را منفجر میکنند و یا به رگبار میبندند.

 

بعضی آمار مربوط به تروریسم در جهان

شاخص جهانی تروریسم نشان می‌دهد که ۱۰ هزار حمله تروریستی در سال ۲۰۱۳ انجام شد که نسبت به سال قبل ۴۴ درصد بیشتر شده است. این گزارش که توسط “موسسه اقتصاد و صلح” تهیه شده می‌گوید که در سال ۲۰۱۳ حدود ۱۸ هزار نفر در اثر حملات تروریستی جان خود را از دست داده‌اند که هشتاد درصد (۱۴ هزار و ۷۲۲ نفر) آنها در کشورهای عراق،  سوریه، افغانستان، پاکستان و نیجریه قربانی شده‌اند. بنا بر این گزارش، عراق با ۶ هزار و ۳۶۲ قربانی (بیش از یک‌سوم کل کشته‌ها)، بزرگ‌ترین قربانی حملات تروریستی بوده و گروه‌های “دولت اسلامی“،القاعده، بوکوحرام و طالبان مسئول بیشترین کشتارها بوده‌اند. جنگ داخلی سوریه که از سال ۲۰۱۱ شروع شد، بیشترین تاثیر را در افزایش حملات تروریستی داشته است. در فهرست کشورهایی که بیشترین آسیب را از تروریسم دیده‌اند، ایران بعد از بریتانیا و قبل از یونان  و آمریکا در رده ۲۸‌ام قرار دارد. ایران همچنین جزو ۱۳ کشوری است که بنا بر این گزارش در کنار کشورهایی مثل  مکزیک  و اسرائیل در معرض خطر افزایش حملات تروریستی است .

A14

بنابرآمار فوق بین سالهای 2001 الی 2014 مجموعا 108294نفر در جهان و 420نفر در اروپای غربی قربانی تروریسم شده اند. براساس آمار کلیشه زیر بیشترین حمایت از تروریسم در کشور عراق (عطف به حضور بعثی های رژیم سابق در عراق و فعالیت آنها در ای سیس) و سیاستهای تبعیض آمیز دولتهای جدید بعد از صدام در آن کشور وجود دارد.  ایران و لبنان دوکشور منطقه هستند که آمار حمایت از تروریسم در آنها صفر است.

A15

 

آمار تروریستی ماه ژانویه 2016

آمار عملیات تروریستی ماه ژانویه 2016
روز محل شرح گروه تروریستی کشته زخمی
1 کابل انتحاری در یک رستوران فرانسوی طالبان 2 15
2 هند حمله مسلحانه جائشه محمد 7
3 عراق حمله 5نفره به پایگاه نظامی اسلامیست 15 22
4 کابل کامیون انتخاری القاعده 0 30
7 آمریکا-فلادلفیا حمله به یک پلیس داعش 0 1
7 لیبی بمب گذاری در پالایشگاه نفت 7 11
7 فرانسه حمله به پلیس در سالگرد حمله شارلی هیبدو اسلامیست 1 0
7 لیبی کامیون انتخاری به کمپ آموزشی پلیس اسلامیست 50 100
8 مصر حمله به یک هتل اسلامیست 0 3
11 عراق بمب گذاری انتخاری داعش 20 40
11 مارسی فرانسه حمله به یک معلم یهودی داعش 0 1
12 استانبول بمب گذاری داعش 10 15
14 جاکارتا حمله مسلحانه 5نفره داعش 2 24
15 بورکینافاسو حمله به یک هتل اسلامیست 20 15
15 کنیا پایگاه نظامی کنیا اشباب 63 0
21 پاکستان حمله به دانشگاه باخاخان الشباب 22 0
22 سومالی حمله به رستوران ساحلی سومالی 20 0
25 کامرون انتحاری بوکوحرام 25 62
جمع کشته و زخمی به تفکیک 264 339

خاطرنشان میشود که در جدول شگفت انگیز فوق آمار درحداقل نوشته شده و کشته و زخمی های چند روز بعد از حمله آورده نشده است. مهمتر و شگفت انگیز تر اینکه طراحان و عامران تروریسم آنرا عملی مقدس مینامند و از تروریسم خود بعنوان کاری خدایی و مقدس نام میبرند. همانگونه که عملیات تروریستی 11سپتامبر چه توسط بن لادن و چه توسط مسعود رجوی در حمایت از آن بعنوان عمل مقدس و جهاد با امپریالیسم خوانده شدند.

ادامه دارد

 

به اشتراک بگذارید
Facebooktwitter

One Response to قسمت سوم: نگاهی خالی از ترس به تروریسم

  1. Pingback: قسمت پنجم : بررسی آنچه مسعود رجوی مبارزه اش میخواند |

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.