خانم آناگومز نماینده پارلمان اروپا خواستار اخراج فرقه رجوی شد

گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی۲ امروز باید گفت آنچه را که فردا گفتنش دیر است

افشاگریهای فرشته هدایتی در مورد فرقه رجوی

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

افشاگریهای همخوابگیهای مسعود رجوی با زنان مجاهد

افشاگریهای همخوابگیهای مسعود رجوی با زنان مجاهد

سیامک نادری مرگهای مشکوک فرقه رجوی را افشا میکند

کشتن و سربه نیست کردنهای فرقه رجوی

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

فعالیت های ما در تصویر

مقالات پربیننده

افشای پولشویی های فرقه رجوی

 

چرا مذاکره کره شمالی و آمریکا شکست خواهد خورد؟

 

چرا مذاکره کره شمالی و آمریکا شکست خواهد خورد؟

ناکامی مذاکرات پیش رو در حالی که کره شمالی حاضر به تعلیق برنامه هسته ای و موشکی خود شده است به طور حتم واشنگتن را در مقابل انتقادات بین المللی به برهم زدن مذاکرات و نداشتن رویکرد صادقانه برای رفع بحران قرار خواهد داد.

الوقت– پس از یک دوره طوفانی از تهدید متقابل هسته‌ای و تندگویی رهبران کره شمالی و آمریکا نسبت به یکدیگر که جهان را تا آستانه شروع جنگی ویرانگر سوق می‌داد، اما اکنون وضع به طور کلی دگرگون شده و پیام های سازنده و مثبت دوسویه از تمایل برای گفتگو و رفع تنش هر روز از سوی ترامپ و کیم جونگ اون منتشر می‌شود. مهمترین تحولات صورت گرفته در طی روزهای اخیر افشای سفر جنجال‌برانگیر مایک پمپئو رئیس اسبق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) به پیونگ‌ یانگ، برقراری خط تماس مستقیم میان دو کره و همینطور اعلام یکباره و غافلگیرکننده کره شمالی در تعلیق برنامه هسته‌ای و موشکی این کشور می‌باشد که عاملی شده‌اند تا چشم‌انداز تیره و تار امنیت شبه جزیره به یکباره جای خود را به افقی روشن از ایجاد صلح دهد. بر این اساس این پرسش اکنون مطرح است که آیا باید در انتظار معامله‌ای تاریخی باشیم تا تقریباً آخرین سنگر نظام کمونیستی (بر مبنای نظام اقتصادی اشتراکی) نیز توسط سردمدار سرمایه‌داری جهانی فتح شود و از این رو شاهد فصل جدیدی از مناسبات میان آمریکا و کره شمالی باشیم؟ بررسی تاریخی این موضوع به طور واقعبینانه‌تری می‌تواند پاسخ این پرسش را روشن سازد.

بمب هسته ای، اکسیر امنیت برای پیونگ یانگ

سابقه تمایل کره شمالی به مذاکره و گفتگو برای حل و فصل اختلافات با آمریکا و غرب را برای چندین مرتبه می‌توان در گذشته نیز یافت.

در اکتبر 1994، ایالات متحده و کره شمالی معامله‌ای را با عنوان “چارچوب توافق شده” انجام دادند که بر طبق آن، پیونگ یانگ متعهد می‌شد که برنامه هسته ای خود را تحت حمایت پادمان های بین المللی آژانس بین المللی انرژی اتمی (IAEA) متوقف کند. در مقابل، به این کشور برای ساخت دو راکتور هسته ای به منظور استفاده های غیرنظامی و 500000 تن سوخت سنگین در سال و کمک های دیگر، از جمله کمک های غذایی، وعده داده شده بود.

اما در نهایت این توافق در پی عدم ساخت راکتورهای وعده داده شده به دلیل تداوم تحریم‌های غرب بر علیه پیونگ یانگ و اجرا نشدن برنامه های کمک غذایی به دلیل اختلافات فروپاشید و پیونگ یانگ مخفیانه برنامه تحقیق هسته ای خود را ادامه داد.

در 29 فوریه 2012، ایالات متحده و کره شمالی اعلام توافق جدیدی به نام “توافقنامه روز جهش” را اعلام کردند. در این طرح، کره شمالی متعهد شد که برنامه غنی سازی اورانیوم و آزمایش‌های موشکی خود را به حالت تعلیق درآورد و در ادامه نیز مانع نظارت بین المللی بر برنامه هسته ای این کشور نشود. در عوض، ایالات متحده نیز اعلام کرد که کمک غذایی به میزان 240،000 تن را به پیونگ یانگ خواهد فرستاد.

اما این توافقنامه نیز، همانند “چارچوب توافق شده” مدت زیادی طول نکشید و چند ماه بعد، ایالات متحده ارسال کمک مواد غذایی خود را به بهانه تداوم برنامه موشکی کره شمالی در قالب راه اندازی ماهواره، متوقف کرد.

اکنون رهبر کره به نقل از رسانه ها اعلام کرده است که نمی‌خواهد آنچه برای قذافی در لیبی و صدام در عراق پیش آمد که با حمله نظامی غرب سرنگون شدند را وی نیز تجریه کند. اما واقعیت آن است اعتیاد کره شمالی به سلاح‌های هسته ای، فراتر از مشاهده مداخلات اخیر آمریکا در عراق و لیبی است.

کیم ایل سونگ، پدربزرگ رهبر کنونی کره، حتی قبل از اینکه رژیم کمونیستی را در پیونگ یانگ در 9 سپتامبر 1948 اعلام کند، سلاح هسته ای را مد نظر داشت. در پایان جنگ جهانی دوم، هزاران کارگر کره ای از ژاپن اخراج شدند و در بخش شمال شرقی شبه جزیره کره که توسط شوروی اشغال شده بود سکنی گزیدند. بسیاری از آنها در هیروشیما و ناگازاکی مشغول به کار بودند که توسط آمریکا در اوت 1945 مورد حمله هسته ای قرار گرفت. آنها با داستان هایی از سلاح “روز قیامت” به کشور خود بازگشتند که دشمنی با آمریکا را با ترس از نابود شدن کامل درآمیخته بود.

این ترس زمانی به طور ملموس‌تری در میان نه تنها رهبران کره شمالی بلکه حتی مردم این کشور افزایش یافت که ایالات متحده قصد داشت حملات هسته ای علیه شمالی‌ها را آغاز کند. حتی گفته می‌شود در 9 دسامبر 1950، فرمانده نیروهای آمریکایی، ژنرال داگلاس مک آرتور، لیستی از 26 بمب اتم را برای جلوگیری از پیشرفت ارتش کره شمالی و متحدان چینی خود ارائه داده است.

همچنین در سپتامبر 1956 امریکا تصمیم گرفت که بر خلاف بند 13 (د) قرارداد آتش بس کره، تسلیحات هسته ای در خاک کره جنوبی مستقر کند. این تصمیم در مراحل مختلف طی سالهای 1957 و 1958 به اجرا درآمد. تلاش های شوروی و هم پیمانانش در سازمان ملل برای جلوگیری از تصمیم آمریکا به جایی نرسید.

متقابلاً کره شمالی اقدام به ایجاد تاسیسات عظیم زیرزمینی تسلیحات متعارف در نزدیکی منطقه حائل کرد به طوری که نیروهای کره جنوبی و آمریکایی در تیررس این تسلیحات قرارگرفتند. در سال 1963 کره شمالی از شوروی درخواست کمک کرد تا بتواند به تکنولوژی و تسلیحات هسته ای دست پیداکند؛ اما این درخواست پذیرفته نشد. معهذا شوروی موافقت کرد که به برنامه صلح آمیز هسته ای کره شمالی از جمله آموزش کارشناسان این کشور کمک کند. بعدها چین هم با درخواست مشابه کره شمالی مخالفت کرد.

کره شمالی از آن زمان خواستار داشتن سلاح های هسته ای برای مقابله و جلوگیری از حمله احتمالی ایالات متحده شده است و از این طریق بقای خود را تضمین کند. در سال 1965 یک رآکتور تحقیقاتی هسته ای دریونگ بیون (Yongbyon) در شمال پیونگ یانگ عملیاتی شد و آغاز به کار برنامه هسته ای کره شمالی را کلید زد. مرکز «یونگ بیون» با کمک شوروی تاسیس شد. در دهه های 1960 و 1970، بیش از 300 دانشمند هسته ای کره شمالی در موسسه فیزیک مهندسی مسکو، دانشکده فنی باومن و موسسه انرژی مسکو آموزش دیده بودند. بعد از فروپاشی شوروی نیز دانشمندان روسی و آلمانی‌تبار همچنان در کره به توسعه برنامه اتمی این کشور کمک می‌کردند.

در نهایت 3 اکتبر 2006، وزارت خارجه كره شمالی در واکنش به تهدیدات آمریكا، اعلام كرد كه قصد دارد بمب اتمی را آزمایش كند و سه روز بعد این اتفاق تاریخی برای کره روی داد.

مذاکره واشنگتن- پیونگ یانگ با بازی پشت پرده چین و روسیه

موضوع دیگری که موجب می‌شود نتوان به نتایج مذاکرات احتمالی میان سران آمریکا و کره شمالی به طور خوشبینانه‌ نگاه کرد، واقعیت مشارکت پشت پرده و غیرمستقیم چین و روسیه و دیگر بازیگران منطقه ای در مساله است. به طور حتم مسئله بحران هسته‌ای کره شمالی تنها موضوعی دوسویه میان آمریکا و پیونگ یانگ نیست و قدرت‌های مهم دیگر همچون چین و روسیه نیز در این موضوع درگیر هستند.

از یک بعد، در حالی که ترامپ تحریم‌های گسترده شورای امنیت را عامل روی آوردن رهبران کره شمالی به آمدن بر پای میز مذاکره می داند با نگاهی دقیق‌تر به ماجرا باید گفت که عامل اصلی تمایل پیونگ یانگ به مذاکره در شرایط کنونی اعمال فشار چین بر کره شمالی و همراهی پکن با تحریم های بین المللی علیه این کشور بوده است.

پس از چهار آزمایش پر هزینه هسته ای از سال 2012 همزمان با تحریم های توسعه یابنده بین المللی اقتصاد کره شمالی به شدت وابسته به ارتباط با پکن شده بود. همچنین طبق گزارش سازمان ملل متحد در ماه ژوئیه 2017، بارندگی در کره شمالی به طور چشمگیری کاهش یافته و این خود در بروز کمبود مواد غذایی در این کشور تاثیرگذار بوده است. در این شرایط سیاست پکن برای کاهش واردات محصولات نساجی و سوخت از کره شمالی عامل مهمی برای پذیرش گفتگو با ترامپ از سوی پیونگ یانگ می باشد.

اما چرا چین که همواره از حمایت کره شمالی به عنوان اهرمی برای فشار بر آمریکا و متحدان آن در منطقه و جلوگیری از اتحاد دو کره استفاده کرده، اکنون سیاست حمایت از غیرهسته ای شدن کره را در پیش گرفته است؟ پاسخ این پرسش را باید راهبرد اصلی آمریکا در شرق دور برای مقابله با روند قدرت‌گیری چین دانست که از دوران اوباما کلید خورد و اکنون در دوره ترامپ تشدید نیز شده است. آمریکا با بهانه برنامه اتمی کره و لزوم حمایت از متحدین خود بمب افکن های هسته ای بی 52 را در کره جنوبی مستقر نموده و در دوره ترامپ حضور نظامی خود در شرق آسیا را تشدید و استقرار سیستم دفاع موشکی پیشرفته تاد (THAAD) را در کره جنوبی و ژاپن تسریع کرد. این سیستم با برد راداری حدود 1000 کیلومتر قادر است عمق خاک چین و بخش هایی از خاک روسیه را تحت مراقبت و رصد آمریکا قرار دهد که عامل مهمی در برتری استراتژیک آمریکا در برابر این رقبا خواهد بود. حساسیت این موضوع هنگامی بهتر درک می شود که این واقعیت در نظر گرفته می شود که واشنگتن در سه سند مهم تعیین کننده استراتژی سیاست خارجی و امنیت ملی خود در دوران ترامپ از چین و روسیه به عنوان مهمترین تهدیدات برای امنیت ملی و هژمونی آمریکا و ضرورت مقابله با آنها یاد کرده است.

از بعدی دیگر اما می‌توان سابقه مواضع کره شمالی نشان داده است که پیونگ یانگ در گذشته نیز رویکرد استقبال از مذاکره برای حل و فصل اختلافات و پایان تخاصم را داشته است.

از این رو می‌توان اذعان کرد گرایش پیونگ یانگ به مذاکره را نمی‌توان به معنای تسلیم شدن در برابر خواست آمریکا قلمداد کرد. بلکه آنچه مسلم به نظر می‌رسد آن است که با این اقدام کره شمالی، چین و روسیه توپ را در زمین آمریکا انداخته‌اند. ایالات متحده به تداوم حضور نظامی و تقویت این نیروها در نزدیک مرزهای چین و روسیه از دید یک اقتضای استراتژیک برای حفظ منافع خود و جلوگیری از قدرت یابی چین نگاه می‌کند. این نیاز به طور مشابهی از سوی سایر متحدین آمریکا در این منطقه- همچون ژاپن- نیز مطرح است. بنابراین می توان انتظار داشت  که ناکامی مذاکرات پیش رو در حالی که کره شمالی حاضر به تعلیق برنامه هسته ای و موشکی خود شده است به طور حتم واشنگتن را در مقابل انتقادات بین المللی به برهم زدن مذاکرات و نداشتن رویکرد صادقانه برای رفع بحران قرار خواهد داد. در واقع آمریکا اکنون پس از تمایل کره شمالی به مذاکره با درخواست های چین و روسیه برای کاهش حضور نظامی در منطقه برای به ثمر نشستن مذاکرات مواجه خواهد بود. موضوعی که سیاست‌گذاران کاخ سفید حاضر به پذیرش آن نیستند.

به اشتراک بگذارید
Facebooktwitter

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.