مقالات پربیننده

خانم آناگومز نماینده پارلمان اروپا خواستار اخراج فرقه رجوی شد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت دوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی امروز باید گفت آنچه را که فردا گفتنش دیر است

قسمت دوم: گفت و شنود با فرشته هدایتی: افشاگریهای فرشته هدایتی در مورد فرقه رجوی

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

سیامک نادری مرگهای مشکوک فرقه رجوی را افشا میکند

کشتن و سربه نیست کردنهای فرقه رجوی

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

فعالیت های ما در تصویر

افشاگری به کشتن دادن حسن جزایری از دانشجویان هوادار رجوی

 

مهستان یا تئاتر مبارزه و آلترناتیو به کارگردانی آقای نوری علا

nori allahواقعیت نبود هیچ آلترناتیو دمکراتیک و مستقل واقعی درمقابل رژیم کنونی بزرگترین معظل جنبش مردم ایران برای رهایی از آن است. مقوله ای که ذهن مبارزین واقعی این مردم را بخود مشغول کرده است. این کمبود واقعی همه ایرانیان خسته و کارد به استخوان رسیده را مترسد و گوش بزنگ نگه داشته تا هر ندایی که کورسویی از تشکیل یک آلترناتیو در آن دیده شود بطرف آن جلب شوند. متاسفانه همانگونه که در فضای سیاسی خارج کشور در سالهای اخیر شاهد بوده ایم هستند عناصر و تشکلهایی که فرصت طلبانه (هرکدام با اهداف مختلف) تلاش میکنند از این کمبود جدی سوء استفاده کرده و اجناس تقلبی خود را به مردم ایران قالب کنند. این تلاشها از جانب تمامی طیف های سیاسی ایرانی از به اصطلاح اصلاح طلبان داخل رژیم گرفته تا  نوع استالینیستی همین رژیم (فرقه مجاهدین خلق) در خارج کشور با هوشیاری مردم ایران نتوانسته است بجایی برسد.

 

متاسفانه درآخرین نمونه این تلاشها مربوط به حرکتی است که تحت نام سکولاردمکراتها شکل گرفته است. بنده نیز مانند بسیاری از کنشگران دیگر سیاسی خارج کشور با خوشحالی و اشتیقاق و به توصیه یکی از همرزمان سابق به این تلاش جذب شدم. تا ضمن انتقال تجربیات خود در شکست تمامی تجارب پوشالی دیگر اگر بتوان کمکی کوچک به رفع این کمبود جدی جنبش مردم ایران کرده باشم. در طی دو روز کنگره پنجم 28 و 29 اکتبر که احزاب و گروهها و شخصیتهای مبارز و فرهیخته بسیاری در آن رنگین کمانی از دیدگاهها و راه حلهای مختلف را بنمایش گذاشتند آقای نوری اعلا که بعدها خودشان را “طراح و پیشنهاد دهنده-همه کاره” کنگره و … (تحت نام وحدت در کثرت) معرفی کردند تا لحظه آخر سکوت اختیار کرده بودند تا بعد از اینکه 150نفر از 200 شرکت کنندگان کنگره را ترک کرده بودند به صحنه آمده و با نادیده گرفتن دو روز کنگره بطور بسیار غیرمعقول و غیر دمکراتیک پیشنهاد مهستان را به محدود افراد باقی مانده و صندلیهای خالی شده بعنوان حاصل این کنگره ابلاغ کرد!!!

 

«««آقای دکتر عبدالستار دوشوکی از شرکت کنندگان در کنگره دراین باره نوشتند:

به ناگاه آقای دکتر نوری علا (بعنوان سخنران آخر) با رد همه پیشنهادات دو روزه (۲) به بازماندگان آن نشست می گوید: “خانم ها و آقایان ! به منازل خود تشریف ببرید. ما آدرس ایمیل های شما را داریم. برای تشکیل “مهستان اپوزیسیون” شما را دعوت خواهیم کرد”. به همین سادگی! جمعبندی و نتیجه گیری و تعیین تکلیف برای بیش از صد شرکت کننده فرهیخته و “بزرگسال” به همین سادگی و بی رودرواسی بود. و شوربختانه هیچ کسی هم اعتراض نکرد که این تردستی غیرمترقبه و شاهکارگونه “مهستانی” در لحظات واپسین از کجا آمد.

جناب آقای دکتر نوری علا در مصاحبه با کیهان لندن (۳) می گوید “من جرئت پیدا کردم ایده و فکری را که مدت‌ها در سر داشتم در پایان کنگره مطرح کنم. بالاخره کسی که کار سیاسی می‌کند و می‌خواهد بگوید که من برای مملکتم کاری می کنم باید به یک نوعی از جایی نمایندگی داشته باشد، بدون نمایندگی حقانیتی وجود ندارد و طرف گفتگو هم خواهد گفت تو کی هستی که می‌خواهی حرف بزنی! در نتیجه همیشه در پی این بودم که چگونه می‌شود جمعی را با همدیگر متحد کرد، حالا از صد نفر تا هزار نفر؛ تا وقتی یک نفر از جانب آنها سخن می‌گوید بتواند بگوید که من نماینده این تعداد هستم”. بعقیده نگارنده باید گفت: عجب؟ این چه شیوه و ترفند دمکراتیکی است که ایده و فکر خود را باید در طی دو روز بحث و گفتگو و مباحثه پنهان داشت، و عکس جمعیبجای مطرح کردن آن در ابتدای کنگره و به بحث گذاشتن آن، در پایان کنگره مطرح کرد؟ …. گویی نتیجه محتوم این بازی دو روز قبل از آغاز آن حتمی الوقوع و گریزناپذیر بود.  …در جواب این سوال خبرنگار کیهان لندن (۳) که می پرسد: “آیا فکر می‌کنید این «مهستان» می‌تواند موفق باشد؟ دکتر نوری علا جواب می دهد: ” یک نفر از دویست نفری که در سالن بودند نگفت که من نیستم، بلکه همه پرسیدند ما چطور می‌توانیم عضو شویم”. باز هم باید گفت حیرتا و شگفتا به این درجه از “خودشکوفایی” و اعتماد به نفس. زیرا به گواهی شهود از جمله خود بنده و عکس یادگاری پایانی در غروب یکشنبه (۴) فقط ۵۷ نفر (شامل عکاس) باقی مانده بودند؛ بعلاوه چند نفری که حاضر نشدند در عکس حضور داشته باشند و سالن را قبل از عکسبرداری ترک کردند. این ادعا و شیوه اعمال دمکراسی یعنی توهین به خرد جمعی. »»» پایان نقل قول

 

 

با این رفتار آقای نوری اعلا و بدون اینکه کنگره به نتیجه ای رسیده باشد و ابلاغِ “به خانه های خود بروید برای مهستان دعوت خواهید شد” در اوج تعجب از اینکه  این مهستان از کجا ناشی شد چه ربطی به این کنگره داشت، پس کنگره برای چه بود؟ اینهمه هزینه، وقت و انرژی نزدیک به 200تن از سازمان ها و شخصیتها و فرهیختگان تحمیل کردن و آنها را از سراسر جهان به کلن کشاندن برای چه بود؟ آیا استفاده فرصت طلبانه از دعوت و حضور شخصیتهای سیاسی و احزاب برای جازدن آن بعنوان تائید مهستان نوری علا بود؟ یا خیر ادامه همین کنگره خواهد بود یا … با ذهنیتی کاملا در ابهام و کاملا نا باورانه در اولین جلسه مهستان شرکت کردم.

 

 

قبل ازمهستان توسط مسئول فنی و عضو حزب سکولار دمکرات آقای …. نسبت به نرم افزارکال کنفرانس Zoom  که میتواند تا 500نفر را بهم وصل کند توجیه شدیم. آنچه بسیار قابل تامل است اینکه اعضای این مهستان گذشته از اینکه سابقه هرکدام برای دیگر روشن نبود، نه تنها هیچ شناختی از همدیگر نداشتند حتی اسامی همدیگر را نیز نمیدانستند.

 

 

اینبار نیز آقای نوری علا تصمیم گرفته بودند که مهستان را در دو نوبت 50 نفره برگزار کنند. که افراد ثابت هر دو نوبت همان اعضای حزب چند نفره خودشان بودند. متاسفانه در همان جلسه اول مهستان که فقط 40نفر شرکت کردند، هشت نفر عضو حزب سکولار دمکراتها بودند که بعنوان هسته اصلی تیم اجرایی مهستان و سه نفر را نیز باز به پیشنهاد نوری علا از میان بقیه گزینش کردند.

 

 

نوری اعلا: “آقای … به این دلیل که مدیریت خوانده اند، آقای … را چون مطالعاتی تئوریک میکنند، و ….” در صورتیکه نوری علا با نادیده گرفتن کامل حقوق  50 نفر دوم وارد انتخاب کمیته اجرایی میشدند. در واقع حزب سکولار دمکرات (آقای نوری علا) همانگونه که از کنگره پنجم  برای جازدن مهستان خود بعنوان محصول کنگره پنجم و حاصل کار انبوه افراد و  احزاب و … دست به یک دزدی سیاسی میزدند اینبار با مهستان بعنوان مصاحبه برای گزینش استفاده میکرد و خبری از مناسبات دمکراتیک نبود. و متاسفانه در جواب سوال خبرنگار کیهان لندن که پرسیدند: “آیا فکر می‌کنید این «مهستان» می‌تواند موفق باشد؟ دکتر نوری علا جواب می دهد: ” یک نفر از دویست نفری که در سالن بودند نگفت که من نیستم، بلکه همه پرسیدند ما چطور می‌توانیم عضو شویم”.

 

 

در این میان یکی از زنان سلحشور و جوان شرکت کننده که به تازگی نیز از ایران آمده اند در اعتراض به این شیوه کار، پیشنهاد حضور یک نماینده از میان مهستان جهت نظارت بر کار کمیته مربوطه دادند که ایشان را مجبور کردند که از پیشنهادش عذرخواهی کند. و با او کاری کردند که در مهستان شرکت نمیکنند. متن مباحث در فیس بوک قابل دسترسی است.

 

پیشنهاد بنده نیزجهت شرکت 32 نفرمهستان اول  در جلسه مهستان دوم جهت رعایت حقوق ما و آنها از اطلاع و اشراف از تصمیمات و نظرات همدیگر نیز به محض مطرح شدن با صحبت خارج از نوبت آقای نوری علا با مخالفت ایشان با این ادعا که امکان فنی اجازه نمیدهد ایندو مهستان اول و دوم را ادغام کنیم از طرح آن و به رای گذاشته شدن و یا … جلوگیری شد.

 

 

در پایان جلسه طبق پیشنهاد یکی از اعضای جدید کمیته اجرایی نیم ساعت کال کنفرانس بین خودشان ادامه می یابد که در آن مسئله شفافیت و پخش زنده جلسات مهستان مطرح میشود که  تعدای مخالفت میکنند که آنرا از طریق ایمیل به رای 32نفری که کال کنفرانس راترک کرده بودند گذاشته شد که از جانب جمع با ایرادات و سوالات متعددی از جمله عدم شناخت ما از همدیگر، مسائل امنیتی، محتوای غیر قابل ارائه به عموم، اثرات منفی شکست مهستان در جامعه،… مطرح شد. بنده نیز مانند بقیه در تشریح بخشی از نظراتم طی ایمیل در مورد موضوع شفافیت (در زیر آمده است) برای جمع نوشته و ارسال کردم. (کل مکاتبات در انتها آمده است)

 

««« دوستان عزیز و گرامی مهستان

موضوع علنی شدن و نشدن جلسه اول مهستان واکنشهای بسیار متفاوتی را در بین عزیزان مهستان پدید آورد. واکنشها از یکطرف نشان دهنده شادی و خوشحالی ناشی از تشکیل این مهستان میباشد که امری خجسته و مبارک است. از سوی دیگر نیز ناشی از صداقت اعضای آن که میخواهند با مردمشان شفاف باشند بوده است.  ولی آنچه بنظر بنده کمتر بدان توجه شده است این است که: قبل از هر چیز ما در مهستان در قبال مردم خود مسئولیت داریم. و صرفا از سر وقت گذرانی و پر کردن وقت ویا خوشحالی و یا اینکه یک آلترناتیو هم ما معرفی کرده باشیم نیست که بدین کار مبادرت ورزیده ایم.  

ما در قبال موفقیت این مهستان مستولیت داریم  تا در نتیجه شکست آن ضربه دیگری به راه حلهای دمکراتیک و مستقل مردم ایران از طریق ایجاد نا امیدی و یاس زده نشود. که خسارت جبران ناپذیر دیگری خواهد بود. که عواقب آن بنفع دشمنان مردم ایران و به ضرر کشور و مردم خواهد بود.

ما هنوز همدیگر را نمیشناسیم. تا حدی که بعضی ها نیز حرف نفوذ هم زدند. در این مرحله ما هنوز نه آلترناتیوی تشکیل داده ایم و نه دولت موقتی و نه هیچ تصمیمی گرفته شده و یا میتوانیم بگیریم که منافع مردم در اثر شفاف بودن و یا نبودن آن بخطر بیفتد.

و مهمتر اینکه از طریق این شفافیت مردم بتوانند در تصمیمات ما اثر گذار باشند. شفافیتی که منافعی از منافع مردم را (از طریق اثر گذاری آنها و یا نمایندگان آنها) تامین نکند فقط ما را از خودمان متشکر میکند. و خالی از محتواست.

جسارتا، اگر در ایران بوده باشید جلسات مجلس در روزهای خاصی از رادیو سراسری مستقیم پخش میشود. ولی آیا سر سوزنی ارزش محتوایی دمکراتیک بمعنی شفافیت دارد؟ نه چون مردم اثری در آن نمیتوانند داشته باشند. رژیم فقط برای بستن دهانهاست که از آن استفاده میکند. و از خودش متشکر و از مردم طلبکار میشود.  

بنابراین شفافیت یک محتواست بمعنی تقسیم قدرت با مردم بمعنی شراکت دادن آنها در فرایند بحثهای منجر به تصمیمات و دادن فرصت به اثر گذاری بر تصمیمات از طریق نظارت بر آنها. شفافیت یک فرم خالی نمایشی نیست. و یا خدایی نکرده جهت خودنمایی و ابراز بهتری ما نسبت به  دیگران نیست.  

اگر در کارمان کمی جلوتر برویم آنوقت میتوان دید که:

شفافیت زمانی دارای ارزش است که ما بخواهیم تصمیماتی بگیریم ناظر بر منافع عمومی کشور- مردم ایران که قدرت این تصمیم گیریها توسط مردم بما سپرده شده باشد. در غیر اینصورت چه شفافیتی؟ بنظر بنده بحث شفافیت در تئوری و اصول (چه بسا بدون توجه به محتوای واقعی-سیاسی آن) با پیاده شدن آن در واقعیت متناسب با شرایط و موقعیت خودمان، دشمنان و البته مردم ایران،  در میان دوستان مهستان مخلوط شده است که شاید جسارتا نشان از کم تجربه بودن ما در امر مبارزه و کار سیاسی دارد.

نکته تاکتیکی بسیار مهمی که بنظر بنده میرسد و در فوق بدان اشاره کردم این است که نباید خوشحالی و تمایل حتی صحیح خودمان به شفاف بودن را بر منافع مبارزاتی مردم ایران ترجیح دهیم. چگونه؟ ما باید همگی قبل از هرچیز از موفق بودن این اقدام در حداقلها مطمئن شویم که خدایی نکرده شکست آن مایه یاس مردم ایران و خوشحالی و حار تر شدن آلترناتیوهای وابسته به دشمنان مردم ایران و از جمله رژیم نشود. بسیاری تلاشهای قویتر از ما در گذشته شروع شده است، بسیار همفکران متحدتر از ما که در افکار یکدست تر بوده اند و بسیار جلوتر از ما نیز رفته اند ولی متاسفانه بجایی نرسیده است. دور اندیشی و مسئولیتی که در فوق بدان اشاره شد ایجاب میکند که شتابزده تصمیم نگیریم و کاری که در پیش گرفته شده را جدی تر تلقی کنیم.

توجه کنید:

در جلسه اول مهستان پیشنهاد بنده منبی براینکه لازم است شرکت کنندگان جلسه اول حداقل در جلسه دوم بصورت ناظر حضور داشته باشند بدون به رای گذاشتن توسط دوست عزیمان آقای نوری علا رد میشود!! که فاصله گرفتن جدی است از شفافیت واقعی و درونی است. ولی یک پیشنهاد شفافیت به یکباره از جلسه تیم اجرا بعد از پایان مهستان در سطح مهستان از طریق ایمیل به رای گذاشته میشود. شاید با این انتظار که همه جواب بله  یا خیر بدهند!!! و در پایان نیز موکول به تصمیم گیری در جلسه مهستان دوم میگردد آنهم بدون مشخص شدن نظر مهستان اول!! و مشخص نیست با کدام برنامه و با کدام استراتژی؟ شفافیت نیاز به کمیته ای خاص دارد. نیاز به بررسی دارد نیاز به برنامه های آتی کلی مهستان دارد، نیاز به مشخص شدن بسیاری فاکتورهای مهم دارد که هیچ کدام در درسترس نیست. از جمله موارد زیر. »»» پایان کداز ایمیل به مهستان

 

 

 

که با واکنش شگفت انگیز ولی نه دور از انتظار آقای نوری علا مواجه شدم که در آن از تمامی سابقه ادبی خود استفاده کرد تا با بکارگیری القاب زیر تنها به یک ایراد پاسخ دهند و در پایان حکم اخراج ضمنی صادر کند!!!  به ایمیل آقای نوری علا به بنده توجه کنید:

 

 

««« From: Mehestan of ISDM [mailto:mehestan.isdm@gmail.com]
Sent: Thursday, December 14, 2017 4:42 PM
To: NTCM
Subject: [SPAM] نامهء اسماعيل نوری علا در پاسخ به مطالب ارسالی آقای داود باقروند

آقای باقروند

نامهء بلند و تعحب برانگيز شما، آن هم فقط خطاب به آقای ذاکری (و احتمالاً خطاب به همه، اما در  بخش ای ميل های نامرئی) بسيار غافلگير کننده بود و نشان از ادامهء روش های مجاهدی در بين مخالفان خود اين سازمان داشت و اين نگرانی را پيش آورد که شما بخواهيد با اين نوع نوشته ها اين جمع تازه تأسيس را از هم بپاشيد.هانتقال تجربه ها امر خوبی است اما اگر به دروغگوئی و تحريف واقعيت ها بيانجامد مسئلهء خطرناکی خواهد شد. ه

به اين جملهء نامردانه تان توجه کنيد:هه

در جلسه اول مهستان پیشنهاد بنده منبی براینکه لازم است شرکت کنندگان جلسه اول حداقل در جلسه دوم بصورت ناظر حضور داشته باشند بدون به رای گذاشتن توسط دوست عزیمان آقای نوری علا رد میشود!! که فاصله گرفتن جدی است از شفافیت واقعی و درونی است. ولی یک پیشنهاد شفافیت به یکباره از جلسه تیم اجرا بعد از پایان مهستان در سطح مهستان از طریق ایمیل به رای گذاشته میشود. شاید با این انتظار که همه جواب بله  یا خیر بدهند!!! و در پایان نیز موکول به تصمیم گیری در جلسه مهستان دوم میگردد آنهم بدون مشخص شدن نظر مهستان اول!! و مشخص نیست با کدام برنامه و با کدام استراتژی؟ “

 

دخالت من در آن ماجرا صرفاً جنبهء تکنيکی داشت والا اصلاً دعوت 50 نفر اول هم مطابق اظهار لحيهء شما «فاصله گرفتن جدی از شفافيت واقعی و درونی» محسوب می شد. شما بدون توجه به همهء مقدمات گفته شده در جلسه پيرامون محدوديت های تکنيکی که موجب شده بود فقط 50 نفر اول برای شرکت در جلسهء نخست دعوت شوند، پيشنهاد نامعقولی را مطرح کرديد و من هم بعنوان سخنران و توضيح دهنده گفتم که فعلاً اين کار مقدور نيست.ه

اگر مسئلهء انتشار ويدئو هم به رأی اينترنتی گذاشته شد از آن رو بود که در ابتدای جلسه اين تصميم مطرح نشده بود و هنگام مطرح شدن آن هم بخشی بزرگی از حضار جلسه را ترک کرده بودند و ناچار بوديم از همهء شرکت کنندگان در آن جلسه بپرسيم که آيا با انتشار ويدئو موافقند يا نه؛ که با پنج نظر مخالف مجبور شديم ويدئو را منتشر نکنيم. شما اين «پرونده سازی»ها را از کجا ياد گرفته ايد؟ آيا مبارزات ضد ديکتاتوری شما هم از همين نوع کارها است؟

يک بار، بنا بر اعتراضات متعددی که به دست من (بعنوان دعوت کنندهء حضار) رسيده بود، از شما تقاضا کردم که از ليست ای ميلی اعضاء مهستان سوء استفاده نکنيد. اکنون می بينم اين شيوهء مرضيه را برای کشتن گربه در دم حجله ادامه داده ايد.ه
من به اين نوع اتهام زنی خيره سرانه معترضم و قضيه را در هيئت اجرائی موقت مهستان مطرح کرده و خواهان رسيدگی خواهم شد. از نظر من جای اينگونه اعمال در اين مهستان نيست.ه

 

اسماعيل نوری علا

طراح و پيشنهاد کننده پروژهء تشکيل مهستان

 

http://www.puyeshgaraan.com/Esmail.htm

On Wednesday, December 13, 2017, 5:20:35 PM MST, NTCM <info@nototerrorism-cults.com> wrote:

»»» پایان ایمیل آقای نوری علا

 

عصبانیت و رویکرد تحقیر و توهین آمیز این ادیب فرصت طلب را در ایمیل آن به یک انتقاد به خودشان در فوق شاهد بودید. بنده طی سخنانی در روز اول کنگره پنجم  28اکتبر 2017 با تجارب چهار دهه ای در کار سیاسی اظهار داشتم:

««« تلاشها در میان اپوزیسیون مخرب  نه بدلیل منافع جامعه و مردمی که خود بطور کامل از آن قطع هستند بلکه بدلیل همان ویژگی خود ‏محوری و خود حقیقت پنداری است. خود را نه تک قطعه ای از کل پازل سیاسی جامعه که کل تابلو سیاسی میپندارند و میخواهند.  قطعا در ‏این دستگاه فکری تمامیت خواه اولین اشتباه آخرین اشتباه تلقی شده و همه چیز تحت الشعاع حفظ خود قرارمیگیرد.  (با شنیدن اولین انتقاد عنان از دست داده و با نصار انواع ناسزاها و مارکها  انتقاد کننده را نیست و نابود میکنند) ولی از آنجا که ‏درصحنه عمل واقعی خطا اجتناب ناپذیر است تمامیت خواهی و عدم صداقت آنها را به لاپوشانی، دروغپردازی، وارونه گویی و سرکوب و ‏حذف منتقد کشانده و از مردم و فعالین سیاسی جدا و ایزوله میکند. همین ایزولاسیون و یکه تازی در صحنه سیاسی و در تشکیلات و جامعه و نبود هیچ ندای سوال ‏کننده (سلحشور) و منتقد و با کور کردن تمامی چشمان نظاره گر در پس دیوارهای آهنین، راه را برای هر انحرافی و سر بیرون آوردن ازبند و بست های ‏وطن فروشانه با بیگانگان از یکطرف و نامه پراکنی با امام زمانهای موهوم وفساد سیاسی تشکیلاتی و اخلاقی باز میکند.»»»

 

 

نامه سراسر ناسزای آقای نوری علا که خود را در کار ادبی صاحب سابقه میداند نمونه بارز گفتار فوق است. عصبانیت و عنان از کف دادن بخاطر یک انتقاد در تمامی نامه موج میزند. و هرچه در دنیای ادب! آموخته اند را جهت منکوب منتقد بکار بسته، به انواع اتهام زنی ناروا پناه برده، انتقاد به خود را همانگونه که در فوق آمد (قطعا در ‏این دستگاه فکری تمامیت خواه اولین اشتباه آخرین اشتباه تلقی شده و همه چیز تحت الشعاع حفظ خود قرارمیگیرد) سقوط خود پنداشته ولی آنرا تلاش برای نابودی مهستان وانمود میکند! که اتهامات “تلاش برای براندازی نظام” رژیم را تداعی میکند، ضمن دروغگو خواندن منتقد آژیر خطر را نیز میکشد!!  ضمنا ضمن اذعان به این که جدا کردن مهستان به دو دسته 50 نفره نیز فاصله گرفتن از شفافیت است نه تنها متناقض نمیشوند که طلبکار هم هستند. و بجای پاسخگویی و یا قبول اشتباه محدودیت تکنیکی را پیش میکشد و پیشنهاد را “ناممکن و نامعقول” میخواند. درصورییکه در زیر شرکت تولید کننده نرم افزار بلحاظ تکنیکی آنرا قادر به ارتباط تا 500 نفر در یک کال کنفرانس معرفی میکند. همان توضیحی که هم حزبی آقای نوری علا، آقای میلاد آقایی به بنده دادند. استدلال سخیف آقای نوری علا در تراشیدن عذر تکنیکی را برملا میکند.

تشریح توان نرم افزار در ارتباط تا 500 نفر توسط تولید کننده آن

تشریح توان نرم افزار در ارتباط تا 500 نفر توسط تولید کننده آن

مهمتر اینکه از آنجاکه مهستان را خود سرانه و بدون مشورت کنگره پنجم به اجرا گذاشته و یا چون تشکیل کنگره ها را با مهستان مشورت نکرده به خود بالیده!!! و به خود حق میدهد و آنرا توجیه درستیِ بقیه تصمیمات غیر دمکراتیک خود شمرده تا به خورد مهستان بدهد و انتظار دارد که مورد انتقاد قرار نگیرد. و طلبکار است که چرا باید در مهستان پیشنهاد شما به رای گذاشته شود؟ عجبا!!!  اوج خود شیفتگی و عدم درک مناسبات دمکراتیک این دانشمند فرهیخته را درمیزان حق بجانبی در رفتار ضد دمکراتیک فرصت طلبانه میتوان دید. آنجا که مینویسد:

«««اصلاً بفرمائيد که کدام يک از تمهيدات اجرائی کميتهء برگزاری کنگره ها (که ميزبان اين جلسه بود) به رأی گذاشته شده بود که پيشنهاد ناممکن و نامعقول شما به رأی گذاشته شود؟»»»

 

عجبا باید بخاطر رفتار توتالیتریستی ایشان جایزه نیز به ایشان داد. یک بام و دو هوای آقای نوری علا آنجا که میفرمایند:

 

«««اگر مسئلهء انتشار ويدئو هم به رأی اينترنتی گذاشته شد از آن رو بود که در ابتدای جلسه اين تصميم مطرح نشده بود و هنگام مطرح شدن آن هم بخشی بزرگی از حضار جلسه را ترک کرده بودند و ناچار بوديم از همهء شرکت کنندگان در آن جلسه بپرسيم که آيا با انتشار ويدئو موافقند يا نه؛»»»

 

کسی نیست که به ایشان یادآوری کند که مگر همین شما نبودید که چندروز قبلش در کنگره پنجم بعد از اینکه 150نفر از 200نفر رفته بودند طی یک راهزنی سیاسی مهستان را بدون طرح در کنگره بدون مشورت با آن  بصورت وحی و محصول آن جا زدید. بنابراین مشکل شما مراجعه به آرا نیست،  در مورد علنی کردن جلسات نیز میتوان نتیجه گرفت که چون آشکارا مسئله مورد علاقه!! شما بود ولی با آن مخالفت شده بود خواستید که با رای گیری از طریق ایمیل بدون بحث و بدون بررسی موضوع مهمی چون پخش مستقیم  و علنی جلسات مهستان آنرا به اجرا بگذارید. همانکار که در نهایت کردید. والا شما ید طولایی در زمینه کار ضد دمکراتیک تک روی از خود نشان داده اید.

 

آقای نوری علا ایراد به کار ضد دمکراتیک خود را پرونده سازی میخواند و آنرا خلاف مبارزه با دیکتاتوری میخواند. سوال ما از آقای نوری علا این است که بفرمائید مبارزه با دیکتاتوری چیست؟ مبارزه با اقدامات ضد دمکراتیک (دیکتاتورمآبانه) اگر مبارزه با دیکتاتوری نیست پس چیست؟

 

در کنگره گفتم که: ” فشار ناشی از مخالفت با مناسبات غیردمکراتیک اینگونه افراد آنها را به جعل و دروغ و… میکشاند.”  وبعد از متهم کردن بنده به پرونده سازی، در یک جعل خبر مینویسند:

 

«««يک بار، بنا بر اعتراضات متعددی که به دست من (بعنوان دعوت کنندهء حضار)  رسيده بود، از شما تقاضا کردم که از ليست ای ميلی اعضاء مهستان سوء استفاده نکنيد. اکنون می بينم اين شيوهء مرضيه را برای کشتن گربه در دم حجله ادامه داده ايد»»».

 

واقعیت “اعتراضات متعدی که بدست ایشان رسیده” کدام است؟

در جریان کنگره پنجم 28اکتبر از آنجا که افراد برای اولین بار بود که همدیگر را میدیدند، و فرصت هم نبود که با همه بتوان تبادل نظر کرد عمدتا ایمیل و آدرس سایت …رد و بدل شد تا بتوان بسرعت به افکار و نظرات و حوضه های فکری همدیگر آشنا شویم و از آن زمان تا 18 دسامبر اطلاع رسانی به همه دوستان با ارسال مقالات و نظرات از همه طرف ادامه داشته است.

 

ظاهرا در جریان یکی از اطلاع رسانی ها در مورد نظرات سایت ما تنها دو تن از دوستان مهستان نامNTCM که مخفف نه به تروریسم و فرقه ها هستند را بجا نیاورده و سوال کردند مال چه کسی است. و آقای نوری علا نیز درتاریخ 10دسامبر که هنوز مورد انتقاد واقع نشده اند جواب دادند که متعلق به آقای باقروند است. و هیچ حرفی از سوء استفاده در میان نیست.

Ashampoo_Snap_2018.01.15_14h55m43s_001_Ashampoo_Snap_2018.01.15_14h57m39s_002_

بلافاصله روز بعد (11دسامبر) از طرف سایت NTCM عذرخواهی برای همه دوستان دریافت کننده از بابت بجا نیاوردن نام NTCM جنبش ارسال شد. و عطف به تذکر آقای نوری علا (بدون اجازه بقیه یاران …ایمیل نفرستند) خواسته شد اگر مایل به دریافت نیستند اطلاع دهند تا اطلاع رسانی قطع شود. که کلیشه ایمیل در زیر آمده است. ولی هیچ کدام از ایندو دوست عزیز و دیگر دوستان درخواست قطع ننمود. و مسئله در 11 دسامبر 2017 حل و فصل شد.

Ashampoo_Snap_2018.01.15_15h00m28s_003_

ولی آقای نوری علا بعد از اینکه با اولین انتقاد در تاریخ 13 دسامبر در مورد رفتار ضد دمکراتیک خود مواجه میشود، همچون تمامی افراد مستبد و خود شیفته خود را تمام شده میپندارد و چون هیچ جوابی ندارد مجبور میشود جهت فرار از انتقاد و منکوب نمودن منتقد با دروغ مسئله حل و فصل شده سه روز قبل را در تاریخ 14 دسامبر “اعتراضات متعددی که بدست من رسیده” جلو داده و مطرح کند. جهت اتهام زنی ناشی از عصبانیت از انتقادشدن     دست بدامن مسئله حل و فصل شده ای میشود تا شاید از زیر بار عمل ضد دمکراتیک خود بگریزد. آنهم امر مهم و با اهمیتِ تبادل دیدگاهها و نظرات بین افراد مهستانی که حتی اسامی همدیگر را نیز نمیدانند و قرار است به قول این نو رسیده، آلترناتیوی هم ارائه کنند را جرم و سوء استفاده میشمارند.  آنهم بدلیل انتقاد به رای نگذاشتن پیشنهادات افراد مهستان و رد مستبدانه آن توسط نوری علا و ممانعت از حتی طرح یک پیشنهاد بدلایل کاذب فنی را ایشان اینگونه ادیبانه پاسخ میدهند:

 

««« من به اين نوع اتهام زنی خيره سرانه معترضم و قضيه را در هيئت اجرائی موقت مهستان مطرح کرده و خواهان رسيدگی خواهم شد.

از نظر من جای اينگونه اعمال در اين مهستان نيست.ه

اسماعيل نوری علا

طراح و پيشنهاد کننده پروژهء تشکيل مهستان»»»

ایشان ضمن فحاشی “خیره سر خواندن منتقد” با همان شیوه ابلاغ مهستان در پایان کنگره پنجم، مستبدانه یک تنه با نوشتن “از نظر من جای اينگونه اعمال در اين مهستان نيست.ه” حکم  اخراج نیز صادر میکند و در انتها مهر همه کاره بودن خودشان و هیچ کاره بودن دیگران را با امضاء “طراح و پیشنهاد کننده پروزه تشکیل مهستان” را همچون یک خود شیفته توتالیتر تمام عیار میکوبند؟؟؟؟ و اوج دمکراتیسم خود را به نمایش میگذارد.

 

آقای نوری علا که چهل سال دیر آمده است متاسفانه بسیار عجله دارد که با گذاشتن پا بر سر و شانه دیگران و سوء استفاده از کنگره و جمع مهستان زودتر از همه برود؟!!!!

 

آقای نوری علا طی سخنرانی 44دقیقه ای خود در مهستان اول از بی حاصل ماندن تلاشها طی چهل سال گذشته آپوزیسیون یاد کرد ولی آگاهانه فراموش میکنند که علت را که نبود فرهنگ دمکراتیک و نمایش آشکار خود محوری و منم منم های هژمونی طلبانه از نوع “طراح و پیشنهاد کننده ….” و یا “ایران رجوی رجوی ایران” و… بوده است با نمایش آشکار آن در سرقت سیاسی در کنگره پنجم عنوان کنند.  و برعکس شعری که خواندند “یاری اندر کس نمیبینم سواران را چه شد”، چگونه با اینگونه رفتار ضد دمکراتیک پای همه یاران و سواران در صحنه را قطع کرده اند تا برای خود نامی بجا بگذارند.

 

آقای نوری علا با فردی با سابقه شما در مبارزه سیاسی انتظار نمیرود که کراهت کارتان را درک کنید. آنچه شما با کلمات بسیار خوب تلاش کردید نتیجه تلاش مبارزان چهار دهه گذشته را در چاه ویل نشان دهید را دیگران ثانیه به ثانیه اش را در مواجهه با مرگ و نیستی طی کرده اند و بن بست ها را دیده و تجربه کرده اند که محصول همین مناسبات ضد دمکراتیک که از خود به نمایش میگذارید است. آنها که دستی در آتش داشته اند میدانند که اینگونه رفتار ضد دمکراتیک محصولش جانها و خونهاست که پایمال میشود و میلیونها ایرانی بهایش را میپردازند. اگر سرسوزنی این احساس در کسی باشد وقتی مورد انتقاد عمل غیر دمکراتیک قرار میگیرد شرمگین میشود تا عنان از دست داده و دهان بگشاید. که هیچ با وقاحت تمام بعد از کنگره پنجم صرفا بدلیل دعوتی که به کنگره کرده است به خود اجازه میدهد با نادیده گرفتن همه چیز، تراوش ذهنی خود (مهستان) را بعنوان محصول کار کنگره جا بزند؟ آقای نوری علا مشکل در نبود مبارز و مبارزه نیست. خوشبختانه که در این روزهای اخیر در میهن بپا خاسته دیدیم که مشکل در نبود مبارز نیست. مشکل در 2500سال فرهنگ دیکتاتوری در میان سیاسیون است. همانگونه که در کنگره پنجم 28اکتبر 2017 قبل از اینکه حتی افرادی مانند شما را در عمل تجربه کرده باشم و قبل از اعتراضات اخیر، گفتم:

 

««« مایلم جسارتا توجه بدهم به یک تفاوت کیفی جامعه امروز با جامعه سال 57 ایران. و ضرورت بازنگری در رویکردهای خودمان.  در آن روزگاران (سالهای 1357) با تعدادی تشکلها و مبارزینِ قهرمانِ زندان رفته و شکنجه شده و اعدام را تجربه کرده و مردمی کم و بیش در حاشیه و بی خبر از تحولات جهان مواجهه بودیم. امروز با مردمی قهرمان و مبارز، در صحنه، زندان و شکنجه و اعدام را تجربه کرده و با اتکاء به تکنولوژی انفورماتیک کاملا بروز و عده ای حاشیه نشین خارج کشور مواجهیم. که متاسفانه بعضی از آنها علیرغم ادعای خودشان از نظر مردم ایران القاب بسیار بدی را دارند. »»»

 

مناسبات ضد دمکراتیک و دیکتاتور معابانه و ناشی از خود شیفتگی لجام گسیخته با سوس عجله در رسیدن و ناشی از تاخیر چهل ساله در جلسه دوم و سوم مهستان ادامه داشته است.

 

از جمله برخورد با آقای دکتر حسین بر بود که ایشان ایرادات بسیار پخته ای را به کاری که بطور پوشالی پیش برده میشود که خالی از هر گونه ارزش مبارزاتی است و تاکید میکنند که از طرف مردم و سیاسیون جدی گرفته نخواهیم شد، ولی از آنجاکه مشخص است هدفی جز ثبت نام و نشان برای نوری علا نیست و رسیدن سریع به آنچه همه چهل ساله نتوانسته اند بدان برسند، همقطاران نوری علا به صحنه آمده و آقای دکتر حسین بر را بصورت تحقیر آمیزی با بی سر و ته بودن حرفهای آقای دکتر حسین بر منکوب میکنند.

 

همین رویکرد با منتقد جوانی که چارت پوشالی از مهستان آقای نوری علا را نقد کردند وجود داشت، و او را نیز بدلیل پیشنهاد چارت جدید و انتقادش به بی توجهی به پیشنهادات و پیشبردن هرآنچه خود میخواهند، در ضدیت و در مقابل مهستان معرفی میکنند، آنهم باز به دلیل سرعت!!! دادن به کار!!!! و در منطق سکولار دمکراسی ایشان، سرعت بر حقوق دمکراتیک  پیشی میگیرد. که ما وقت نداریم حقوق دمکراتیک شما را رعایت کنیم!!!! که منجر به تذکر بعضی دیگر از دوستان به پرهیز از مارک زدن به همدیگر گردید. (مراجعه شود به مهستان سوم سخنان آقای حسن اعتمادی در جواب عضو مهستان پیشنهاد دهنده چارتی در مقابل چارت نوری علا)

 

یا زمانیکه یک جوانی آقای حسین نژاد را بدلیل سابقه مبارزاتی 50ساله از زندان زمان شاه تا همین امروز در عالیترین سطوح آن بعنوان هئیت اجرایی پیشنهاد کرد باز این نوری علا ست که بلافاصله بدون نوبت وارد شده و حسین نژاد را بخاطر مبارزه اش در کار سیاسی خودش با توتالیتریسم رجوی لایق اینکار ندانسته و گستاخانه استدلال میکند که با اینکار وجهه ضد مجاهدی به آلترناتیو خودمان میدهیم و ما (نوری علا از جانب مهستان همانگونه که نوری علا از جانب کنگره پنجم) اینرا نمیخواهیم!!!  و اصرار آن جوان بجایی نمیرسد. هرچند فکر نمیکنم که آقای حسین نژاد بدلیل مشغله های مبارزاتی و فرهنگی که دارند فرصت برایشان باقی مانده باشد و بپذیرند. ولی تفاوت شما با یک دیکتاتور در راس مهستان چیست؟

 

آقای نوری علا با احترام به همه سوابق ادبی شما که بنده هیچ صلاحیت نظر دادن در آن را ندارم، باید به عرض برسانم که آنچه طی اینمدت از شما دیده شده است به قطع یقین شما شاید سکولار (معلوم نیست با چه درکی از آن) ولی مطلقا دمکرات نیستید. بلکه بشدت تحت تاثیر قوی خودکامگی قرار دارید و متاسفانه صفات ادبی شما به این مشکل بشدت دامن زده است و متاسفانه در آن مسیر بخدمت گرفته میشود.

 

شما هنوز سرسوزنی بها در مبارزه نپرداخته اید. که اینگونه منم منم میکنید و حقوق دیگران را زیر پا میگذارید. اگر دونفر به  فرض محال سکولار دمکرات وابسته به مهستان در ایران زندانی شود و یا دو عدد چک بخورد و یا کشته شوند، هیچ خدایی را بنده نخواهید بود. اگر مانند آقای حسین نژاد با پنجاه سال سابقه مبارزاتی و زندان زمان شاه، با سه قربانی (همسر و دو برادرش) و پنج عضو خانواده اش بطور تمام عیار در مبارزه شرکت داشتید چه میکردید؟  اتفاقا برای همین است که ایشان زندگیشان را صرف مبارزه با افرادی مانند رجوی کرده اند. رجوی رهبر تاریخی به بن کشاندن جنبش مردم ایران است. قبلا نیز مفصل در این مورد طی مقاله ای با فاکتهای مشخص برایتان نوشتم و شما با کل محتوای کارکرد رجوی در نابودی جنبش و به بن بست کشاندن جنبش بظاهر موافقت کردید.

نامه نوری علا

 از جمله همان بن بستی که شما از آن یاد کردید. ولی در رد کاندیداتوری آقای حسین نژآد فرصت طلبانه خود را موافق مجاهدین و مخالف مبارزه ما با دیکتاتوری در اپوزیسیون میخوانید.  اگرسر سوزنی آنگونه که در ظاهر از شکست چهل ساله آپوزیسیون آه و ناله کردید و شعر حافظ خواندید ناراحت بودید همین جمع مهستان و کنگره پنجم را قدر میداشتید و از آن سوء استفاده ننموده و اینگونه عنان را رها نکرده و به تخریب و طی طریق رجوی نمپرداختید. حالا دلایل اینکه آنگونه که خود گفتید طی هشت سال گذشته هیچ کدام از احزاب و گروهها و شخصیتهای سیاسی حاضر نشده با شما کار کند را درک میکنید؟ آقای نوری علا مبارزه سیاسی، و سرنوشت مردم ایران، تئاتر نیست که عده ای را جمع کرده و ادای مبارزه و آلترناتیو و مهستان در آن در آورد تا شاید نام و برای خود آنهم با این شیوه ها و در مقابل انبوهی از شخصیتهای سیاسی و احزاب با راهزنی دست و پا کرد.

 

دوستان عزیز و گرامی در مهستان و … برای ساختن دیکتاتوری دو مولفه نیاز است. اولی مبناست که خود دیکتاتور است دومی شرط است که اطرافیان دیکتاتورپذیر هستند. چه در جامعه چه در یک تشکیلات، چه در یک مهستان و چه در یک مناسبات سیاسی، عده ای که در سکوت فقط شنونده اند شرایط را برای مبنا جهت تبدیل شدن به دیکتاتور تمام عیار فراهم میکنند. که محصولی جز به هدر دادن جانها ندارد. اگر کسی در مقابل دیکتاتور سر خم نکند، اگر زبان به اعتراض بگشاید اگر سکوت نکند، دیکتاتور نمیتواند برآنها دیکتاتوری کند و دیکتاتور تولید نمیشود.

 

چگونه است که مردم ایران را به اعتراض تشویق میکنیم زمانیکه همین امر  در مهستان منکوب میشود و شما سکوت میکنید؟

میدانیم که مشکل جدی دیگر نداشتن علم و تجربه مناسبات دمکراتیک است. برعکس اما، آنچه دیده و تجربه کرده ایم مناسبات دیکتاتوری است. به همین دلیل رجویها   میتوانند در میان ما سر برآورند. شاید همه دیکتاتورها لزوما از روز اول با طرح و برنامه از پیش تعین شده اقدام به اینکار نکنند. ولی تن دادن اطرافیان به تمایلات و خود شیفتگی کسانیکه بالقوه ظرفیت دیکتاتور شدن را دارند، اشراف نداشتن به حقوق دمکراتیک خودمان، دفاع نکردن از مناسبات دمکراتیک و حقوق دیگران،…  از نوری علاها میتواند در فرایند کار یک دیکتاتور غیر قابل کنترل و مخرب بسازد.

با آرزوی موفقیت برای جنبش دمکراتیک مردم ایران

داود باقروند ارشد

عضو سابق مجاهدین و شورای ملی مقاومت

==============================================

متن کامل ایمیلهای اظهار نظر بنده به جمع مهستان و جوابیه های آقای نوری علا در زیر آمده است.

دوستان عزیز و گرامی مهستان       13دسامبر 2017

موضوع علنی شدن و نشدن جلسه اول مهستان واکنشهای بسیار متفاوتی را در بین عزیزان مهستان پدید آورد. واکنشها از یکطرف نشان دهنده شادی و خوشحالی ناشی از تشکیل این مهستان میباشد که امری خجسته و مبارک است. از سوی دیگر نیز ناشی از صداقت اعضای آن که میخواهند با مردمشان شفاف باشند بوده است.  ولی آنچه بنظر بنده کمتر بدان توجه شده است این است که: قبل از هر چیز ما در مهستان در قبال مردم خود مسئولیت داریم. و صرفا از سر وقت گذرانی و پر کردن وقت ویا خوشحالی و یا اینکه یک آلترناتیو هم ما معرفی کرده باشیم نیست که بدین کار مبادرت ورزیده ایم.  

ما در قبال موفقیت این مهستان مستولیت داریم  تا در نتیجه شکست آن ضربه دیگری به راه حلهای دمکراتیک و مستقل مردم ایران از طریق ایجاد نا امیدی و یاس زده نشود. که خسارت جبران ناپذیر دیگری خواهد بود. که عواقب آن بنفع دشمنان مردم ایران و به ضرر کشور و مردم خواهد بود.

ما هنوز همدیگر را نمیشناسیم. تا حدی که بعضی ها نیز حرف نفوذ هم زدند. در این مرحله ما هنوز نه آلترناتیوی تشکیل داده ایم و نه دولت موقتی و نه هیچ تصمیمی گرفته شده و یا میتوانیم بگیریم که منافع مردم در اثر شفاف بودن و یا نبودن آن بخطر بیفتد. و مهمتر اینکه از طریق این شفافیت مردم بتوانند در تصمیمات ما اثر گذار باشند. شفافیتی که منافعی از منافع مردم را (از طریق اثر گذاری آنها و یا نمایندگان آنها) تامین نکند فقط ما را از خودمان متشکر میکند. و خالی از محتواست. جسارتا، اگر در ایران بوده باشید جلسات مجلس در روزهای خاصی از رادیو سراسری مستقیم پخش میشود. ولی آیا سر سوزنی ارزش محتوایی دمکراتیک بمعنی شفافیت دارد؟ نه چون مردم اثری در آن نمیتوانند داشته باشند. رژیم فقط برای بستن دهانهاست که از آن استفاده میکند. و از خودش متشکر و از مردم طلبکار میشود.  

بنابراین شفافیت یک محتواست بمعنی تقسیم قدرت با مردم بمعنی شراکت دادن آنها در فرایند بحثهای منجر به تصمیمات و دادن فرصت به اثر گذاری آنها بر تصمیمات از طریق نظارت بر آنها. شفافیت یک فرم خالی نمایشی نیست. و یا خدایی نکرده جهت خودنمایی و ابراز بهتری ما نسبت به  دیگران نیست.  

اگر در کارمان کمی جلوتر برویم آنوقت میتوان دید که:

شفافیت زمانی دارای ارزش است که ما بخواهیم تصمیماتی بگیریم ناظر بر منافع عمومی کشور- مردم ایران که قدرت این تصمیم گیریها توسط مردم بما سپرده شده باشد. در غیر اینصورت چه شفافیتی؟

بنظر بنده بحث شفافیت در تئوری و اصول (چه بسا بدون توجه به محتوای واقعی-سیاسی آن) با پیاده شدن آن در واقعیت متناسب با شرایط و موقعیت خودمان، دشمنان و البته مردم ایران،  در میان دوستان مهستان مخلوط شده است که شاید جسارتا نشان از کم تجربه بودن ما در امر مبارزه و کار سیاسی دارد.

نکته تاکتیکی بسیار مهمی که بنظر بنده میرسد و در فوق بدان اشاره کردم این است که نباید خوشحالی و تمایل حتی صحیح خودمان به شفاف بودن را بر منافع مبارزاتی مردم ایران ترجیح دهیم. چگونه؟

ما باید همگی قبل از هرچیز از موفق بودن این اقدام در حداقلها مطمئن شویم که خدایی نکرده شکست آن مایه یاس مردم ایران و خوشحالی و حار تر شدن آلترناتیوهای وابسته به دشمنان مردم ایران و از جمله رژیم نشود. بسیاری تلاشهای قویتر از ما در گذشته شروع شده است، بسیار همفکران متحدتر از ما که در افکار یکدست تر بوده اند و بسیار جلوتر از ما نیز رفته اند ولی متاسفانه بجایی نرسیده است. دور اندیشی و مسئولیتی که در فوق بدان اشاره شد ایجاب میکند که شتابزده تصمیم نگیریم و کاری که در پیش گرفته شده را جدی تر تلقی کنیم.

توجه کنید:

در جلسه اول مهستان پیشنهاد بنده منبی براینکه لازم است شرکت کنندگان جلسه اول مهستان حداقل در جلسه دوم بصورت ناظر حضور داشته باشند بدون به رای گذاشتن توسط دوست عزیمان آقای نوری علا رد میشود!! که فاصله گرفتن جدی است از شفافیت واقعی و درونی است. ولی یک پیشنهاد شفافیت به یکباره از جلسه تیم اجرا بعد از پایان مهستان در سطح مهستان از طریق ایمیل به رای گذاشته میشود. شاید با این انتظار که همه جواب بله  یا خیر بدهند!!! و در پایان نیز موکول به تصمیم گیری در جلسه مهستان دوم میگردد آنهم بدون مشخص شدن نظر مهستان اول!! و مشخص نیست با کدام برنامه و با کدام استراتژی؟   

شفافیت نیاز به کمیته ای خاص دارد. نیاز به بررسی دارد نیاز به برنامه های آتی کلی مهستان دارد، نیاز به مشخص شدن بسیاری فاکتورهای مهم دارد که هیچ کدام در درسترس نیست. از جمله موارد زیر.

جنبه های امنیتی شفافیت اما:

گفته شد ما هنوز همدیگر را نمیشناسیم.

گفته شد که احتمال نفوذ هست. حتی دوستانی گفتند که حتما هست!

چه تعداد از دوستان حاضر در مهستان به ایران تردد میکنند و یا میتوانند بکنند؟

چه تعداد از دوستان در داخل ایران افراد و فامیل نزدیک درجه یک دارند؟

آیا این مهستان فقط اهداف امروز و فردا را دنبال میکند؟ یا برای آینده نیز هست؟

آیا نیاز هست که اخباری از شرایط داخل ایران را داشته باشیم؟

اهرمهایی که رژیم جهت فشار گذاشتن به طرف حسابهای خارجی اش استفاده میکند را میشناسیم؟

نیازهای آتی خود در آلترناتیو را میدانیم؟ پیش بنی شده است؟ شفافیت در آینده چه راههایی را برایمان باز و چه راههایی را خواهد بست؟

آیا این تشکل اگر شکل بگیرد نیاز به امنیت دارد؟

و بسیار نکاتی که حتی در اینجا نیز نمیتوان نوشت!!!

متاسفانه نکات امنیتی مطرح شده نیز هیچ عمقی ندارند که باز نشان از کم تجربگی در مبارزه است. درست است نام  آنرا جهت ساده سازی و تشریح ساز و کار آن  شرکت سهامی و … میگذاریم ولی مبارزه با دشمن طرف است. ضمنا امروزه امنیت شرکتهانیز بسیار امری مهم و استراتژیک است. آنچه در حال وارد شدن در آن هستیم فاصله نوری دارد با تئوری های آزادی و دمکراسی و ….و بطور خاص کار سیاسی در غرب.  تفاوتش را مشت زنی باحریف واقعی و سایه زنی است. بنده تمام این موارد را در شق خوشبینانه ناشی از کم تجربگی خودمان دراینگونه امور میدانم.

در خاتمه از همه عزیزان و سروران مهستان باید از صراحت قلم خودم (که ناشی از جدیدت مسئله در ذهنم بنده است) عذر خواهی میکنم.

با تشکر

داود باقروند ارشد

Info@nototerrorism-cults.com

www.nototerrorism-cults.com

جواب آقای نوری علا به بنده: در زیر آمده است:

From: Mehestan of ISDM [mailto:mehestan.isdm@gmail.com]
Sent: Thursday, December 14, 2017 4:42 PM
To: NTCM
Subject: [SPAM] نامهء اسماعيل نوری علا در پاسخ به مطالب ارسالی آقای داود باقروند

 

آقای باقروند

نامهء بلند و تعحب برانگيز شما، آن هم فقط خطاب به آقای ذاکری (و احتمالاً خطاب به همه، اما در  بخش ای ميل های نامرئی) بسيار غافلگير کننده بود و نشان از ادامهء روش های مجاهدی در بين مخالفان خود اين سازمان داشت و اين نگرانی را پيش آورد که شما بخواهيد با اين نوع نوشته ها اين جمع تازه تأسيس را از هم بپاشيد.ه

انتقال تجربه ها امر خوبی است اما اگر به دروغگوئی و تحريف واقعيت ها بيانجامد مسئلهء خطرناکی خواهد شد. هبه اين جملهء نامردانه تان توجه کنيد:هه

 

“در جلسه اول مهستان پیشنهاد بنده منبی براینکه لازم است شرکت کنندگان جلسه اول حداقل در جلسه دوم بصورت ناظر حضور داشته باشند بدون به رای گذاشتن توسط دوست عزیمان آقای نوری علا رد میشود!! که فاصله گرفتن جدی است از شفافیت واقعی و درونی است. ولی یک پیشنهاد شفافیت به یکباره از جلسه تیم اجرا بعد از پایان مهستان در سطح مهستان از طریق ایمیل به رای گذاشته میشود. شاید با این انتظار که همه جواب بله  یا خیر بدهند!!! و در پایان نیز موکول به تصمیم گیری در جلسه مهستان دوم میگردد آنهم بدون مشخص شدن نظر مهستان اول!! و مشخص نیست با کدام برنامه و با کدام استراتژی؟”

 

دخالت من در آن ماجرا صرفاً جنبهء تکنيکی داشت والا اصلاً دعوت 50 نفر اول هم مطابق اظهار لحيهء شما «فاصله گرفتن جدی از شفافيت واقعی و درونی» محسوب می شد. شما بدون توجه به همهء مقدمات گفته شده در جلسه پيرامون محدوديت های تکنيکی که موجب شده بود فقط 50 نفر اول برای شرکت در جلسهء نخست دعوت شوند، پيشنهاد نامعقولی را مطرح کرديد و من هم بعنوان سخنران و توضيح دهنده گفتم که فعلاً اين کار مقدور نيست.ه

اصلاً بفرمائيد که کدام يک از تمهيدات اجرائی کميتهء برگزاری کنگره ها (که ميزبان اين جلسه بود) به رأی گذاشته شده بود که پيشنهاد ناممکن و نامعقول شما به رأی گذاشته شود؟ اگر مسئلهء انتشار ويدئو هم به رأی اينترنتی گذاشته شد از آن رو بود که در ابتدای جلسه اين تصميم مطرح نشده بود و هنگام مطرح شدن آن هم بخشی بزرگی از حضار جلسه را ترک کرده بودند و ناچار بوديم از همهء شرکت کنندگان در آن جلسه بپرسيم که آيا با انتشار ويدئو موافقند يا نه؛ که با پنج نظر مخالف مجبور شديم ويدئو را منتشر نکنيم. شما اين «پرونده سازی»ها را از کجا ياد گرفته ايد؟ آيا مبارزات ضد ديکتاتوری شما هم از همين نوع کارها است؟

يک بار، بنا بر اعتراضات متعددی که به دست من (بعنوان دعوت کنندهء حضار) رسيده بود، از شما تقاضا کردم که از ليست ای ميلی اعضاء مهستان سوء استفاده نکنيد. اکنون می بينم اين شيوهء مرضيه را برای کشتن گربه در دم حجله ادامه داده ايد.ه
من به اين نوع اتهام زنی خيره سرانه معترضم و قضيه را در هيئت اجرائی موقت مهستان مطرح کرده و خواهان رسيدگی خواهم شد.

از نظر من جای اينگونه اعمال در اين مهستان نيست.ه

اسماعيل نوری علا

طراح و پيشنهاد کننده پروژهء تشکيل مهستان

http://www.puyeshgaraan.com/Esmail.htm

On Wednesday, December 13, 2017, 5:20:35 PM MST, NTCM <info@nototerrorism-cults.com> wrote:

——————————————————————————–

دوستان گرامی و عزیز در مهستان و آقای نوری علا

بسیار متاسف و متاثر شدم که آقای نوری علا برداشتی بسیار نا درست و دون شان هم مهستانی، همراه با انبوهی توهین و تحقیر و اتهام زنی با فرهنگ بسیار آشنایی که ایران زمین سالیان است از آن رنج میبرد و جمع دوستان مهستان بقصد تغییر آن گرده آمده اند، آنهم فقط در قبال  نظر بنده در زمینه بحث مطرح شده “شفافیت” صورت گرفته است. مهمتر از آن فرهنگ دشمنانه ای که نشان از عصبانیت و نخوت ناشی از سوء برداشت از نامه اینجانب که مخاطب آن همه دوستان مهستان است میباشد. البته هرچند متاسف و متاثر شدم ولی متعجب نشدم. چون موضوع اصلی و دلیل همه مبارزات مردم ایران نیز ریشه در همین رفتار و مناسبات دارد.

جسارتا اگر خیره سری! دیگری نباشد بعضی توضیحات را جهت روشن شدن بعضی برداشتها میآورم:

خطاب نامه قبلی بنده در زمینه شفافیت همانگونه که در ابتدای  نامه آمده همه دوستان مهستان هستند اگر ایمیل  آقای ذاکری (که بنده متاسفانه ایشان را هنوز هم نمیشناسم) در قسمت تک ایملها(گیرنده) آمده است ناشی از این است که نامه های بسیاری از نظرات دوستان رسیده بود من یکی را انتخاب و برای دادن نظر خودم (به همه دوستان) استفاده کردم. در ضمن نیازی ندیدم که آدرس ایمیلهای همه دریافت کنندگان در قسمت cc قید و ظاهر شود چون میتواند در قسمت BCC  بیاید (که ضمن ارسال ظاهر هم نمیشود)، ظاهر نامه نیز مناسب تراست و البته همه نیز دریافت میکنند. این یک روش ساده از بکارگیری ایمیل میباشد. و هیچ قصد و غرض مخفی کاری و … در کار نبوده است. ضمن اینکه چه تیتر و چه محتوا تماما خطاب به همه دوستان است. برداشت خصمانه از هر مسئله ای (تعریف نشده و هماهنگ نشده) بین انسانهایی که هر کدام پیشینه کاملا متفاوتی از هم دارند ولی در یک مهستان برای اولین بار دور هم جمع شده است آیا اشتباه نیست؟

بابت ارسال مطالب مربوط به سایت نه به تروریسم و فرقه ها بنده از سایت خواستم که از جانب من از همه دوستان و البته از دو تن از دوستان که اظهار نا آشنایی با آدرس فرستنده کرده بودند عذر “خواهی و پوزش بطلبند” و در ضمن خواهش کردیم که اگر دوستان مایل نیستند مطالب اطلاع رسانی دریافت کنند لطف کنند اطلاع دهند تا قطع شود چون در جریان کنگره پنجم با بسیاری از دوستان ایمیل رد و بدل کرده و اطلاع رسانی از قبل ادامه داشته است. در ضمن دلایل و توضیحاتی نیز جسارتا در زمینه فلسه اطلاع رسانی داده شد. تا این لحظه نیز نه آن دو دوست و یا هیچکدام از دوستان دیگر ایمیلی مبنی بر عدم تمایل به اطلاع رسانی به خودشان ارسال نکرده اند. ولی موجب تعجب است که “اطلاع رسانی” نیز بعنوان اتهام سوء استفاده بنده نام برده شده است!

 

در مورد “دروغگویی و تحریف خطرناک” که با کمال لطف به بنده نسبت داده شده:

مسئله به توضیحات فنی آقای میلاد آقایی برمیگردد که در روزهای قبل از مهستان طی توضیحات فنی (احتمالا به همه دوستان باید داده باشند) گفتند تا چند صد نفر (200 یا 300و.. نفر) را میتوان با این نرم افزار همزمان بهم وصل نمود.

 

عطف به این مسئله فنی بود که در جریان پیشنهاد دوست عزیز سلحشور(اگر اشتباه نکرده باشم خانم اتوسا نجف لو) که با شجاعت و بدرستی پیشنهاد نظارت بر کار تیم اجرایی 11 نفره دادند، بنظر بنده رسید شاید نظارت در این مرحله ضرورت نداشته باشد (که پیشنهاد ایشان نوعی درخواست  اجرای شفافیت بود است) ولی با توجه به کارآیی نرم افزار”زوم” در وصل تا 200نفر بهم بطور همزمان، بنظرم رسید و مطرح کردم که، حالا که در مرحله اول تنها در حد  50نفر اول وارد شده اند ما از بحث 50 نفر دوم قطع و یا بی خبر نمانیم. مهمتر اینکه کار  تیم اجرایی را جهت برگزاری یک نشست مستقل جهت توضیح به ما (50 نفر اول) در مورد مباحث 50 نفر دوم کمتر کند بعلاوه با شنیدن نظرات و حرفهای آن دوستان نزدیکی، شناخت و همفکری بیشتری ایجاد شده و سرعت کار بالاتر میرود.

آیا عصبانیت نشان دادن در این موضوع کار درستی است؟ که البته از نظر اقای نوری علا “پیشنهاد ناممکن و نامعقول” ارزش گذاری شده است.

اتفاقا بر خلاف ادعای آقای نوری علا “دلیل فنی” ایشان، بر خلاف توضیحات شفاهی مسئول فنی مهستان آقای میلاد آقایی و البته برخلاف مشخصات فنی نرم افزار Zoom است که در فوق از وب سایت شرکت ارائه دهنده نرم افزار جهت اطلاع بیشتر دوستان آمده است. یعنی میتوان بیش از 50 نفر در یک جلسه بهم وصل باشند. با این وجود بنده در جلسه سکوت کردم. و آنرابه عدم اطلاع دوستمان نوری علا از جزئیات فنی نرم افزار و امکانات فنی گذاشتم. بنابراین با توجه به این زمینه فنی پیشنهاد بنده نه “نا ممکن” بنظر میرسد و نه “نا معقول”.

اما بفرض هم نظر نا معقول،  ولی آیا درست است که نظرات دیگران را ارزش گذاری کرده از این طریق مخاطب را تحقیر کنیم؟ آقای نوری علا در جلسه عنوان کردند تشکیل حزب که در خارجه نمیشود اینکار در ایران است. بنده برایشان در جریان مهستان نوشتم که طبق قوانین بین اللملی تشکیل حزب در خارجه نیز در نظر گرفته شده است.

توضیحاتم در مورد جمله ای که از نوشته بنده که آقای نوری علا  آنرا “جمله نا جوانمردانه ” نام گذاری کرده اید.

آنچه بنده در توضیح شفافیت بعنوان مثالی از خامی جمع خودمان آورده و نوشتم این بود که:

پیشنهاد بنده به رای گذاشته نشد. و توسط ایشان که با تاکید خودشان که فقط یک رای دارند هرچند امروز در امضاء زیر نامه خود مرا متوجه کردند (اگر اشتباه میکنم بفرمایند) که بیش از این برای خود قائل هستند یعنی “طراح و پیشنهاد دهند” بعلاوه “یک رای”،  پیشنهاد من رد شد، آنهم بدلیل فنی (که طبق آنچه در فوق آمد) که غیر صحیح از یکطرف و بدون مشورت حداقل با آقای میلاد آقایی که شاید بیش از بقیه در امور فنی صاحب صلاحیت باشند از طرف دیگر، و مهمتر از همه، بدون مشورت با بقیه در مورد سنجش صحت و کار آیی پیشنهاد برای مهستان و همانند بقیه پیشنهادات به بحث گذاشتن آن. و در صورت مفید بودن پیشنهاد به تشخیص جمع با کمک مسئول فنی و… راه حلی برای مانع فنی احتمالی، پیدا شود.

اما در مورد جنبه نقض شفافیت باید به عرض برسانم که،

طبق  درک سیاسی بنده از شفافیت اینکار مصداق عینی یک عدم شفافیت بود. شفافیت غیر نمایشی عطف به این امر است که، اگر من به هر دلیل مسئولیت نمایندگی شما را در جمعی پذیرفتم و یا مسئولیت ریاست جلسه به من سپرده شد، این بمن این حق را نمیدهد که:

اولا نظرات دیگران را ارزش گذاری کنم. این یعنی نظراتِ موافقِ درک و دریافت و نظرِ من نظر با ارزش و بقیه فاقد ارزشند. و این نوع رویکرد، مقوله بسیار آشکاری است.

در ثانی، این حق را بمن نمیدهد که  بروم و هر تصمیمی را از جانب شما بگیرم بدون اینکه شما در جریان آن تصمیمات و حتی فرایند مذاکرات و تبادل نظرهای رسیدن به آن تصمیم قرار بگیرید. اگر اینکار را کردم یعنی گرفتن حق دیگران از آنها.

اما از آنجا که ما خودمان را بدلیل شرایط اختناق بعلاوه مبتنی بر تحلیل خودمان از خواست مردم ایران نماینده خواسته های آنها میدانیم، بحث شفافیت را بدرستی مطرح میکنیم. و خود را در قبال مردمی که حتی میدانیم نه ما را انتخاب کرده اند و نه حتی ما را میشناسند… این حق را به مردمان  میدهیم که بر تمامی فرایندهای کار ما نظارت داشته باشند چون حق آنهاست و وظیفه مسلم ما در قبال آنهاست. تا اگر نخواستند ما را انتخاب و حمایت نکنند. که البته “ناشی از صداقت و پاکی ما وعاری بودن انگیزه های ما از قدرت پرستی است”.  نکته مهم دیگر اینکه، شفافیت یعنی احترام به خواست و نظر دیگران و این خواست را ما برای دیگران تعریف نمیکنیم بلکه خود فرد است که خواسته و نظرش را مطرح میکند. اگر نظر مربوطه بسیار مورد مناقشه قرار گرفت آنوقت آنرا یا به رای میگذارند و یا با قانون و ضابطه حل و فصل میکنند.

بقیه مسئله که ارجاع موضوع شفافیت به نظر خواهی از جمع توسط ایمیل به رای گذاشته شده است غلط نبوده است تنها در کنتراست با پیشنهاد اول بوده است که عنوان شده است. بعلاوه نکته ای که توضیح داده شد مبنی بر اینکه شفافیت را نمیشود با رای گیری حل کرد باید طرح و برنامه داشت و جوانب بسیاری که دارد را در نظر گرفت.

اگر کسی فکر کند که دمکراسی و آزاد منشی و کار جمعی دمکراتیک را از بدو تولد با خود داشته و یا بدون گذار از مسیر کار سخت جمعی و گروهی و بدون طی طریق تضاد و حدت با خواندن کتاب بدست آورده است و یا میتوان بدست آورد، به قطع و یقین به پیچیدگیهای انسان کم توجه، و در امر سیاست کم تجربه است.

شفافیت (جوهره دمکراسی یعنی حق مردم) یک فرهنگ است که باید ذره ذره در جریان عمل دمکراتیک همه ما و قبل از همه البته بنده با خرد کردن استخوانهای غیر دمکراتیک بیآموزیم. دمکراسی ناظر بر مناسبات انسانها با یکدیگر و حکام با مردم …است و ربطی به خوبی و بدی، به دانش و یا هر ویژه گی دیگر فردی افراد ندارد. مگر دمکراسی ناظر بر تحمل همدیگر نیست.

کمبود فرهنگ دمکراتیک بدین معناست که، لزوما نقض شدن مناسبات دمکراتیک با قصد و غرض انجام نمیشود. بلکه اقتضای طبیعت انسان این است (آنکه در قدرت است رها شود دیکتاتوری میکند بقیه هم دنباله روی و تنها عده معدودی سلحشور یافت میشود). شیب خودبخودی و طبیعی انسان اگر مراقب نباشیم تا چند نسل آینده کماکان بر خلاف دمکراسی است. به همین دلیل باید هوشیار بود. ما تهدید چپ روی در دمکراسی نداریم. تهدید عکس آن است.

اگر ما خود در مسیر تشکیل و تکامل آلترناتیو و… نتوانیم اجرای دمکراسی را تحمل و یا در مناسبات خود جاری کنیم به قطع و یقین صلاحیت در دست گرفتن سرنوشت مردممان را نداریم.

آیا جوهره وجودی و جمع شدن ما دوستان بدور هم غیر از دمکراسی است؟ آیا بالاترین ارزشی که این جمع و قبل از آن تک تک ما از آن مانند گرانبهاترین ارزشمان لازم است پاس بداریم مگر مناسبات دمکراتیک نیست؟

مگر نباید همه مان صد در صد هوشیار و گوش بزنگ بخطر نیفتادن این محتوا باشیم؟ اگر جواب مثبت است آنوقت چرا باید کسی که انگشتش به نشانه حتی غلط از نقض دمکراسی بهوا رفت را سرکوب کرد؟ مگر در اینگونه موارد رویکرد صحیح، اتفاقا هوشیار بودن و شدنِ همه و توجه کردن بدان نیست که اگر اشتباه بود خوب خدا را شکر میکنیم که نقضی نبوده است.

این روحیه سلحشوری دمکراتیک را نباید در بین خودمان کشت و سرکوب کرد. در غیر اینصورت اگر با انواع واژه ها که در نامه دوستمان آقای نوری علا نسبت به مخاطب موج میزند روبرو شدیم و اگر تن بدهیم کشتن این روحیه سلحشوری است و دنباله روی را رواج میدهد که فکر میکنم قصدمان در مهستان مبارزه با آن است.

نباید ابراز نظر و حساسیت نسبت به نقض دمکراسی، به فرد کسی و دوست عزیز آقای نوری علا بر بخورد و با چماق ” انتقال تجربه ها امر خوبی است اما اگر به دروغگوئی و تحريف واقعيت ها بيانجامد مسئلهء خطرناکی خواهد شد ” و یا بکارگیری واژه  “ناجوانمردانه” بودن مواجهه و منکوب و تحقیر نمود.

دوستان گرامی و آقای نوری علا گرامی تر از همه، بعقیده بنده کار سیاسی ما (سرنوشت مردمان) دو بعد و اصل بسیار متفاوت دارد.

اصل اول: ما همگی باید بدلیل احترامی که به انسان قائلیم و مهمتر از آن بار مسئولیتی که بردوشمان نسبت به مردمان احساس میکنیم به ما حکم میکند که  نسبت بهمدیگر در اوج احترام، دوستی، مهربانی و نزاکت و به قول دوست عزیمان جمشید آریا داد مودب باشیم و همدیگر و تفاوتها و اختلاف نظرهایمان را مدارا و تــــحـــمل رفتار کنیم. سوء تفاهمات را نه با زخم زبان و تحقیر و توهین و مارک زدن و بکارگیری واژه هایی مانند:  “اظهار لحيهء” یا “پرونده سازی” یا “شيوهء مرضيه را برای کشتن گربه در دم حجله ادامه داده ايد” و یا “اتهام زنی خيره سرانه” پاسخ دهیم، که هیچ حتی نباید لحن مان نیز عامرانه و تحکم آمیز باشد. بکارگیری این واژگان بیانگر عدم تحمل و مدار نسبت به نظرات همدیگر و برداشتهای همدیگر است. که مشکل یک تا صد همه ماست و مردم ایران نیز سده هاست از همین رنج میبرند. بجای عصبانیت توضیح بخواهیم توضیح بدهیم. تلاش کنیم که همدگیر را درک کنیم عمق حرفهای همدیگر را فهم کنیم و به بیان ساده تر زبان همدیگر را بفهمیم. حتی اگر نتوانستیم با هم کار کنیم باز هم دوستی و ادب و انسانیت و … نباید از میان برداشته شود. قطعا هیچ کس این مهستان را ملک طلق خود تلقی نمیکند و نباید بکند.

اصل دوم: در امر سیاست و تلاش برای حفظ و حراست از دمکراسی (حق 80 میلیون مردم)، نباید اصل اول سر سوزنی بر آن سایه افکند و منجر به کوتاه آمدن بدلیل دوستی و رفاقت و مهربانی باشد. کوتاه آمدن از حق فردی یک بحث است ولی در سیاست کوتاه آمدن از حق مردم است و به این میگویند خیانت، خیانت سیاسی و ضایع کردن حق مردم، یعنی در مباحث سیاسی و حقوق دمکراتیک همه باید شمشیرهایشان بیرون باشد. اما رفتار انسانی است رفتار در شان انسان متمدن است، رفتار نشان از عمق درک و احترام ما بهمدیگر و نظرات همدیگر(بعضا هم شاید خیلی غلط و بی مورد مانند نظرات بنده)  و در یک کلام دمکراتیک است. شمشیر اما شمشیر استدلال و بحث است و کوتاه نیامدن تا اطمینان حاصل کردن از جاری شدن دمکراسی. در این قسمت مرید و مرادی عین خیانت است. و البته در مواردی با رای گیری ساده و اکثریت و اقلیت کردن موانع برداشته میشود تا نسلهای آینده دارای افکاری یکدست تر باشند همه را با استدلال حل کنند و به حقیقت نزدیکتر تصمیم بگیرند. فراموش نکنیم که مردم ایران مشکل کمبود آلتراناتیوی که بر تخت قدرت بنشیند ندارند مشکل نبود آلترناتیو دمکراتیک است.

بله دوستان گرامی مهستان، در پاسخ به سوال آقای نوری علا گرامی که به تعنه پرسیدند ” آيا مبارزات ضد ديکتاتوری شما هم از همين نوع کارها است؟ ” باید در اوج احترام وادب و مهربانی جواب داد،  بله از همین کارهاست.  بدون اینکه عطف به فرد خاصی باشد.

برای از زمین کندن و به پرواز در آوردن سیمرغ آلترناتیو سکولار دمکرات قبل از هر چیز باید خودمان را برای مبارزه بین خودمان بمعنی مبارزه سیاسی و تمرین دمکراسی آماده کنیم و از ورود در آن نهراسیم و پس نخوریم. تنها و تنها در رابطه ولی فقیه و رهروان کربلا است که یکطرف عالم و طرف دیگر مجری است. اگر بین ما “اصل اول” بر اجرای کامل و دقیق “اصل دوم” سایه افکند یعنی شروع انحراف و به شکست کشاندن کارمان.  باید رو بجلو جنگید و تلاش کرد. روحیه سلحشوری دمکراتیک را پاس بداریم. اگر شما نتوانید از بنده که نه قدرتی دارم و نه سلاحی و … حق را بگیرید قطعا از کسانیکه هم در قدرتند و هم سلاح و … دارند نمیتوانید بگیرید.

شروع کار سیاسی را به همه تبریک میگویم

با آرزوی دست یابی مردم ایران به دمکراسی متکی به سکولاریسم

داود باقروند ارشد

14دسامبر 2017

 

به اشتراک بگذارید
Facebooktwitter

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.