مقالات پربیننده

خانم آناگومز نماینده پارلمان اروپا خواستار اخراج فرقه رجوی شد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت دوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی امروز باید گفت آنچه را که فردا گفتنش دیر است

قسمت دوم: گفت و شنود با فرشته هدایتی: افشاگریهای فرشته هدایتی در مورد فرقه رجوی

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

سیامک نادری مرگهای مشکوک فرقه رجوی را افشا میکند

کشتن و سربه نیست کردنهای فرقه رجوی

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

فعالیت های ما در تصویر

سخنرانی آقای داود باقروند ارشد در پارلمان اروپا

 

مسعود رجوی اگر نمرده چرا پیامش صدا ندارد.، گردانهای ارتش آزادیبخش پس کجایند؟

این مقاله در دو قسمت در اوت سال 2016 منتشر شده است. عطف به اینکه فرقه رجوی مردم ایران، خارجه نشینها، و جهان را طبق منطق خود که همه گوسفند و اینها بحرالعلوم هستند نا دان تلقی میکند، از جانب این جسد متعفن اطلاعیه صادر میکند و انتظار دارد که مردم جهان نیز مانند اسرایش در تیرانا که چهل سال است در سلول انفرادی فرقه در تاریکی نگهداشته شده اند فریب خورده و برای این جسد متعفن هورا بکشند.

ما گفته ایم که این فرقه منهوس از پوسیدگی معمول هم گذر کرده طوریکه اگر رژیم هم برایش دعوت نامه ارسال کند که بیا و ما را سرنگون کن قادر نیست.  که اسرای خود در تیرانا را رها کند چون به محض رها کردن آنها بطور انفجاری فروپاشی و فرارها و افشاگریها فوران خواهد کرد. و برای فرقه رجوی اسب سواری طلبش باید قاچ زین را بچسبد که کسی فرار و افشاگری نکند.

فعلا سیامک نادریها را پاسخ بدهد تا بعدیها

خانم و آقای رجوی دروغهای ارتش آزادیبخش و جنگ چه شد؟ در تودیع به عراق رفتن گفتی همه بی غیرت هستند و شما با غیرت. خوب چرا در خارجه ای برو داخل؟ 

 

55

شعارهای جناب مسعود رجوی علیه دیگران

——————————————————————

بررسی مرگ مسعود رجوی 

قابل توجه شورا ملی مقاومت ایران: ننگ ابدی مزدوری عربستان را از پیشانی خود بزدائید

بررسی موضوع اعلام مرحوم بودن مسعود رجوی توسط آل سعود مرتجعترین حاکمیت عصر حاضر

و سرنوشت شورای مرحوم تر از مسعود رجوی که قرار بوده طرحی نو در اندازد!!

رجوی در مکه

بقلم: داود ارشد

عضو سابق عالیرتبه مجاهدین و شورای ملی مقاومت

جهان طی بیش از سه دهه شاهد بوده است و ما که دهها سال با پوست و گوشت و استخوان بعنوان فرماندهان و متاسفانه کارگذاران فرقه رجوی چه بعنوان عضو تشکیلات و چه بعنوان شورای به اصطلاح ملی مقاومت آنرا لمس میکرده ایم و گفته ایم، دستگاه سازمان مجاهدین بعد از شکست کامل استراتژی تروریستیش درهمان دو سال اول بعد از شروع عملیات تروریستی در ایران و فرار کامل کلیه نیروها و فرماندهان باقی مانده به خارج استراتژی جدیدش را خام خیالانه درادامه زندگی در شکاف لیبرال ارتجاع در داخل به زندگی در شکاف در مناسبات بین اللملی استوار نمود.

سرمایه ای که سازمان با تکیه برآن تلاش میکرد خودش را نیروی قابل استفاده و مطرح در مناسبات بین اللملی از جمله فرانسه و آمریکا و … معرفی کند، عملیات و پایه اجتماعی داخلی و شورای همه گیر ملی مقاومت بود.

اما چیزی طول نکشید که جهان و بطورخاص فرانسه پی به ماهیت ضد مردمی و نا مربوط بودن این تشکل به حیات سیاسی مردم ایران بردند و از اینجا بود که عملا وابستگی به اجناب ، با چاشنی تبلیغاتی و هیاهو و دروغ برای خارج از تشکیلات و شورا استوار شد. چه با بزرگ نمایی عملیاتهای مرزی و چه در راه انداختن رژه های پوشالی در منطقه با بکارگیری همان شیوه های امروزی بدست امثال بنده که افراد محدود رژه نظامی را برای دهها بار به خط شروع رژه بازگرداندن و از جلو دوربینها و خبرنگاران دوباره وچندباره جهت بزرگ نمایی و البته لاپوشانی مرگ استراتژی عبور دادنشان ادامه داشته است. آخرین میخ های تابوت این جسد متعفن با آتش بس بین ایران و عراق بدان زده شد. از آن پس دیگر این وجود نه تنها با تضاد بیرونی که با تضاد فزاینده درونی روبرو شد که تلاشی آنرا صد چندان سرعت داد. رجوی همزمان با هیاهوی همانند رژه سالهای بعد در 1386و..برای خوراک خارجی سرکوب مطلق درونی را برای جلوگیری از انفجار درونی بنام انقلاب ایدئولژیک آغاز نمود.

بعد از خلع سلاح توسط آمریکا و بعد از هیاهوهای اشرف و هزاران اشرف و سپس عقب نشینی به جهنم لیبرتی و هیاهوی بیا بیا گفتن به موشکها بسمت لیبرتی، بطور خاص بعد از توافق هسته ای و آشتی نسبی رژیم با غرب و در راس آن آمریکا، امروزه همه کسانیکه مایل باشند حقیقت فرقه وابسته به اجنبی سازمان مجاهدین را ببینند واضح است که تنها طبل تو خالی که برای آن و بطور اخص مریم رجوی باقی مانده همان جلسات سالیانه هیاهوی ««من جلسات چند میلیون یورویی با سخنرانان کرایه ای و بعضا با شرکت اربابان میگذارم پس هستم»» میباشد. یعنی بزبان ساده سیاسی در حال حاضر برای مریم رجوی و شوهر مرحوم ایشان ««شوهای میلیون یورویی هم استراتژی است هم تاکتیک»».

اگر اینطور است و شوهای سالی یکبار و بسیار گران گذشته از فوائدی که برای جوانان لهستانی و پناهندگان سوری حاضر در اروپا دارد و سفرو غذای مجانی با حتی پول تو جیبی بهمراه میآورد برای جسد سازمان مجاهدین مانند کافور است که بوی تعفن آن عالم را نگیرد. اما پس چرا باید در چنین مراسمی با این هزینه سنگین خیمه عمود نظام آنرا شکست آنهم بدست رئیس بدنام ترین ارگان بدنام ترین کشورعربی منطقه و جهان. عربستانی که رکوردهای جدیدی را بنابر گزارشات رسمی و خبری جهان در تروریسم و جنایت جنگی بجا گذاشته است.

چرا باید در همان جلسه که مریم رجوی تلاش بسیار میکند که مسعود رجوی را زنده، حاضر، خالق، موتور، قلب، دینامیزم و همه چیز فرقه اش جا بزند، بالاترین به اصطلاح میهمان «البته ما میدانیم که حضور ترکی الفیصل برای مریم رجوی در مقایسه با بقیه مهمانان کرایه ایش فاصله نوری دارد» درست خلاف خواست مریم رجوی، مسعود رجوی را از عرش علاء به زیر خاک برده  و مرحوم و مرده میخواند و دفن میکند؟ آیا این تناقض بزرگ را نباید همه شورایی ها اگر نه در اول ماه که حقوق و مزایا را میگیرند حداقل در انتهای ماه ابتدا از خودشان و سپس از مریم رجوی سوال کنند و برایش نه جواب رهبری عقیدتی ای (یعنی خفه شو و پولت و بگیر و بتمرگ سرجات) که مسعود رجوی و مریم رجوی و دفتر شوار آنگونه که سالیان شاهد بوده ایم به تمامی سوالات و ابهامات و اعتراضات شورایی ها بدانها داده است و آقایان محمدرضا روحانی و دکتر کریم قصیم بعد از جدایشان به مشتی از خروارش اشاره کرده اند، بلکه حداقل جوابی که مرغ پخته را نیز به خنده وادار نکند بیابند؟  

بررسی اینکه مشکل چیست و کجاست و این رسوایی چه عمق و ریشه ای دارد که دستگاه مافیایی رجوی که بسیار کمتر طی این سالیان از این گافهای رسوا را اینگونه داده است اتفاق میآفتد، تلاش میکنیم که شورائیان را کمک کنیم که برای یکبار هم که شده مغز کوچک شده شان یا به رهبری سپرده شان را موقت هم شده از حالت تعطیلی و انجماد خارج کنیم و پا را از جاپای مریم رجوی خارج نموده به خودمان اجازه بدهیم فکر کنیم و مسئله را بررسی نمائیم شاید دست از ادامه خیانت بردارند.

ترکی الفیصل کیست؟

2

“ترکی فیصل” یکی از شاهزادگان پادشاهی عربستان بوده که در فوریه سال ۱۹۴۵ در شهر مکه به دنیا آمده و اکنون ۷۱ سال سن دارد و در این مدت در حوزه های مختلف در سیاست و امنیت عربستان به ایفای نقش پرداخته است.
او پسر هشتم  “ملک فیصل” از همسری بنام “التنیان” بوده و به عنوان یک  “شاهزاده”  شناخته می شود که بخش بزرگی از زندگی خود را در خارج از کشور و در مدرسه ها و آکادمی های غربی گذرانده است.  او دوره اول تحصیل خود را در مدرسه “طائف” عربستان  گذراند و پس از آن در خارج از کشور ادامه تحصیل داد. او در حالی که 14 سال داشت در مدرسه های “پرینستون” و “لورنسویل” گذراند و دوره تکمیلی آکادمیک را در دانشگاه های “کمبریج” و “لندن” به پایان رساند و در رشته “قانون”  اسلامی فارغ التحصیل شد.  در دوران کاری خود شاهزاده “ترکی فیصل” پست های مختلفی را تجربه کرده که از جمله آن می توان به حضور در راس  دستگاه اطلاعاتی رژیم سعودی حد فاصل سال های 1977 تا 2001  یعنی 24 سال اشاره کرد.
البته”شاهزاده ترکی فیصل”  از سال 2005 تا دسامبر سال 2006  به عنوان سفیر عربستان سعودی در ایالات متحده آمریکا خدمت کرد و به عنوان دیپلمات در کشور انگلستان و ایرلند هم انجام وظیفه داشته است.
البته شاهزاده “ترکی فیصل ” پس از شاهزاده “بندر بن سلطان بن عبدالعزیز” (رئیس سابق دستگاه اطلاعاتی عربستان) به عنوان سفیر در ایالات متحده آمریکا خدمت کرد و پس از آن “عادل الجبیر”  دراین مسند قرار گرفت.

3

 اشتیاق “ترکی فیصل” در گسترش روابط دیپلماتیک بین “ریاض-تل آویو” 
البته  تحلیلگران شاهزاده “ترکی فیصل” را یکی از بنیانگذاران سناریو دوستی با اسرائیل می دانند که البته این شاهزاده سعودی معتقد است هیچ مانعی برای ایجاد رابطه گسترده با “تل آویو” وجود ندارد.  البته یکبار دیدار و دست دادن رئیس اسبق دستگاه اطلاعاتی رژیم سعودی با یکی از مقامات اسرائیل واکنش های “پان عربیسم” را در جهان عرب برانگیخت و  “شاهزاده ترکی فیصل” شدیدا  از سوی مخاطبانش سرزنش شد.
بسیاری از کاربران و مخاطبان سایت های خبری جهان عرب، در اعتراض به دست دادن “ذلیلانه” ترکی فیصل  با “یعلون”جملاتی  خشم آلود نوشتند.   فعالان رسانه ای و مشاهیر عرب هم در این باره اظهار نظر کردند، از جمله “عبدالباری عطوان” تحلیلگر سیاسی مشهور جهان عرب و سردبیر روزنامه  “رأی الیوم”، با اقتباس از آیه مشهور قرآن کریم، در “توییتر” نوشت: رحماء علی الصهاینه و اشداء مع العرب والمسلمین.. (مهربان با صهیونیست ها، سختگیر با عرب ها و مسلمانان)؛ این است معنای دست دادن “ترکی فیصل” با “یعلون”.

البته قلم زدن “ترکی فیصل”  در یک روزنامه اسرائیلی نشان می دهد که روابطی صمیمی بین “ریاض-تل آویو” در حال شکل گیری و گسترش است که دست دادن با مقامات “تل آویو” از اولویت هایش به شمار می رود. حمزه حسن”  فعال سیاسی عربستانی هم نوشت:” یعلون” وزیر جنگ اسرائیل قبلا گفته بود که “سران عرب در ملأ عام به ما دست نمی دهند و فقط در پشت درهای بسته با ما دیدار می کنند”؛ اما این دست دادن علنی و سخن گفتن با “یعلون”، مرحله جدیدی است.
“عبدالله الشمری”  پژوهشگر و تاریخدان عربستانی هم در توییتر نوشت: “ترکی فیصل” در کمال خوشحالی با “یعلون”  وزیر دفاع اسرائیل دست می دهد… بریده باد این دست‌های ناپاک و نفرین بر این چهره های ناخجسته!

شرح مختصری به شناخت ترکی الفیصل و رابطه اش با مسعود رجوی:

وی شاهزاده سعودی است، 24 سال (نزدیک ربع قرن- دو سال قبل از انقلاب تا 22 سال بعد از انقلاب ایران) رئیس سیستم اطلاعات و سپس مدتی سفیر عربستان در امریکا بوده و در حال حاضر مرکز مطالعاتی را اداره میکند که نباید بی رابطه با همان کاری باشد که نزدیک به ربع قرن مشغول آن بوده است. ترکی الفیصل همان کسی است که مسعود رجوی را در سال 1366 بعد از حوادث سال 1365 خرید و به عربستان برد و مذاکرات طولانی با وی داشت و بخوبی با سازمان آشناست.

بنده که در طی آن سالها ضمنا جزء حفاظت چسبیده رجویها و اندرونی بودم، تحقیقا میدانم از آنجا که رجوی بسیار بسیار بسیار ترسو است و حفظ جانش از همه چیز مهمتر بود و به ما ابلاغ کرده بود که حفاظتش مطلق است، یعنی حتی اگر کاری و حرکتی، ترددی در حد یک هزارم درصد برای مسعود رجوی احتمال خطر داشت نباید بدان دست میزدیم و تردد نمیکردیم. (البته در حد توان بررسی و امکاناتی که داشتیم).

برای مثال در همان اوایل بروز مشکل با فرانسه که خواستار خروج ما از فرانسه بودند معمر قزافی دیکتاتور مخلوع لیبی حاضر شد که کمک مالی و لجستیکی به مجاهدین بکند. و از مسعود خواست که در سفری به لیبی ضمن دریافت کمکهای مالی و … از آن بعنوان سفری که حمایت لیبی را بهمراه دارد ارزیابی کند. زمانیکه سازمان بلحاظ بین اللملی در اوج ایزولاسیون بود و بدان احتیاج داشت ولی ترسید و نرفت.

در همان ایام یعنی درست بعد از انتقال به عراق کشور نیکاراگوء از مسعود رجوی دعوت کرد که جهت دیداری رسمی بمناسبت سالگرد انقلابشان بدانجا سفر کند ولی باز ترسید و نرفت و حتی بدلیل اهمیت آن در جهان و محبوبیت نیکاراگو در بین کشورهای مترقی قرار شد که مریم رجوی بنمایندگی از سازمان برود که بدین منظور من شخصا پاسپورت او را از بغداد به فرانسه آوردم که از سفارت نیکاراگوا ویزا تهیه شود که مریم رجوی ترسید و نرفت.

با این وجود میبنیم که وقتی سفر به عربستان کشوری که همواره در بررسیهای مسعود رجوی حتی پست تر از آمریکا طبقه بندی میشد و همطراز اسرائیل و مزدور جناحهای نفتی آمریکا قلمداد میگردید را میپذیرد و با هیئت همراه بدانجا میرود. میدانیم که وقتی که عربستان که در حال درگیریهای خونین سال 1365با رژیم است و مسعود رجوی که فرد شناخته نشده ای نبود و تازه به عراق رفته بود را به عربستان میبرد، این مسئله امری نیست که مثلا عده ای از مجاهدین بلیط بخرند و به حج بروند!!!!!! اولا از طرف خود مجاهدین که من اطلاع دقیق دارم به همان اندازه فرارمسعود  از ایران به فرانسه و از فرانسه به عراق اهمیت داشت. صدها ساعت ملاقات با مقامات عربستانی و البته عراقی و صدها ساعت نشست در تشکیلات و کار برای آماده سازی نیاز داشت. و علیرغم اینکه مسعود رجوی بسیار مایل بود ترس اجازه نمیداد که این سفر انجام شود و در نهایت با پا در میانی صدام و قولها و تضمینهایی که داد مسعود متقاعد شد و حرف رابطین عربستان را پذیرفت و مسافرت انجام شد.

متاسفانه بنده در بعضی رسانه ها که از بعضی افراد نا مطلع دعوت و سوال میکنند اظهار نظرهایی را میشنوم که سر سوزنی ارزش کارشناسی که نشان از شناخت آنها از این فرقه رجوی در آن باشد نمیبینم.

توجه باید نمود که رجوی فقط و فقط در عمر ننگین بعد از آزادی از زندانش دفعات محدودی جابجا شده است.

  1. سال 1359وقتی احتمال دستگیریش در داخل بدنبال اعلام دستگیری رهبران مجاهدین مطرح شد با هویت مخفی و مخفیانه به اروپا فرار کرد و وقتی آبها از آسیاب خوابید برگشت.
  2. سال 1360 بعد از اعلام جنگ مسلحانه برای نجات جانش با بنی صدر به فرانسه فرار کرد.
  3. سال 1366 وقتی از فرانسه اخراج شد و احتمال استردادش بود به عراق رفت.
  4. سال 1382 وقتی آمریکاییها عراق را گرفتند از عراق فرار کرد و غایب شد.

همانگونه که دیده میشود تنها وقتی جابجا شده و کمی اجبارا خطر کرده که جانش در خطر بوده است. والا از آنجا که امنیت خودش مطلق است هیچ خطری نمیکند بزبان ساده رجوی هیچگاه بسمت خطر حرکت نمیکند همواره از سمت خطر بزرگتر و گاهی بلاجبار بسمت خطر کمتر فرار میکند. و این فرارها نیز باز بنده به تحقیق میدانم هزاران بار تضمینداریش تائید نشده اجرا نشده.  مانند فرار از تهران یا …

خوب با این اوضاع و احوال آیا امکان داشت که رجوی بعد از رفتن به عراق و اینکه مطرح میکرد توطئه استرداد او وجود داشت. (البته این توطئه بیشتر جهت متقاعد کردن شورایی ها بزرگ نمایی شد تا جلو مخالفت شورایی ها با وطن فروشیش به عراق را بگیرد.) بلند شود برود به زیارت مکه؟!! خیر غیر ممکن بود.

این فرد ترسو وقتی به عربستان رفت که صد در صد متقاعد شد که هیچ مسئله ای نیست و همه قول و قرار ها گذاشته شده بود و عربستان خودی بود نه غیر خودی، نه قطبی که سر سوزنی به آن شک داشته باشد. تنها و تنها دلیلی که رفت بند وبست با عربستان بود و گرفتن پول و دادن قول که در ایران فردا خواسته های عربستان را تامین میکند. همان قولی که به آمریکا داده و به اسرائیل و اردن و صدام نیز داده بود

اجازه بدهید بگویم که اساسا هیج نیازی هم به رفتن فیزیکی نبود و ارتباط با عربستان و دریافت پول و لجستیکی ادامه داشت ولی مسعود برای نشان دادن میزان اعتماد و نزدیکی خودش به عربستان و اینکه بگوید به اندازه صدام به عربستان نیز سر سپرده است درخواست این سفر را کرد و سعودیها با اما  اگر و… پذیرفتند. مسعود رجوی این سفر را علیرغم اینکه مشکلات بسیاری در عراق داشیم انجام داد. زمانی که علی زرکش بخاطر اعتراضش به او زیر اعدام بود و سازمان با بحرانهای عدیده ای مواجهه بود. البته آن زمان این مسافرت را از تشکیلات سازمان که غیر خودی بودند مخفی نگهداشت.

 

قرض از پرداختن به امر فوق این بود که گفته شود، ترکی الفیصل کسی نیست که بیاید در شو سالیانه مریم رجوی شرکت کند و نداند با کی طرف است. او از سال 1357 بعنوان رئیس یک تشکیلات اطلاعاتی قوی و عضوی از رهبری عربستان با سازمان آشنا بود و در بسیاری از خط و خطوطی که مربوط به عملیات تروریستی سازمان در داخل کشور انجام میشد دخالت مستقیم داشته است. مسعود رجوی را در سال1366 از عراق به عربستان برده بود و از نزدیک حداقل در عربستان ملاقات کرده بود، و همواره کمکهای مالی و لجستکی آن بدست سازمان رسیده است. بطور مستمر توسط سیستم اطلاعات عراق در ریز جزئیات وضعیت سازمان قرار میگرفت. اینها را در همه ملاقاتهایی که با سیستم اطلاعاتی عراق داشتیم، به ما میگفتند که “همکاران سعودی همواره جویای احوال شما هستند و از نزدیک دنبال میکنند” مسائل ایران و سازمان را که در عراق بود دنبال میکرد.

یعنی هرگاه چه عربستان وچه عراق در تضاد با رژیم قرار میگرفتند دستور عملیات تروریستی و خمپاره زدن و … در شهرهای ایران را مسعود اجرا میکرد. بعد ها نیز که مسعود رجوی غیبت را اختیار نمود و مریم رجوی میداندار فروش سازمان به عربستان بود و سایت ویکیلیکس اسنادش را منتشر نمود، همواره خواسته سازمان مجاهدین رفتن بیشتر زیر چتر عربستان با حمایت حتی علنی آنها بوده است. و بر اساس اسناد ویکی لیکس سیستم اطلاعاتی عربستان نیز بخوبی و دقیق به مقام وزیر خود اطلاع داده اند که این تشکیلات هیچ جایی در ایران ندارد.

11212121

جمعبندی اینکه: عربستان و ترکی الفیصل نه تنها کمترین ابهامی در مورد تشکیلات رجوی ندارند بلکه مانند گربه ای که تا بحال هزاران موش- طمعه مانند مسعود رجوی و تشکیلاتش را بلعید در حال بازی قبل از بلعیدن آن هستند.

اما چرا ترکی الفیصل؟ برای اینکه سازمان مجاهدینی که میدانند در پهنه سیاسی سکه بی ارزشی است و هیچ وزن سیاسی موثر در ایران ندارد و نیرویی نیست و اجبارا در تضاد با رژیم باید او را مطرح کنند:

الف: پررو نشود و به مریم رجوی بفهمانند که از بد روزگار است که از او استفاده میکنند نه به این دلیل که ارزشی دارد، این مقوله رابطه موش و گربه یعنی کشور حامی و نیروی وابسته همواره همینطور بود ه است.

ب: این ترکی الفیصل نیست که سکان شو مریم رجوی را بدست میگیرد بلکه عربستان است و در عرف بین اللملی هیچگاه مقامات رسمی کشوری اینکار را نمیکنند (بجز کسانی مانند صدام). تا آتو دست رژیم ایران ندهند که مخالفین جدی عربستان را مورد حمایت موجهه خود قرار دهد. و اگر کاردار عربستان به وزارت خارجه فراخوانده شد و یا از کانالهای دیپلماتیک مورد اعتراض واقع شدند بگویند ما نبودیم و ترکی الفیصل در ظرفیت فردیش اینکار را کرده و از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنند.

داود ارشد

عضو سابق شورای ملی مقاومت و مجاهدین

سیزده مرداد 1395

==============================

قسمت آخر: قابل توجه “شو”رای ملی مقاومت : ننگ ابدی مزدوری عربستان را از پیشانی خود بزدائید

rr

لینک به قسمت اول 

قسمت آخر: 

قابل توجه “شو”رای ملی مقاومت: ننگ ابدی مزدوری عربستان را از پیشانی خود بزدائید

 

با مقدمه ای که در قسمت اول و معرفی مختصر ترکی الفیصل و رابطه اش با سازمان و مسعود رجوی بطور اخص و اینکه از

روز اول انقلاب بعنوان وزیر اطلاعات عربستان که خود را رقیب عمده ایران در منقطه  تلقی میکند و شروع جنگ ایران و عراق و همدستی کامل آن با عراق در تامین مالی و تسلیحاتی عراق و سپس سازمان  و اینکه بسیاری از اهداف در داخل ایران بدستور عربستان بدست تیمهای عملیاتی مسعود رجوی مورد تهاجم قرار میگرفت بنوعی دست در کنترل و رهبری این تشکیلات بهمراه عراق داشته است. توجه داریم که عراق نیز که اساسا کنترل مجاهدین و برنامه ریزی عملیات تروریستی در درون ایران را در دست داشت خود نیز در تامین انجام عملیات تروریستی روی اهدافی که عربستان دستورش را میداد و  یا علاقه مند بود در زمانهاییکه نیاز داشت به اجرا درآید نفع داشت چون خود عراق نیز در زمان جنگ از عربستان کمکهای بسیاری دریافت مینمود که با بخدمت گرفتن تشکیلات رجوی برای سعودیها عملا از سعودیها تشکر میکرد و پاسخ کمکهایشان را میداد.

مزدور پرویز خزایی مجاهدین خلق ارتش خصوصی صدام حسین

صحت این اطلاعات را نیز همه کسانیکه سیاست آن سالهای عربستان محافظه کار را میشناختند میتوانند درک کنند که تا چه میزان تشکیلات مسعود رجوی در خدمت و مزدوری آنها پیش رفته بود که عربستان در سال 1366 حاضر میشوند کار خطرناک سیاسی حضور مسعود رجوی را در عربستان آنهم نه عربستان امروز بلکه عربستان محافظه کار نزدیک به سی سال قبل بپذیرند. مسعود رجوی که از سال 1360 تا 1366 هنوز دم از ترور و کشت و کشتار در داخل میزد، همه میدانستند که کشتار دفتر ریاست جمهوری، دفتر حزب جمهوری، و ترورهای مردم کوچه و بازار و… را انجام میداد. تفاوت عراق نیز با عربستان بسیار بسیار آشکار است که عراق کشوری بود در حال جنگ با ایران و بالاتر از سیاهی برایش رنگی نبود. ضمن اینکه بعد از انقلاب ایران بنده به چشم دیده و شنیده و دیده ام که حتی همین صدام بعد از انقلاب ایران از ترس اثرات جنبش مردم ایران دستور تشکیلاتی داده بود که همه حزب بعث عراق قرآن را حفظ کنند. و شروع به ساختن انبوه مسجد در عراق نمود.

پولهای عربستان و جلسه “شو”رای ملی مقاومت

اما موضوع مرحوم بودن یا شدن مسعود رجوی از قول ترکی الفیصل

ما از طرف شورایی ها و یا در نشست جمع شوراییها البته بدون حضور نمایندگان رجوی، میخواهیم شقوق مختلف را بررسی کنیم و ببینیم که عقل و منطق با توجه به ارائه نشدن اطلاعات دقیق و رسمی و روشن از طرف فرقه رجوی چه چیزهایی را حکم میکند؟

  1. فرض اینکه ترکی الفیصل اشتباه لپی کرده است که گفته “شوهر مرحوم شما مسعود رجوی” آنهم دوبار.

 

الف: با توجه به حقایقی که تا اینجا بدان دست یافتیم و از اشراف او نسبت به این تشکیلات سخن گفتیم آیا امکان دارد که چنین فردی که سابقه ربع قرن کار اطلاعاتی دارد، یک دیپلمات عالیرتبه (سفیر عربستان در آمریکا و انگلیس) است یعنی بسیار فرد دقیقی است و معنی یک واو بالا و پائین در حرف و گزارش را میفهمد که میتواند زمین تا آسمان موضوع حرف و گزارش را عوض کند، آنوقت اشتباه لپی اینچنینی بکند؟ آنهم نه در مورد مثلا روز دقیق سی خرداد به تاریخ مسیحی یا روز به اصطلاح آزادی مریم رجوی … بلکه در مورد مسعود رجوی!!!! آنهم موضوع مرگ و زندگیش!!!!!!!!!؟

اصلا مرگ و زندگی مسعود رجوی چه ربطی به ترکی الفیصل داشت؟ مگر جلسه ختم مسعود رجوی بوده که بدان اشاره نمود آنهم بتاکید و دوباره. که بنوعی تسلیت گفتن به مریم رجوی بود.  مگر ترکی الفیصل نیامده در شو سالانه در حمایت از آنها حرف بزند، مگر در دعوت جز کلماتی مانند مقاومت مردمی و ستادهای مبارزاتی و گردانهای شورشی و … چیز دیگری به دعوت شونده میگویند مینوسیند؟ مگر سخنران دیگری چنین موضوعی را مطرح کرده بود؟  مگر قبلا خبر داشته که مسعود رجوی مرده است و حالا در اولین فرصت علنی که در شو مریم رجوی پیدا میکند بدان اشاره کند و از مریم رجوی دلجویی نماید؟ جواب در شق اشتباه لپی خیر است. خیر، نه تنها نبوده بلکه شو مریم رجوی تماما در تائید حضور مسعودرجوی و نمایش بزرگ عکسهایش در سالن بر روی پرده های بزرگ و کف زدن حضار و فریادهای مریم رجوی و فراخوان های او و خدا نگهدار گفتنهایش …. بوده است. یعنی حرف ترکی الفیصل صد و هشتاد درجه با سمت و جهت و سوی شو مریم در تضاد بوده است. چـــــــــــرا؟

ب: آیا ترکی الفیصل خنگ و خرفت شده؟ ویا دچار آلزایمراست و نمیداند چه میگوید؟ اشتباه لپی را البته میتوان در چنین شقی پذیرفت که کسی دچار مشکلات پیری شدید باشد و کلا قاطی کرده باشد و بیاید خوب چنین مطلب بی ربطی را بیان کند. اما دیدیم که عربستان ببخشید ترکی الفیصل آمده دارد از فردوسی که کارش نجات ایران و ایرانی و زبان و فرهنگ و تمدن آن از دست تهاجم همین عربهای بی فرهنگ و تمدن آنزمان بوده سخن میگوید و یا عجبا عجبا!!! همانند اینکه نتانیاهو بیاید در جلسه محمود عباس شرکت کند و از قهرمانان فلسطین و یاسرعرفات و … بعنوان ناجیان فلسطین از دست اسرائیل صحبت کند. خیر منطق و عقل سلیم نمیتواند قبول کند که اشتباه لپی کرده باشد.

  1. بررسی فرض، “ترکی الفیصل آگاهانه” گفته است.

اگر بگوئیم که ترکی الفیصل آگاهانه اینکار را کرده باید دلیل آنرا جستجو کنیم.

الف: شق آگاهانه بدین معنا که فرقه رجوی با دادن اطلاعات غلط به وی از او خواسته اند که از مرگ مسعود رجوی صحبت کند تا آنگونه که بعضی مفسرین از همه جا بی خبر بگویند که با اینکار موجب مطرح شدن مجاهدین شود.

این بدان معناست که:

رجوی در مکه

1). آیا ترکی الفیصل بازیچه دست فرقه رجوی است که بنوعی فریب داده شود، یا به او القاء کنند تا بمنظور تبلیغاتی فرقه و اینکه مطرح شود و انعکاس رسانه ای بگیرد این موضوع را مطرح کند؟. یا اینکه سخنرانی او را نیز مانند همه کسانیکه با پولهای کلان جهت سخنرانی میخرند و محورهای سخنرانی آنها را مینوسیند و میدهند که بخوانند برای او نیز اینکار را کرده اند؟ آنهم بمنظور تبلیغی و طرح شدن در مطبوعات! چون نمیشد که فقط موضوع فوت رجوی را بگویند و امیدوار باشند که شاید او طرح بکند یا نکند. در هرحال آیا این شق و فرض منطقی است؟ میدانیم که همه سخنرانان جلسه پول میگیرند و حرفهایی میزنند ولی آیا شاهزاده سعودی هم نیاز به پول دارد؟ یا همه دار و ندار فرقه رجوی متعلق به اوست و پول بقیه همان شو و سخنرانان را هم ایشان پرداخت کرده است؟ بنابراین ترکی الفیصل مانند بقیه نیست که بشود به او امر و نهی کرد و سخنرانیش را تعین کرد. از طرفی نیز با توجه به اهمیت کاملا متفاوت او با دیگر سخنرانان و جایگاه او و قدرت سیاسی او آیا بعد از این فریب توسط مریم رجوی واکنش نشان میدهد یا خیر؟ ضمنا آیا مریم رجوی و مغزهای متفکر این فرقه، مغز … خورده که آبرویشا را با شیطان معامله کنند و مسعود رجوی و مریم رجوی سالیان بدنبال سعودیها باشند و خود فروشی کنند بعد اینگونه این دشمن شماره یک رژیم و حامی خود را برای خودشان خراب کنند؟ بنابراین شق اینکه فریب خورده و اطلاعات غلط را به او خورانده اند و… اساسا امکانپذیر نیست و اینکار بطور استراتژیک عربستان و حاملی و بانک سازمان مجاهدین را به آتش میکشد. آنهم برای یک یا چند انعکاس آنهم با سوزاندن مسعود رجویشان؟!!!

 

2). فرض اینکه ترکی الفیصل فریب نخورده بلکه آگاهانه با همدستی مریم رجوی خودش هم دست اندر کار بوده و خواسته است که با توجه وضعیت اسفبار این تشکیلات آنرا دوباره نبش قبر کند و بعنوان نیرویی مطرح که میخواهد علیه رژیم استفاده کند انعکاسات مطبوعاتی و رسانه ای برایش بگیرد.

3

آنها که در خارجه بوده اند سازمان مجاهدین را اگر دنبال کرده باشند میشناسند. شورایی ها که البته شوربایش را مرتب میخورند نیز میدانند که:

  • مسعود رجوی برای این تشکل مافیایی حکم همه چیز را دارد. یا خیمه عمود نظام آن است.
  • هنوز بعد از 13 سال غیبت مسئولیت شورا را ول نکرده. مسئول مقاومت ایران است و همیشه بیدار؟!!!!
  • خلق جهان بداند مسعود معلم ماست، شیر همیشه بیدار، رهبر تاریخساز، عاری از استثمار،
  • داشت فراموشم میشد که امام زمان هم هست. یعنی فقط برای تنها مقطع حاضر نیست که مسعود رجوی خودش را برای این تشکل مطرح کرده، بلکه دستگاه فکری ایکه راه انداخته اگر نمیدانید باید بدانید که غیبت را ابدی میخواهد بکند یعنی بعنوان موتور تاریخی و همیشگی مانند امام حسین در میان شیعه ها خودش را برای این تشکل مطرح و جاری میکند. خواهشم این استکه به حرفهای مریم رجوی در مورد مسعود رجوی دوباره حداقل در همین آخرین شو توجه بیشتری بکنید. به بحث های انقلاب ایدئولژیک و اطلاعیه هایی که بدستور خودش و با خط خودش ولی از زبان دیگران نوشته توجه کنید.

اولا: با این حساب کدام عقل سلیم میآید و برای گرفتن انعکاس مطرح میکند که طرف مرده است. و تمامی دم و دستگاه فکری که مسعود رجوی به بهای ننگ و نفرین ابدی مردم ایران، به بهای به کشتن دادن هزاران مجاهد، کشتار هزاران هزار ایرانی، خود و وطن فروشی بنا کرده را جهت انعکاس گرفتن خراب کنند و بگویند طرف مرد و رفت.

ثانیا: آیا قابل پذیرش است که عربستان و ترکی و الفیصل بیایند و برای منظور اهداف خاص فرقه رجوی خود را مضحکه خاص و عام کنند و مثلا فریب کار کنند و از تاکتیکهای ضد اطلاعاتی استفاده کنند آنهم اینگونه، آنهم در مورد مسعود رجویش؟  قانون رابطه بین مزدور و ارباب اینرا دیکته نمیکند. ضمنا اگر میخواست برای  تشکل مورد استفاده اش کمی انعکاس خبری بیابد میتوانست بگوید که به آنها یک دفتر در عربستان دادیم، مریم رجوی را به مکه دعوت کنند و هزاران شیوه غیر مستقیم ولی صدها بار موثرتر تبلیغاتی وجود دارد. نه اینکه طرف را بکشند که طرف معروف شود؟!!!!!!

3).  فرض اینکه، ترکی الفیصل آگاهانه گفته که مسعود رجوی مرده تا او را از پیگردهای بین اللملی و داخلی و مردم ایران و همه کسانیکه خانواده و اقوام و پدر و مادر و فرزندانشان توسط تشکل او کشته شده اند خلاص شود. یعنی هدف و طرح اساسا امنیتی است.

باز سوال اول این خواهد بود که آیا سعودیها منافعشان از اینکار چه خواهد بود؟ مگر مسعود رجوی در حال حاضر تحت پیگرد جدی ای قرار دارد؟ مگر برای کسی مهم است که او کجاست؟ هرچند برای رژیم مهم است که دستگیرش کند و به محاکمه اش بکشد. ولی طی این چند سال مگر حساسیتی بین اللملی در مورد او دیده شده؟ ضمن اینکه قطعا طی این سالها بسیاری سیستم های اطلاعاتی میدانند که او کجاست.  ضمن اینکه باز چرا با مرده خواندن او و تخریب همه ساختمان و بنایی که مسعود رجوی برای حضور ابدی خودش ساخته است و در محور قبلی مطرح کردیم اینکار بشود. یعنی هرچند درست استکه مسعود رجوی رفته که در گوشه ای بطور فیزیکی بمیرد ولی نمیخواهد اساسا فکر و اندیشه امام زمانیش بمیرد. مریم رجوی آمده که مسعود رجوی بتواند غیبت کبری کند.

4). فرض اینکه آگاهانه گفته است ولی بدون هماهنگی با فرقه رجوی

هدفش نیز با اینکار این بوده که مریم رجوی را به موضع گیری در مورد مرده و زنده بودن رجوی وادار کند تا از این طریق بدانند زنده است یا مرده.

الف: معمولا سیستم های اطلاعاتی و دولتها که تشکلی را بخدمت میگیرند مایلند از همه چیز آن سر در آورند. چیزی که در تمامی سالهایی که سازمان مجاهدین در عراق حضور داشت سیستم اطلاعات عراق و حتی اطلاعات ارتش آن و یا همه کشورهائیکه سازمان مجاهدین در آن حضور داشته با انواع ترفند ها تلاش میکرند و میکنند همه چیز رجوی را در بیآورد. از تلاش برای عضوگیری سران و فرماندهان و کسانیکه در تماس با آنها بودند، نفوذ دادن نفرات، شنود تلفنی و بیسیمی، … مانند زمانیکه ما در وزارت اطلاعات عراق با حبوش جلسه داشتیم وقتی برای آوردن یک برگه سند به خودرو خودمان که در داخل وزارت خانه بیرون ساختمان مرکزی مراجعه کردم نیروهای عراقی را دیدم که دل و روده داشبرد خودرو ما را کشیده بودند بیرون. یا تلاش برای همبستر کردن زنان با اعضای دفتر سیاسی آنزمان مانند محمد حیاتی و … عربستان نیز از این قائده استثناء نیست. قطعا میخواسته بدان که این موجود کجاست؟

ب: این اطلاعات را عربستان میتوانست از خود مریم رجوی در تمامی مدتی که چکهایش را تحویل میداد سوال کند و یا کسانیکه برای دعوت از ترکی الفیصل با وی تماس گرفته بودند و در تماس هستند بکند. قطعا مریم رجوی و یا تشکیلات باید جواب منطقی ای به وی میدادند. حداقل میتوانستند بگویند که هست ولی ما نمیدانیم کجاست. این مسئله بسیار عادی است و هیچ مشکلی هم ایجاد نمیکرد که توسط عربستان در مورد سرنوشت مسعود رجوی بعنوان رهبر تشکلی که در خدمتش است سوال نماید.

ج: برای تعین اینکه مسعود رجوی مرده است یا زنده یا محل او کجاست، آیا عربستان کم ارتباط با سیستم های اطلاعاتی جهان دارد؟ که نتواند از آن طریق به این سوالش پاسخی پیدا کند؟ چه تعداد از سیستمهای ماهواره ای جهان تعلق به عربستان و سرمایه های آنها دارد؟ چه میزان ارتباطات در دستگاه آمریکا و اروپا و انگلیس و … دارد؟ عطف به اینکه مسعود رجوی مرتب توسط ماهواره و … با تشکیلات خود در تماس بوده آیا قابل فهم و پذیرش است که سیستمهای اطلاعاتی جهان ندانند کجاست؟ همآنها که پرونده 11 سپتامبر را بیش از ده سال عقب انداختند و وقتی منتشر شد آنگونه که میخواستند  برایش ادیت کردند همانها که 28 صفحه آنرا محرمانه نگهداشتند دست آخر هم بسیاری اسامی را با قلم سیاه رنگ کردند و …کجایند که برایش این سوال ساده را پاسخ دهند؟

د: اینکار ترکی الفیصل کوچک کردن خودش در مقابل فرقه ای که بخدمت گرفته است میباشد. چون در صورت تکذیب آن و یا مورد سوال قرارگرفتن توسط فرقه رجوی که چرا چنین نکته ای را مطرح کرده اید که بشدت به ضرر ماست پاسخی در خور یک ارباب نداشت که بدهد.

5) شق آخر

مقدمه:

الف: میدانیم که بعد از عراق و بموازات با آن عربستان بزرگترین حامی مالی و کنترل کننده مجاهدین بوده است. طوری که مسعود رجوی بعد از فرانسه و عراق بدون هیچ مشکلی و ترسی فقط به عربستان سفر کرده است.

ب: میدانیم که بعد از عراق که در جنگ علنی با رژیم بود، عربستان یکی از بزرگترین دشمنان رژیم در منطقه تلقی میشود. که اخیرا نیز در جریان و از بعد توافق هسته ای این دشمنی و رویارویی را بسیار علنی تر و  خشنتر بویژه در یمن بطور بی سابقه ای با کشتار مردم آنکشور طوری که سازمان های بین اللملی آنرا جنایت علیه بشریت نامیدند بارز کرده است.

ج: میدانیم که حاکمیت عربستان وهابیت را که مذهب رسمی آن است ترویج و تشویق میکند و عمده تمرکز آن ضدیت با شیعه و موضوع اعتقادات شیعه بویژه مقوله امام زمان است. طوریکه دیگر مذاهب را بدست داعش سر میبرد.

در زیر گزارش ویدئویی سنای آمریکا از نقش عربستان و وهابیت در ایجاد و گسترش داعش و اینکه وهابیت مذهب رسمی عربستان و آنچه از آن مشروعیت خود را بیرون میکشند و رویکرد وهابیت با دیگر انشعابات اسلامی آمده است.

https://www.youtube.com/watch?v=tmIQho6EMQY

 

هرچند این امر برای بسیاری آشکار است به تعدادی نمونه ساده ضدیت عربستان با شیعه که در سایتهای ایرانی میتوان یافت در زیر اشاره میکنیم. تا اینکه نقطه کانونی ضدیت وهابیون با شیعه که فلسفه انتظار و امام زمان است روشنتر شود. 
وهابیون با انکار یکی از اساسی ترین اعتقادات و ضروریات اسلام یعنی مهدویت درصدد مضمحل کردن اساس اعتقاد به امامت و در نتیجه نابودی بنیادی اسلام محمدی(ص) هستند. آن ها با شبهاتی چون تشکیک در طول عمر حضرت مهدی(ع) ایجاد شبهه در ولادت ایشان و تردید در اصل وجود حضرت مهدی(ع) به خاطر اختلاف نقل هایی که بعضا درباره اسامی و القاب آن حضرت شده است، درصددند که رکن رکین حیات اسلام و تشیع را که همان اعتقاد به امامت امام حی و زنده است، تخریب کرده و یک اسلام التقاطی را به مردم معرفی نمایند.

 

این وهابیان شبهاتی را در خصوص مسئله مهدویت دارند که به چند مورد آن به طور خلاصه اشاره می کنیم.

شبهه اول :مهدی (عج) شخصی خیالی و امام حسن عسکری فرزندی ندارد. قفاری معتقد است چون نوبختی و اشعری نوشته اند، شیعیان پس از امام حسن عسکری(ع) متفرق شده اند پس نتیجه می گیریم که ایشان فرزندی ندارد.

شبهه دوم : شیعه می گوید امام غایب است به خاطر ترس از مرگ پس حالا که این همه شیعیان زیاد شده اند ترس از مرگ نیست چرا ظهور نمی کند.

شبهه سوم : چگونه ادعا می کنید که تاکنون 1100 سال از عمر منجی می گذرد در حالی که پیامبر(ص) فرمود:«هر کس در شب ارتحال من بر روی زمین باشد بیش از صد سال عمر نمی کند.»

شبهه چهارم: با ظهور مهدی(ع) شریعت جدیدی وارد دین اسلام می شود مثل معدوم کردن بعضی مساجد و کشتن قاتلین امام حسین(ع) و …

شبهه پنجم: شیعه معتقد است امام مهدی در 5 سالگی به امامت رسیده در حالیکه طفل در تصرف اموال خود محجورات و اختیار نگهداری ندارد چه رسد به اینکه امام باشد

شبهه ششم: امام غایب هیچ نفعی ندارد.

 

توهین مفتی وهابی سعودی به امام زمان

به گزارش رجانيوز به نقل از شبکه خبري العالم، “شيخ عبدالعزيز آل الشيخ” مفتي و رئيس کميته علماي ارشد عربستان سعودي، در خطبه هاي نماز جمعه شهر رياض، وجود امام زمان(عج) را دروغي بزرگ توصيف کرد و گفت: کساني که اعتقاد دارند امام غايبي وجود دارد که با ظهور خود اوضاع را تصحيح و احکام شرعي جديدي را برپا مي کند دروغگو و مغالطه گر هستند، اينان بايد بدانند دين ما دين کاملي است و پيامبر اکرم(ص) ، همه رسالت را به طور کامل تبيلغ کرد و اسلام ديگر نيازي به اضافه چيزي ندارد.
به نوشته پايگاه اينترنتي التوافق مفتي عربستان افزود: کساني که ادعا مي کنند دين داراي نقص است و شخصيت هاي خيالي غايب به تصحيح آن خواهند پرداخت دروغگو هستند و راه آنان سراسر کذب، افترا و گمراهي و به دور از صراط مستقيم است.
شيخ آل الشيخ به هجمه شدید عليه شيعيان پرداخت و تصريح کرد: همه مسلمانان، دوست دار پيامبر(ص) و خاندانش هستند و کساني که خود را عاشق اهل بيت(ع) جلوه داده و عقايدشان را مرتبط با آنان مي دانند دروغگوياني هستند که در پي باطلند و سعي مي کنند تا فساد را در ميان امت ترويج داده و خون مسلمانان را جاري سازند. اهل بيت(ع) هيچ رابطه اي با اينان ندارند و مسلمانان بايد نسبت به اين فتنه گران هوشيار باشند.
مفتي عربستان بدون ارائه هيچ شاهدي بر سخنان کذبش، مدعي شد: پيروان اين مذهب گمراه، شريعت اسلامي را منحصر به گذشته مي دانند و اعتقاد دارند که احکام شرعي در زمان کنوني کاربردي ندارند و امت نيازمند نظم جديدي در شريعت است.
وي که به شدت تلاش مي کرد شيعيان را معتقد به وجود نقص در دين جلوه دهد، تاکيد کرد: اين افراد اعتقاد دارند که آموزه هاي مرتبط با اسلام و عقايدي که امت اسلامي دنبال مي کند از منابع تروريسم هستند، در حالي که امتي که بر پايه اخلاق و آموزه هاي ديني پرورش مي يابد از تروريسم و فتنه کاملا به دور است، زيرا دين اسلام، مردم را بر اساس وحدت کلمه، اخلاص، صداقت و همکاري متقابل پرورش مي دهد و کسي که ادعا مي کند شيوه هاي اسلامي، منبع فساد و تروريسم است سخت در اشتباه بوده و از بصيرت به دور است.

 

لینک سایت توهین های وهابیون عربستان به شیعه بخاطر اندیشه امام زمان شیعیان.

عبدالله حیدری گفته است: “شیعه ها حتی از آلت پرستان و خرافه پرستان، خرافه پرست ترن…”

یک سایت ایرانی در مورد توهین های مدیر مرکز مطالعات اندیشه و گفتگو وهابیت در عربستان  اینگونه نوشته است: “یکی از افرادی که بسیار نسبت به شیعیان با بی احترامی برخورد می کند و دائما توهین های زننده و به دور از رفتار اجتماعی و اخلاق اسلامی روا می دارد. عبدالله حیدری ، مدیرمرکز مطالعات اندیشه و گفتگو وهابیت در عربستان می باشد. وی توهین بزرگی به همه شیعیان روا داشته که از بیان آن شرم دارم ، لذا تقاضا دارم با عرض پوزش ملاحظه بفرمایید…”

توهین به شیعیان توسط کارشناس طنز پرداز وهابی،عبدالله حیدری

با این تفاصیل عربستان بشدت در تضاد بنیادین سیاسی و بطور خاص دیدگاهی یا ایدئولژیک با شیعه و شیعه گریست.

شق: فرض اینکه ترکی الفیصل بدون هماهنگی با فرقه رجوی آگاهانه از مرگ او یاد کرده است.

‎ آما چرا و به چه هدفی؟ با توجه به مقدمه فوق عربستان در دشمنی با مردم ایران، مذهب آنها و رژیم ایران منافع و فصل مشترک بسیار قویی با فرقه رجوی دارند. اما تضاد عربستان با مسعود رجوی و فرقه ای که باقی گذاشته است همان امام زمان بازیهای رجوی است. و بطور خاص عملی کردن آن با غیبت های کوچک و بزرگ میباشد. هرچند فرقه رجوی تلاش میکند در سطح علنی مطرح نشود ولی تمامی منتقدین جدا شده بطور جد دجال بازی مسعود رجوی را افشاء و مطرح و آنتنی کرده اند. این مقوله چه توسط عراقیها در همان زمانها که مطرح شد مورد سوال دستگاه اطلاعاتی عراق بود و ابراز نگرانی و عدم خشنودی خود را از این مسئله بویژه مسئله طلاقها در سازمان از طلاق مریم رجوی از مهدی ابریشمچی تا طلاقهای سالهای بعد بقیه مجاهدین ابراز میکردند و مورد تمسخر نیز قرار میدادند و هنگام توضیحات ما از ضرورت آن با پوز خند واکنش نشان میدادند و میگفتند که دیگر “برادران در منطقه” نیز نگاهی تعجب انگیز به این امر دارند که نظرهمگی ما در آن زمان در تشکیلات از “برادران در منطقه” همان عربستان بود. در آن زمان رجوی مطرح میکرد چاره ای ندارد. که مدتی نیز همزمان با سرکار آمدن خاتمی رابطه سازمان با عربستان به تعطیلی کشیده شد.

امروزه که عربستان تلاش به یافتن نقش بسیار فعالتر و کنترل کننده در منطقه را دنبال میکند ولی چه در صحنه نظامی حملات ضد انسانی به یمن و چه در سطح بین اللملی با توافق هسته ای رژیم با آمریکا و اروپا و برداشته شدن تحریمها و رو شدن نقش عربستان در رابطه با داعش و جنایت 11 سپتامبر چه توسط جهان و حتی خود آمریکا، زیر سوال رفت و شکست خورد، عربستان را دوباره بسمت اسب مرده ای بنام مسعود رجوی و تشکل او رانده است. اخبار بعد از شرکت ترکی الفیصل در شو مریم رجوی مربوط به ملاقات محمود عباس با او که توسط تمامی فلسطینان مورد لعن و نفرین قرار گرفت و آنرا دستور مستقیم سعودیها خواندند نشان داد که عربستان قصد دارد جهت کسب اهدافش از ابزاری که کهنه شده و دور انداخته بود دوباره بهره برداری بکند.

تضاد سعودیها با فرقه رجوی

اما در این میان در سلسله مراتب رهبری عربستان، مسعود رجوی و فرقه رجوی شیعه تضاد خاص خودش را برای سعودیها دارد و آن هم شیعه بودن آن و مهمتر اینکه مسعود رجوی خودش را در کانون تضاد ایدئولژیک وهابیت با مردم ایران و مذهب آنها نشانده است، که همانا امام زمان خواندن خودش است. چیزی که با حمایت عربستان از فرقه رجوی عملا باید به نیرویی که متضاد خودش است میدان و مشروعیت ببخشد. بنابرا این چاره چیست؟

عربستان: اگر میخواهیم از برگ رجویها استفاده کنیم باید امام زمانی او را بسوزانیم. بنابراین در جلسه مرحوم بودن او را خارج از اراده و بدون هماهنگی با مریم رجوی مطرح میکنیم تا تمامی استراتژی غیبت رجوی که برای امام زمان بازی خودش بنا کرده بود بسوزد. تا از این طریق:

اولا مخالفت فقهای عربستانی خنثی و خیال راحتتری داشته باشند،

در ثانی فرقه رجوی ضعیفتری داشته باشیم که بهتر و بیشتر تحت امر عربستان قرار بگیرد. چون قصد آنها حمایت از مردم ایران و آزادی و دمکراسی و… نیست. حتی به کرسی نشاندن رجویها هم نیست. بلکه مقابله با رژیم ایران است در تضاد با خود عربستان. همچنین میبینیم که وقتی برای فرقه رجوی، خیمه عمود نظامش را خرد و خمیر و دفن میکند شعارهای توخالی کاری که فردوسی کرده است را برایشان سر میدهد که زیاد هم احساس نا راحتی نکنند. میماند یک سوال و آن اینکه خوب چرا بازی با برگ مسعود رجوی؟

جواب احتمالی میتواند این باشد که،

مسعود رجوی در عربستان بوده و آنجا مرده است  ویا عربستان دقیقا از محل و وضعیت او مطلع است و خودش هم آنرا ترتیب داده است و کننرل میکرده است (توجه به این مسئله که مسعود رجوی همواره ارتباطاتش حفظ شده است باید تحت حمایت یک کشوری میبود که سیستم های اطلاعاتی دیگر اقدامی نکرده یا نمیتوانستند بکنند چون حامی آن کشور پولدار و گردن کلفتی است، به زبان دیگر اگر بصورت مخفی در کشوری بود قطعا دچار مشکل میشد ولی اینکه دچار مشکلی نیست یعنی تحت حمایت یک کشوری است که توانسته مخفی بماند آن کشور نیز هر کشوری نیست بلکه همان کشوری است که وقتی دستش در تروریسم 11 سپتامبررو میشود حتی آمریکا را تهدید میکند که پولهایش را بیرون میکشد و میبینیم که نتیجه گزارش چگونه تغییر میکند و جاهایی اسامی سیاه میشود) . و عربستان نیز با علم بدان آمده موضوع مرگ رجوی را علنی کرده است. تا ضمن استفاده از برگ رجویها علیه رژیم عملا تفکر شیعه و امام زمان بازی آنرا و این تفکر را برای همیشه بسوزاند. یا به زبان سیاسی عربستان با پول و حمایت سیاسی اضداد برای خودش نتراشد.

استفاده از برگ رجویها بله ولی تقویت آنها خیر.شاهد بسیار قوی نیز همین که رجوی که برا ی هر خمپاره به اشرف و لیبرتی یک پیام میداد و سوز وگداز میکرد و با اشک تمساح بهره برداری مینمود، بعد از خبر مرگش هنوز پیامی نداده است. جواب احتمالی این است؟! تا آینده روشن کند که مرده یا هنوز حداقل نفس میکشد.

هجدهم مرداد 95

داود ارشد

عضو سابق شواری ملی مقاومت و مجاهدین

نه به تروریسم و فرقه ها

پایان

به اشتراک بگذارید
Facebooktwitter

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.