شهادتهای هولناک از ماهیت فرقه رجوی توسط علامه الحسینی مشاور مریم رجوی

شهادتهایی عینی از تشکیلات فرقۀ رجوی توسط علامه الحسینی مشاور مریم رجوی

فعالیت های ما در تصویر

سخنرانی آقای عیسی آزاده از فرماندهان سابق مجاهدین در پارلمان اورپا

اعلام انشعاب مسئولین ارشد سازمان مجاهدین از این فرقه در پارلمان اروپا

مقالات پربیننده

افشاگری مشاور عالی مریم رجوی در مورد فرقه رجوی

 

شارلاتانیسم مجاهدین پایانی ندارد

 

بعد از گذشت چندین دهه از حیات سازمان، از نظر آقای ابرشمچی مشکل این است که تا بحال کسی مجاهدین را نشناخته است. پس نیاز است بیشتر به مردم ایران و جهان معرفی شود؟!

سیدحجت سیداسماعیلی

 

عضو پیشین شورای مرکزی مجاهدین و کارشناس علوم سیاسی

در تاریخ 11/03/96 سایت مجاهدین گفتگویی با مهدی ابریشمچی تحت عنوان «کهکشان ملی و میهنی بزرگ مقاومت؛ اهمیت و ویژگیها» را درج کرد.

در رابطه با این گفتگو برخی نکات قابل ذکر وجود دارد که ذیلا به برخی از آنها اشاره میگردد.

1- مهدی ابریشمچی در ابتدای صحبت هایش میگوید: « . . . امسال گردهمایی ویلپنت در 1 ژوئیه (10تیر ماه) حائز اهمیتی است فراتر از همه سال‌های گذشته . . . جهان در حال حاضر درد را می‌بیند، ولی درمان را نمی‌بیند. خطر را می‌بیند ولی راه‌حل را نمی‌بیند . . . همان‌طور که خواهر مریم اعلام کردند: «نه مماشات و نه جنگ‌افروزی خارجی»، بلکه راه‌حل، مردم ایران و مقاومت سازمان‌یافته آنان است- این را ما باید به جهان در این گردهمایی معرفی کنیم. . . . یک راه‌حل مادی واقعی و قدرتمند . . . » ؟ !!

گفتنی است از سال 1382 و بعد از سقوط صدام حسین و شکست استراتژی «جنگ آزادیبخش نوین» ، مجاهدین به یک راه حل جدید برای سرنگونی نظام رسیدند. اگر در گذشته راه حل سرنگونی رژیم ارتش آزادیبخش با حمایت صدام حسین بود، اما در این مرحله راه حل و بقول مجاهدین استمالت و مماشات در برابر نظام برای کسب امتیازات سیاسی رد شده و در عوض اقدام به تهاجم نظامی علیه ایران توسط غرب و خارج کردن نام سازمان مجاهدین خلق از لیست های تروریستی و باز پس دادن سلاح های ارتش آزادی بخش مستقر در عراق ارائه میگردید که مریم رجوی از آن تحت عنوان راه حل سوم نام می برد.

در این راه حل فرض بر این بود که ارتش آزادی بخش بعد از تسلیح و دریافت لجستیک و پشتیبانی لازم از غرب، از عراق حرکت کرده و پس از مقابله با نیروهای مسلح جمهوری اسلامی به فتح تهران و برقراری حاکمیت مطلوب خود نائل می آمد. البته در سال 1360 هم مجاهدین می خواستند رژیم را 6 ماهه و با استراتژی «زدن سرانگشتان» این نظام را سرنگون کنند که نشد.

اکنون نیز بنظر میرسد با توجه به تحولات منطقه و جهان بویژه اخراج مجاهدین از خاک عراق و تبعید آنها به آلبانی رویاهای مریم رجوی تحت عنوان راه حل سوم از هم فرو پاشیده و اکنون در اوج استیصال و درماندگی راه حل دیگری تحت عنوان «نه مماشات و نه جنگ‌افروزی خارجی» را مطرح میکند که صرفا با گردهمائی امسال در ویلپنت پاریس محقق خواهد شد؟ !!

2 – مهدی ابریشمچی در جای دیگری از صحبت هایش میگوید: « . . . من این‌جا می‌خواهم تأکید کنم که دنیای سیاست، فقط دنیای صحبت نیست، فقط دنیای ارائه تئوریها نیست. بلکه دنیای ارائه راه‌حل مادی و مشخص است، دنیای قدرت است . . . هر چقدر ما بتوانیم روز اول ژوئیه (10تیر) قدرت این مقاومت را جدی‌تر و واقعی‌تر نشان دهیم، رژیم هر چه بیشتر ضربه می‌خورد.»

سوال اینجاست آیا زمانی که مجاهدین با ارتش آزادیبخش تا دندان مسلح و تحت حمایت تمام عیار مالی و تسلیحاتی صدام حسین نتوانستند کاری کنند، حال می خواهند با یک گردهمائی در ویلپنت پاریس که نصف بیشترش را هم دانشجویان و بی خانمان های کشورهای اروپای شرقی تشکیل میدهد؟ رژیم را سرنگون کنند؟!!!

ضمنا در ارتباط با صحبت های آقای ابریشمچی این سوال هم مطرح میشود که ؛ انتخابات ریاست جمهوری بهترین شرایط برای نشان دادن میزان قدرت سیاسی و نفوذ مجاهدین بر مردم ایران بود. حقا مجاهدین هم با تمام قدرت و توان تشکیلاتی و رسانه ای شان برای پیشبرد خط تحریم انتخابات به میدان آمدند نتیجه چه شد؟ نتیجه حضور 42 میلیون ایرانی پای صندوق های رأی بود. و کسی به خط تحریمی مجاهدین توجهی نکرد ؟

مجاهدین حتما حضور چشمگیر ایرانی ها در جلوی سفارت خانه ها و کنسولگریهای ایران در کشورهای اروپایی را هم دیدید که برای رای دادن صف کشیده بودند. البته آنها هم از فحش و ناسزای های عوامل مجاهدین در فضای مجازی بی نصیب نماندند. حال سوال این است مجاهدین وزن و قدرت سیاسی شان را در میان مردم ایران چگونه ارزیابی می کنند؟ آیا فکر نمی کنید اینگونه برخورد مردم ایران چه در داخل و چه در خارج از کشور نتیجه عملکرد شما طی 4 دهه گذشته است؟ همان چیزی که رهبران مجاهدین تلاش می کنند روی آن را خاک بپاشند؟

با این اوصاف حال می خواهید با گردهمائی در ویلپنت پاریس جمهوری اسلامی را سرنگون کنید؟ !!

3 – طرح این جمله از آقای ابریشمچی هم خالی از لطف نیست. وی میگوید: « . . . همان‌طور که عرض کردم، محصول این شرکت کردن این است که ما این بار درمان و راه‌حل را روی میز می‌گذاریم. ولی درمانی که فقط جنبه پتانسیل و جنبه بالقوه ندارد. بالفعل است، مادی و قدرتمند است، توان دارد و می‌تواند ایران را آزاد و این رژیم را سرنگون کند . . .»

یعنی استراتژی جنگ آزادیبخش نوین و چندین سال جنگیدن در کنار نیروهای صدام حسین و کشتن سربازانی که با نیروهای متجاوز عراقی می جنگیدند، پیشنهاد بمباران شهرهای ایران به صدام حسین توسط رجوی و . . . کارساز نبود، حال با عبور از همه این مراحل تازه شما فهمیدید که درمان و راه حل چیست و برای اولین بار می خواهید در ویلپنت پاریس آن را روی میز گذاشته و ایران را آزاد کنید؟ !! جل الخالق به این همه هوش و نبوغ سیاسی و استراتژیکی.

4 – جمله زیر را توجه کنید. آقای ابرشمچی میگوید: «. . . وقتی ما مجاهدین می‌گوییم اسلام انقلابی یا وقتی می‌گوییم آلترناتیو فرهنگی، خب مردم ما الآن این را در صحنه ایران به خوبی می‌دانند، ولی این را باید در صحنة بین‌المللی هم ارائه کنیم تا در گام بعدی به ‌تدریج این مقاومت مورد حمایت قرار گیرد و به ‌رسمیت شناخته شود . . .».

بعد از گذشت چندین دهه از حیات سازمان، از نظر آقای ابرشمچی مشکل این است که تا بحال کسی مجاهدین را نشناخته است. پس نیاز است بیشتر به مردم ایران و جهان معرفی شود؟ و در این میان از آلترناتیو فرهنگی سخن می گوید؟ باید از ایشان پرسید کدام آلترناتیو فرهنگی؟ سازمانی که حیاتش را به جنگ و خشونت و خونریزی سپری کرده و با بدترین دیکتاتورهای منطقه یعنی صدام حسین همکاری کرده و حال در زیر قبای شاه سعودی خزیده و هرگز از عملکرد خود نیز ابراز پشیمانی نکرده و دهها ترور و آدم کشی، سوزاندن اعضای خود، زندان و شکنجه در سازمان را در پرونده خود دارد آیا جایی برای سخن گفتن از آلترناتیو فرهنگی وجود دارد؟

ضمن اینکه باید از ایشان پرسید مگر شما کم لابی گری کردید؟ مگر کم پولها برای بدست آوردن حمایت سیاسی در عرضه بین المللی هزینه کردید؟ آیا می خواهید بیشتر از اینها شناخته شوید؟

5 – شارلاتانیسم مجاهدین پایانی ندارد. مهدی ابریشمچی می گوید: «. . . اجباراتی که همین خلق و همین مقاومت به خامنه‌ای تحمیل کرده بود، او را مجبور کرد که برود به سراغ رئیسی. چون هیچ جواب دیگری وجود نداشت . . . آنچه که اتفاق افتاد این بود که خامنه‌ای در گامی که می‌خواست بردارد، شکست خورد . . . بنابراین ما داریم به سمت ویلپنت می‌رویم. . . ».

ابریشمچی اصلا از این نمی گوید که مردم به هیاهوی تحریمی مجاهدین هیچ توجهی نکردند و علیرغم تبلیغات گسترده تحریم انتخابات، پای صندوق های رای رفتند. ابریشمچی تلاش می کند با سفسطه از کنار موضوع انتخابات بگذرد و «شکست خامنه ای» را مطرح کند. فرض کنیم همین حرف ایشان درست باشد. یعنی خامنه ای می خواست آقای رئیسی را رئیس جمهور کند ولی مردم و به زبان شما خلق این شکست را بر خامنه ای تحمیل کردند. ولی نگفتید همین خلق با شما چه کردند و با حضور گسترده رای خود را به آقای روحانی دادند. شما نگفتید از نظر مردم و خلق چه جایگاهی در این انتخابات داشتید؟

باید گفت شرایط فعلی سردرگمی مجاهدین، ناشی از وضعیت خراب گذشته است که لاجرم آنها را گرفتار سندروم «… و اما پاکستان» و یا بعبارتی سندروم « . . و اما ویلپنت پاریس» کرده است.

6 – مهدی ابریشمچی میگوید: «. . . وقتی که ما صحبت از شقه در نظام می‌کنیم، معنی‌اش یک شکست استراتژیک است. یک شکست جدی که با بود و نبود رژیم رابطه دارد . . . ».

باید گفت رهبران مجاهدین برای شانه خالی کردن از پاسخگویی به انبوه سوالات اعضا و هوادران سازمان در قبال تحولات سیاسی در ایران از یک سو و سرپوش گذاشتن بر شکست های خطی – استراتژیک سازمان از سوی دیگر به عناوینِ همچون ؛  یک سره، دو سره کردن و سه سره شدن حاکمیت و یا “جنگ گرگ ها” ، “جنگ قدرت” و تضاد جناح ها و اکنون شقه در راس نظام متوسل شده و آنها را دستمایه تحلیل ها و پیش بینی های سراب گونه خود قرار میدهد.

اهمیت این دستاویزها و توجیه فضای باز سیاسی بوجود آمده در ایران برای رجوی آنقدر جدی بوده و هست که هر از چندی با تاکید روی این مبنا و یادآوری، تشکیلات را همچنان در مواجه با پرسش های کلیدی مجاب و به سکوت وادار میکند.

اگر بخواهیم خاستگاه تحلیل های سیاسی او را دریابیم باید روی مولفه فریبکاری سیاسی با هدف فرار از پاسخگویی وی انگشت گذاشته شود که در نوع خود بی نظیر است.

در آخر هم ابریشمچی در مقابل این سوال ساختگی که: عده بسیار زیادی از هموطنانمان، بینندگان سیمای آزادی از داخل کشور هستند که به‌دلیل خفقان و اختناقی که وجود دارد، نمی‌توانند در این گردهمایی شرکت کنند. . . چه نقش و وظیفه‌یی متوجه آنها می‌تواند باشد؟ در نهایت عجز و درماندگی میگوید: « . . . هموطنانی که در داخل ایران هستند، به خوبی می‌توانند هم‌میهنان در خارج کشور را تشویق به حضور در گردهمایی کنند. اگر کسی را می‌شناسند، او را تشویق کنند به این‌که بیاید و در این گردهمایی شرکت کند . . . ».

بنابراین باید گفت وضعیت فعلی و التماس برای حضور حتی یک ایرانی در این گروهمایی ضمن اینکه حاصل چندین دهه خیانت و وطن فروشی و جنایت در حق مردم و اعضای سازمان است ضمنا تلاشی است برای پر کردن خلاء شکست خط «تحریم انتخابات»  که با حضور 42 میلیونی مردم ایران محقق شد.

به اشتراک بگذارید
Facebooktwitter

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.