مقالات پربیننده

خانم آناگومز نماینده پارلمان اروپا خواستار اخراج فرقه رجوی شد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت دوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی امروز باید گفت آنچه را که فردا گفتنش دیر است

قسمت دوم: گفت و شنود با فرشته هدایتی: افشاگریهای فرشته هدایتی در مورد فرقه رجوی

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

سیامک نادری مرگهای مشکوک فرقه رجوی را افشا میکند

کشتن و سربه نیست کردنهای فرقه رجوی

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

فعالیت های ما در تصویر

سخنرانی آقای داود باقروند ارشد در پارلمان اروپا

 

قسمت ششم: آیا تروریسم رجوی سنخیتی با مبارزه اصولی دارد؟

عدم سنخیت مبارزه خود خوانده رجوی با مبارزه اصولی.

بقلم داود ارشد

نگاهی خالی از ترس به تروریسم

لینک به قسمت اول تا پنجم

قسمت اول    قسمت دوم    قسمت سوم   قسمت چهارم

قسمت پنجم 

تعریف جنگ:   

این جمله که تعریف پدیده‌های علمی از مشکل‌ترین امور می‌باشد، در ظاهر منسوب به ارسطو است و چون اختلاف آرا و عقاید در علوم انسانی امری بدیهی است. پس هر دیدگاه به نوعی تعریفی ارائه می‌نماید. در تعاریف جنگ نیز آرای زیادی دیده می‌شود.

عقیده کلوزه ویتز(Clausewitz)

Clausewitz

کلوزه ویتز، از استراتژیست‌های بزرگ جهان گفته است” جنگ ادامه سیاست به شیوه‌های دیگر است” . وی اندیشمند نظامی و از ارتشیان پروس بود. اثر او در مورد جنگ سرچشمه نظریات راهبردی در علم نظامی بوده و از ارزش بالایی برخوردار است. او در کتاب خود با عنوان پیرامون جنگ می‌نویسد: ««جنگ نباید به عنوان یک متغیر مستقل مورد توجه قرار گیرد، بلکه همواره باید به عنوان یک ابزار سیاسی هم مورد مطالعه واقع شود.»»

او همچنین اعتقاد دارد که پیروی سیاست از امور نظامی برخلاف عقل سلیم است. زیرا این سیاست است که اعلان جنگ کرده و همواره به صورت مغز اصلی به شمار می‌رود در حالی که جنگ به طور صرف وسیله‌ای بیش نیست و عکس آن صادق نیست. در نتیجه پیروی ارتش از امور سیاسی تنها شکل ممکن به شمار می‌رود.

تعریف جنگ از دیدگاه جامعه شناسان

گاستون بوتول:  جنگ مبارزه مسلحانه و خونین بین گروههای سازمان یافته است.

همچنین دورکهیم ،  وبر و بسیاری از متفکرین از جنگ تعریف خاص خودر را ارائه نموده اند.  وبر بر خلاف برخی از جامعه شناسان معتقد است که جوامع همواره مجموعه‌ای هماهنگ نیستند و برای رسیدن به نظم و هماهنگی ناگزیر از نبرد و درگیری می‌باشند. وی نبرد را یک رابطه اجتماعی بنیادی می‌انگارد. رابطه اجتماعی نبرد به گونه‌ای است که از طریق تحمیل اراده یکی از دو طرف درگیر بر طرف دیگر ایجاد می‌گردد. او مبارزه را در همه جا و در تمام صحنه‌های زندگی اجتماعی می‌دید. اما حق تقدم را به سیاست خارجی ‌داده و وحدت ملی را وجه نظر خود قرار می‌داد. او اعتقاد داشت که سیاست قدرت بین ملتها ، که جنگها مظهر و نمود ظاهری آنها می‌باشد، به منزله بازمانده حقایق سپری شده گذشته نیستند. بلکه شکلی از مبارزه برای بقا در بین طبقات و ملتها می‌باشند.

تعریف جنگ از دیدگاه مردم شناسان

از نظر آنها جنگ بین کلیه اقوام ابتدایی و در همه نقاط وجود داشته است و به منزله ابزاری برای حفظ استقلال اجتماعات کوچک ، علیه دشمنان به منظور اظهار قدرت سیاسی یا برتری و سلطه بر دیگران بکار رفته‌است.

تعریف جنگ از دیدگاه فلاسفه

بطور کلی فلاسفه یونانی اعم از هراکلتیوس و افلاطون و ارسطو ، جنگ را ابزار مشیت الهی تلقی می‌کردند. بین بندگان و بردگان تفاوت ماهوی قائل بودند. دولت شهر را قبل از هر چیز سازمانی دفاعی و دژی جمعی می‌پنداشتند و جنگ را در راه حفظ حد و مرز آن امری ضروری و حتمی می‌شمردند.

نظریه ابن خلدون

ابن خلدون رابطه انسان با انسان را با توجه به تجاوزگری ذاتی انسان تبیین می‌کند. به نظر وی خوی تجاوزگری تهدیدی برای اصل نظام تعاون و معیشت انسان است.

ابوزید عبدالرحمن ابن خلدون۲ (۸۰۸- ۷۳۲هـ / ۱۴۰۶ – ۱۳۳۲ م ) یکی از بزرگترین اندیشمندان اسلامی است که کتاب « لعبر» در هفت جلد به او تعلق دارد. مقدمه این کتاب یکی از عظیمترین شاهکارهای فلسفی، تاریخی و جامعه شناسی در عالم اسلام بشمار میرود و نام ابنخلدون نیز به خاطر همین پیشگفتار پرآوازه گشته است. همچنین مرتبه فلسفی ابنخلدون تقریباً بطور کامل تحت الشعاع شهرت وی در مقام جامعه‌شناس و نظریه پرداز تاریخ قرار گرفته است. بیش از دو سده است که اروپائیان آثار ابن خلدون را میشناسند و درباره افکار و نظریات او به بحث و تحقیق پرداخته اند،  تا کنون صدها کتاب و مقاله درباره اندیشهٔ بلند این دانشمند به رشتهٔ تحریر درآمده است.

عقیده خواجه نصیرالدین طوسی
خواجه نصیرالدین طوسی عقیده دارد، همه انسانها علاقمند به زندگی راحت و بی دغدغه هستند. ولی امکانات موجود جوامع محدود است. بنابراین جنگ و درگیریها ، ناشی از همین ارضای غرایز و نفسانیات بشری است. بروز چنین شرایطی در جوامع به آنجا می‌انجامد که تنازع بقا و جنگ به اعماق جامعه کشیده شده و نسل آدمی در معرض انهدام و انقراض قرار می‌گیرد.

مفهوم جنگ عادلانه

مفهوم جنگ عادلانه  و نسبت جنگ عادلانه و الهیات مسیحی ،بیش از شانزده قرن است که در کانون مباحث فلسفه سیاسی در جهان مسیحیت قرار دارد.     ((نظریه جنگ عادلانه)) از مهمترین نظریه های روابط بین الملل و فلسفه سیاسی پیرامون صلح است که توسط سنت آگوستین اندیشمند و حکیم الهی طرح و بسط یافت. آگوستین جنگ را در صورتی عادلانه می داند که صادر کننده جنگ دارای مشروعیت الهی بوده و هدفش از این کار اجرای عدالت و بر پائی جامعه توحیدی باشد.

سه ویژگی جنگ عادلانه

به نظر آگوستین، نظریه جنگ عادلانه دارای سه ویژگی اساسی است،

  1. اخلاق(فضیلت)و عدالت
  2. قوانین(طبیعی و زمانی)
  3. مشترک المنافع.

همین سه نکته مهمترین دستاورد در نظریه جنگ عادلانه است .از طرفی، وی محور اساسی جنگ عادلانه راگناه قرار داده و بیان می کند که برای رهائی از زندگی مادی و شکل گیری زندگی معنوی جنگ عادلانه شکل می گیرد. آگوستین کوشیده است تا بر اساس مباحث دینی تعریفی متفاوت از عدالت ارائه کند، و بر اساس آن دیدگاهی متفاوت نسبت به فلاسفه گذشته خود از عدالت که صورتی زمینی داشت ارائه، و تفسیری روشن از جامعه معنوی و آرمان شهر خود بر اساس ادله دینی و طبیعی ارائه کند.

نظریه جنگ عادلانه به لحاظ ساختار منطقی که دارد، از طرفی با نظریه جنگ عادلانه(Just war) در نزد فلاسفه کلاسیک و از طرف دیگر با نظریه جنگ مقدس (Holy War)نزد فلاسفه قرون وسطی همخوانی دارد.

عبارت ‏(Just war)معمولاً در فارسی به جنگ عادلانه ترجمه می شود. لیکن بهتر است آن را جنگ مشروع ‏ترجمه کنیم.‏
در زبان لاتین و به تبع آن در زبانهای اروپایی در موارد زیادی واژه عادلانه (‏Just‏) معادل واژه قانونی و ‏مشروع (‏Legal‏) استعمال می شود. یکی از آن موارد همین عبارت جنگ مشروع است (‏Just war‏) که ریشه ‏آن در عبارت لاتین (‏justum bellum‏) می باشد. منظور از این ترکیب این است که لازم است جنگ توجیه ‏قانونی داشته باشد. بعبارت دیگر قانونی یا مشروع باشد. قانونی یا مشروعیت جنگ نیز البته مبانی خود را ‏دارد که در اعصار مختلف متفاوت بوده است ولی اکنون در عصر حاضر به دفاع مشروع محدود شده است. ‏لیکن در فارسی ما عدالت و قانون را مرادف یکدیگر بکار نمی بریم. این دو واژه یعنی قانون وعدالت معانی ‏متفاوتی را برای ما تداعی می کند.

هرچند در زبانهای اروپایی نیز قانون و عدالت دو مفهوم متفاوت است ‏لیکن همانطور که گفته شد در آن زبانها گاه این دو واژه به لحاظ لغوی مرادف یکدیگر بکار می رود ولی در ‏فارسی چنین نیست. به همین دلیل کاربرد عبارت جنگ عادلانه به نظر صحیح نمی رسد زیرا ممکن است ‏چنین برداشت شود که از جنگی صحبت می کنیم که منصفانه است و اصول عدالت و انصاف،  شروع چنان ‏جنگی را ایجاب و تایید می کند.

در حالیکه منظور از (‏Just war‏) آن است که عمل طرفی که داخل در جنگ ‏می شود قانونی و مشروع است و بعبارت دیگر آن طرف با ورود به جنگ مرتکب عمل خلاف قانون نمی ‏شود. تشخیص مشروع بودن یا نبودن یک فعل بسیار ساده است زیرا معیار و محکی بنام قانون وجود دارد که ‏می توان فعل را با آن سنجید. در حالیکه هرگاه بحث عدالت را داخل در قضیه کنیم (دست کم در زبان ‏فارسی) برداشت های متفاوتی از عدالت خواهیم داشت و هر طرف عدالت را به نحوی که خود مایل است تفسیر خواهد کرد. از جمله ‏مباحث تاریخی و ظلم هایی که به یک طرف رفته است در ذهن متبادر خواهد شد و طرفی که به جنگ دست ‏زده با تکیه بر آن مباحث کار خود را عادلانه تلقی خواهد کرد. ‏

جنگ و جهاد در اسلام

قرآن مسلمانان را به صلح و همزیستی با غیر مسلمان دعوت کرده  و حتی در صورت بروز جنگ نیز به مسلمانان و  به پیامبر  توصیه نموده است که اگر دشمن، تمایل خود را به توقف جنگ و به صلح نشان داد، شما نیز از ادامۀ جنگ منصرف شوید  با توکل بر خدا، در صدد انعقاد معاهدۀ صلح برآیید.

جهت درک سفارش قرآن به محمد از آیه 56 الی 61 سوره انفال را میآوریم که در آن علیرغم اینکه دعوت به شدت و حدت و آمادگی و شجاعت  و ایستادگی میکند در خاتمه در آیه 61 قطعی میکند که اگر طرف مقابل صلح خواستند و از جنگ و جهاد دست برداشتند شما نیز باید صلح کنید.

ترجمه آیات 56 الی 61 سوره انفال از قرآن معزی (ترجمه لغت به لغت)

«« (56) آنان که پیمان بستی با ایشان و سپس میشکنند عهد خویش را در هربار و ایشان نمیپرهیزند (57) پس هرگاه دست بر ایشان یافتی در جنگ پراکنده سازیدیشان آنان را که پشت سر ایشانند (چنان بتاز بر ایشان که تارومار شود هر که پشت ایشان است) شاید یادآور شوند (58) و اگر بیم داشتی از قومی خیانتی را پس بیفکن بسوي ایشان برابر همانا خدا دوست ندارد خیانتکاران را (59) و نپندارند آنان که کفر ورزیدند که سبقت جستند همانا به عجز نمیآورند ایشان (60) و آماده کنید براي ایشان هرچه توانید از نیرو و از اسبان بسته که بترسانید بدان دشمن خدا و دشمن خویش را و دیگران را از غیر ایشان که ندانیدشان خدا داندشان و آنچه دهید در راه خدا پرداخت شود به شما سراسر و ستم نمیشوید (61) وَإِن جَنَحُواْ لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ  و اگر به صلح گرائیدند پس بدان گراي و توکّل کن بر خداي که او است شنونده دانا»»

در مورد نقش پیامبر در ارتباط با جهاد ، علیرغم اینکه برخی از نويسندگان و تحليل‌گران تاريخ اسلام نکته ای مطرح میکنند مبنی بر این که دين محمد  با زور  شمشير به پيش رفته است، و هر فتح و پيروزي که او به دست آورده، در سايه جنگ ‌افروزي و نبرد با اقوام و قبايل ديگر بوده است، در امر  جهاد ، آنگونه که دیگرنویسندگان و محققین مینویسند پیامبر در هیچ جنگی آغازگر جنگ نبوده و تمامی جنگهای او تدافعى و برای دفاع از خود بوده است. پیامبر در برابر مشرکان و یهودیان ناگزیر برای دفاع از خود وارد جنگ  می شد و عموم سيره ‌ نويسان نوشته اند “تمامي  غزوات پیامبر با لشکرکشي و هجوم از سوي دشمنان آغاز شده است.”

اگر به زعم موافقین جهاد که با استمداد از آیه های قرآنی سعی دارند بگویند خداوند از مؤمنان و بندگان  صالح خود خواسته برای جلوگیری از تبهکاری و فساد در روی زمین  به جهاد قیام کنند و به استناد آیه : “پس با ﺁنان بجنگید تا خدا به دست شما عذابشان دهد و خوارشان کند” اصرار به جنگیدن دارند تا احقاق “حق  خدای متعال”  کرده باشند و حکومت الهی را در سرتا سر عالم برقرار کنند و اگر قرار بر استقرار حکومت الهی و فرمانروائی الله شد، ﺁیا ادعای آنان معنائی جز این پیدا می کندکه بپذیریم خداوند جهان موجوداتی را ﺁفریده و خشونت و جنگ را سرشت ﺁنها کرده است تا با آن سرشت، بندگان او را به نابودی بکشند!   هرگاه انسان طبیعت سفاک و فسادگر داشته باشد و زندگی اجتماعی را عرصه جنگ کند، چگونه میتوان انتظار داشت که این انسان حتی امکان زندگانی و حیات پیدا کند؟ انسان با داشتن این چنین سرشتی، کجا ﺁزادی دارد که خلاف طبیعت خویش عمل کند؟

اما اگر خشونت را سرشت انسان ندانیم و  هرگاه خداوند به انسان گفته باشد که انسان بر فطرت خدائی، آزاد ﺁفریده شده است، انسان از ﺁزادی و اختیار خود غافل نشود و زور درکار نیاورد، خشونت گری نکند مسئول کردارخودش باشد، آنگاه پیامبری محل واقعی خود را پیدا می کند، مسئولیت انسان معنی پیدا می کند، توانائی انسان معنی پیدا می کند، رشد و توسعه معنی پیدا می کند. اگر حکومت کاری به کار عقاید انسانها نداشته باشد، تحمیل عقیده با زور چگونه ممکن خواهد بود و کجا با  “لااکراه…” هم خوانی پیدا خواهد کرد؟

تعریف جنگ انقلابی

جنگ انقلابی مرحله‌ای از بروز درگیری و خشونت بین نیروهای انقلابی حاکم با دولتهای بیگانه و حامیان آنها در داخل کشور یا خارج از مرزهاست.

انواع جنگهای انقلابی

جنگ انقلابی داخلی :


این نوع جنگ عموما بین نیروهای انقلابی از یک طرف و قدرت حاکم از طرف دیگر صورت می گیرد. اهداف نیروهای مبارز ، تضعیف حکومت و در نهایت واژگونی رژیم سیاسی حاکم است که به روشهای مختلف سیاسی ، تبلیغاتی و نظامی صورت می‌پذیرد.

جنگ انقلابی خارجی 

 

اعتراضات مردم آمریکا علیه جنگ ویتنام

شمای جنگ استقلال آمریکا از استعمار انگلیس

در این جنگ انقلابیون علیه دولتهای استعمارگر و حامی رژیم سیاسی حاکم می‌جنگند. و معتقدند که تا این نیروهای بیگانه در

کشورشان حاکمیت داشته باشند، هیچگونه استقلال ، پیشرفت و آزادی برای آنها معنی و مفهومی نخواهد داشت. آنها با تقویت احساسات ملی‌گرایانه و آزادیخواهی به بسیج نیروهای مردمی دست می‌زنند تا نیروهای بیگانه و عوامل داخلی را شکست دهند. این نوع مبارزه را مبارزه آزاد یبخش یا جنگ رهایی‌بخش نیز گفته اند. همانند جنگ آزادیبخش برای استقلال آمریکا از یوغ انگلیسی ها. جنگ ویتنام برای رهایی از سلطه آمریکا.

بطور کلی جنگهای انقلابی را به رغم داشتن یک یا چند عنصر از مفهوم انقلاب نمی‌توان دقیقا یک انقلاب تلقی نمود. بلکه آن را باید بخشی یا فصلی از روند انقلاب بدانیم که در مرحله خاصی از جریان انقلاب برای ضربه زدن بر پیکره نهادهای نظامی ، اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی نظام یا تضعیف قدرت ، به آن نیاز می‌باشد. 

آیا تروریسم رجوی سنخیتی با مبارزه اصولی دارد؟

در اینجا باید دید که آیا هیچکدام از تاکتیها و استراتژیهای فرقه رجوی در شرایط ایران در زمانیکه دست به سلاح برد سنخیتی با هیچکدام ار شرایطی که توسط جهان و همان مراکز انقلابی که آقای رجوی بسیار شیفته آنهاست دارد یا خیر؟

نظریه های لنین  از کتاب چپ روی بیماری کودکانه

((پیش از هرچیز این سئوال به میان میآید که انضباط حزب انقلابی پرولتاریا بر چه بنیادی استوار میگردد؟ با چه وسیله ای به محک آزمایش گذاشته میشود؟ با چه نیرویی تقویت می پذیرد؟

  • اول بر بنیاد آگاهی پیشاهنگ پرولتری و وفاداری آن به انقلاب، بردباری، جانفشانی و قهرمانی آن.
  • ثانیا به وسیله مهارت این پیشاهنگ در برقراری پیوند و نزدیکی و تاحدودی حتی درآمیختن با انبوه ترین توده زحمتکشان ــ البته در درجه اول با توده پرولتر به نیروی صحت رهبری سیاسی ولی ایضا  با توده ِ زحمتکش غیر پرولتر.
  • ثالثا صحت استراتژی و تاکتیک سیاسی این پیشاهنگ و آنهم مشروط بر آنکه انبوه ترین توده ها باتجربه شخصی خویش به صحت آن یقین حاصل کنند.  بدون وجود این شرایط برقراری انضباط در یک حزب انقلابی که واقعا بتواند نقش حزب طبقه پیشتاز را ایفا کند قادر به سرنگونی بورژوازی و دگرگونی سراسر جامعه بشود، تحقق پذیر نخواهد بود.  بدون وجود این شرایط تلاش برای ایجاد حتی انضباط حتما تلاش  پوچ، جمله پردازی و ادا و اطوار از کار درخواهد آمد. ” (لنین کتاب چپ روی بیماری کودکانه)))

همانگونه که مشاهده شد گذشته از شرط اول که پیشتازی عنصر رهبری کننده است با وفاداری آن به انقلاب، بردباری، جانفشانی و قهرمانی آن قبلا نیز بحث کرده ایم و همگان به عینه طی بیش از سه دهه عنصر مجاهد خلق از زاویه وفاداری و فداکاری و جانفشانی و بردباری رکوردهایی را بجا گذاشته اند که در تاریخ معاصر کمتر سابقه دارد.

اما در مورد مقوله برقراری پیوند عمیق با توده های زحمتکش و بویژه کارگران آنهم در ابعاد بسیار وسیع پای فرق رجوی بشدت لنگ میزند.  لنین بسیار تاکید میکند که “بدون اینکه به سیاست و استراتژی پیشاهنگ توسط انبوه ترین توده ها آنهم با تجربه شخصی خودشان یقین حاصل نکنند امکان پیروزی وجود ندارد.” در صورتیکه آقای رجوی در16 بهمن ماه سال 1359 این موضع را توسط شخص رجوی در مجموعه مصاحبه های تعین تکلیف با نیروهای حاضر در سطح جامعه ایران در نشریه مجاهد منعکس میکند. و از خمینی

بعنوان کسی که به اقتضاء زمانه مسئولیت و نقش جبهه ی واحد را بر عهده گرفته و اکنون در مقام پیشوا و امام توده های انقلابی، سر رشته تمام کارها و تمام مسئولیت هایی که از این پس در پیش بود بدست گیرند، یاد میکند.

 

در صورتیکه نزدیک به چهار ماه بعد، در 26 خرداد سال 1360 بدنبال حمله چند حزب اللهی به منزل پدری مهدی ابریشمچی در تبریز مسعود رجوی اطلاعیه سیاسی نظامی شماره 25 بسیار پر معنایی را نوشته و در تاریخ 28 خرداد منتشر میکند که اعلان جنگ مسلحانه است در مقابل حاکمیت. و در آن اشاره و التیماتومی میکند که از این پس با خاطیان مقابله به مثل کرده و اگر در لحظه نیز نتوانند جواب بدهند عامران و عاملان را به جزای خود خواهند رساند. این اطلاعیه که شماره 25 بدان داده شده در ادامه اطلاعیه های سیاسی نظامی سازمان است از جمله اطلاعیه سیاسی نظامی ترور مشتشاران آمریکایی. چیزی که سازمان بعد از وصلت با جناحهای وحشی آن منکر آن شده است. اطلاعیه سیاسی نظامی شماره 25 به شرح زیر است.

اعلان جنگ مسلحانه رجوی  قبل یا بـعـد از سی خرداد سال 60؟

ادامه دارد

 

به اشتراک بگذارید
Facebooktwitter

5 Responses to قسمت ششم: آیا تروریسم رجوی سنخیتی با مبارزه اصولی دارد؟

  1. admin says:

    رجوی تنها و تنها همانند همه دیکتاتورها طی چهل سال گذشته با سانسور و ایزوله کردن مجاهدین توانسته است بر جان و روح مجاهدینی که هنوز در بندش هستند تسلط یابد. ولی مجاهدین جدا شده با مجاهدتی که نشان داده اند نوید پیروزی روشنایی و آگاهی را بر تاریکی و تاریکی پرستی رجوی را میدهند.

  2. admin says:

    aghaberar ‫۳ روز پیش
    بعداز این لینک، باند رجوی چندین لینک گذاشته اند تا این مطلب را از صفحه حذف کنند. من فکر می کنم باید بااین ارازل با برنامه ریزی عمل کرد و به لینک هایشان منفی داد تا دست از اوباش بازی بردارند.

  3. admin says:

    h_2014 ‫۳ روز پیش
    رجوی حتی استنادهایش به مبارزۀ مسلحانه در تاریخ اسلام و تشیع از جمله نبرد عاشورا و کربلای حسینی هیچکدام با نحوۀ عملکردها و خطوطش تحت عنوان مبارزۀ مسلحانه انطباق نداشت چون نه تنها انقلابات معاصر مثل چین و آمریکای لاتین و روسیه با ترور و انفجارهای کور و جنگ چریک شهری و بعد هم پناه بردن به یک دولت و ارتش دشمن در حال جنگ با کشور خودشان آنگونه که رجوی پیش می برد پیش نرفتند و از آن راه به پیروزی نرسیدند (مائو که همه اش در داخل چین مبارزه کرد موقع تجاوز ژاپن به چین جنگ داخلی خودش با ارتش چیانکایچک را تعطیل کرد و آتش بس داد و گفت که اکنون دشمن خارجی به کشورمان حمله کرده ما نباید با دولت موجود بجنگیم و برای همین پایگاه مردمی میلیونی در پکن یافت که فتحش کرد) بلکه حتی یک نمونه در تاریخ اسلام و محمد و علی و حسین و امامان شیعه و گروههای چریکی و مبارز مسلح شیعه در تاریخ اسلام و تشیع وجود دارد که با ترور کارشان را پیش برده باشند بلکه هر چه تروریست هم هست مثل خوارج و گروه حسن صباح (اسماعیلیان) در تاریخ تشیع منفور هستند و یا حد اقل محبوب و ستودنی نیستند در عوض مسلم که شجاعانه در برای لشکر انبوه ابن زیاد تک نفره جنگید و شهید شد مورد ستایش است در حالیکه مسلم در خانۀ هانی در بهترین موقعیتی بود که می توانست ابن زیاد را ترور کند ولی نکرد و به هانی گفت من ترور نمی کنم این در سنت ما نیست بلکه من رویارو می جنگم.

  4. admin says:

    همگان را به گزارش خانم دکتر هشترودی از اعضای سابق شورای ملی مقاومت در مورد جنایات فرقه تروریستی رجوی دعوت میکنم. ایشان بعد سالها کار نزدیک با رجویها (مسعود و مریم) به فریبکاری و دجالگریهای این فرقه و ستمی که علیه حتی اعضای خود روا میدارد پی برده و از آنها جدا شده است. خانم دکتر هشترودی از فرهیختگان فرهنگی ایران میباشد که در فرانسه زندگی میکند و فرزند پرفسور هشترودی است.
    امید است این مقاله روشنگر و مقالات و افشاگریهای دیگر توشه راه جوانان ایران زمین باشد که بدام شیاطینی همچون رجوی ها (مسعود و مریم) نیفتند.
    مصاحبه خانم دکتر هشترودی با تلویزیون ایران فردا در بخش “کوچ ایرانیان” قابل دسترس است.

  5. رجوی حتی استنادهایش به مبارزۀ مسلحانه در تاریخ اسلام و تشیع از جمله نبرد عاشورا و کربلای حسینی هیچکدام با نحوۀ عملکردها و خطوطش تحت عنوان مبارزۀ مسلحانه انطباق نداشت چون نه تنها انقلابات معاصر مثل چین و آمریکای لاتین و روسیه با ترور و انفجارهای کور و جنگ چریک شهری و بعد هم پناه بردن به یک دولت و ارتش دشمن در حال جنگ با کشور خودشان آنگونه که رجوی پیش می برد پیش نرفتند و از آن راه به پیروزی نرسیدند (مائو که همه اش در داخل چین مبارزه کرد موقع تجاوز ژاپن به چین جنگ داخلی خودش با ارتش چیانکایچک را تعطیل کرد و آتش بس داد و گفت که اکنون دشمن خارجی به کشورمان حمله کرده ما نباید با دولت موجود بجنگیم و برای همین پایگاه مردمی میلیونی در پکن یافت که فتحش کرد) بلکه حتی یک نمونه در تاریخ اسلام و محمد و علی و حسین و امامان شیعه و گروههای چریکی و مبارز مسلح شیعه در تاریخ اسلام و تشیع وجود دارد که با ترور کارشان را پیش برده باشند بلکه هر چه تروریست هم هست مثل خوارج و گروه حسن صباح (اسماعیلیان) در تاریخ تشیع منفور هستند و یا حد اقل محبوب و ستودنی نیستند در عوض مسلم که شجاعانه در برای لشکر انبوه ابن زیاد تک نفره جنگید و شهید شد مورد ستایش است در حالیکه مسلم در خانۀ هانی در بهترین موقعیتی بود که می توانست ابن زیاد را ترور کند ولی نکرد و به هانی گفت من ترور نمی کنم این در سنت ما نیست بلکه من رویارو می جنگم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.