مقالات پربیننده

خانم آناگومز نماینده پارلمان اروپا خواستار اخراج فرقه رجوی شد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت دوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی امروز باید گفت آنچه را که فردا گفتنش دیر است

قسمت دوم: گفت و شنود با فرشته هدایتی: افشاگریهای فرشته هدایتی در مورد فرقه رجوی

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

آخرین پست ها

سیامک نادری مرگهای مشکوک فرقه رجوی را افشا میکند

کشتن و سربه نیست کردنهای فرقه رجوی

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

فعالیت های ما در تصویر

افشاگری مشاور عالی مریم رجوی در مورد فرقه رجوی

 

حقایق استبداد مسعود رجوی از زبان هدایت الله متین دفتری عضو سابق شورای ملی مقاومت

پیشگفتاری از داود باقروند ارشد عضو سابق شورای ملی مقاومت فرقه رجوی:

آنچه در زیر میآید گفتگویی است با آقای متین دفتری یکی از باارزشترین اعضای سابق شورای ملی مقاومت که مسعود رجوی در اوج دناعت ونا جوانمردی و فرصت طلبانه، ضمن وصله کردن خودش به محمد مصدق کبیر رهبر تاریخی ضد استعماری  ایران، که حضور آقای متین دفتری و همسر گرانقدر ایشان خانم مریم متین دفتری را گواه حضور محتوایی مصدق در شورا و یکی از لنگرهای آن میخواند. اما در پنهان بدلیل قدر و شان و وزن و بویژه پایبندی محتوایی به اصول  شورا و کار جمعی دمکراتیک و آزاد اندیشی ضد استبدادی ایندو عضو شورا بشدت از آنها کینه داشت و علیه آنها با انواع سمپاشی ها و انگهای متداول آن روزها در نزد مجاهدین ترور سیاسی می نمود. ضمن اینکه حضور سازمان مجاهدین در پاکستان زمانیکه بشدت در ایران بعد از دست زدن به تروریسم در حال قلع و قمع شدن بود مدیون رابطه دوستانه دولت مردان پاکستانی با آقا و خانم متین دفتری بود که ما را پذیرفته بودند. که طی دو جلسه من به اتفاق آقای دکتر متین دفتری به ملاقات وزیر کشور پاکستان از دوستان نزدیک و صمیمی آقا و خانم متین دفتری، رفته بودیم.

 

اما آنچه  گناه آنها را کبیره و غیر قابل بخشش و تحمل مینمود حضور خانم مریم متین دفتری در مقابل مترسکی بنام مریم رجوی بود که آقای مسعودرجوی قصد کرده بود که با رنگ کردن مریم رجوی او را بعنوان مصداق عملی رنگ کردن گنجشک و جا زدن بجای فولکس  بعد از قالب کردن به مجاهدین زبان و عقل و شعور بسته و به شورایی های شعور فروخته به رجوی، به مردم ایران نیز بفروشد. در واقع خانم مریم متین دفتری با سابقه مبارزاتی و سطح دانش و تجارب بسیار گران ایشان بهمراه آقای متین دفتری چه در زمان شاه و چه در زمان بعد از انقلاب سد بزرگی بود در مقابل مترسکی بنام مریم مهرتابان مسعود رجوی.

 

در جریان نشستهای این دوره شورا در سال 1372 که رجوی قصد داشت این کلاهبرداری سیاسی را در شورا به پیش ببرد بدلیل مسائل سیاسی-امنیتی و حفاظتی آمد و شد اعضای شورا  از آمریکا و اروپا و…به عراق که از طریق  فرودگاه عمان در اردن (بویژه که مهر ورود و خروج در پاسپورتها نمیخورد مسائل مرزی را بسیار بغرنج میکرد که نیازمند هماهنگی با مقامات مرزی و امنیتی اردن بود) و از آنجا از مسیر زمینی به بغداد  صورت میگرفت من مسئولیت هماهنگی سیاسی و حفاظتی نقل و انتقال شورایی ها از فرودگاه عمان پایتخت اردن به عراق  را برعهده داشتم.

در توجیهاتی که همواره قبل از هر جلسه شورا توسط آقای مسعودرجوی صورت میگرفت مجاهدین را با مغزشویی نسبت به تهدیدات  بورژوازی ضد انقلابی درون شورا و خطرات بلقوه و بلفعل آنها آماده میکرد. بویژه که با جاسوسی هایی که روی اعضای شورا صورت میداد میدانست که این عزیزان قصد طرح چه سوالات، انتقادات و چه مطالبی را در جلسه  شورا را دارند. و در مقابل آن بقول خودش پاتک انقلابی!! خودش را میزد.

در بسیاری موارد که شورایی ها و بویژه هزارخانی نسبت به وضعیت آتل و باطل ارتش آزادیبخش  سوالاتی داشت و خواستار عملیات و تحرک بود و مسعود رجوی که از قبل از آن با خبر بود، برای بستن دهان  شورایی ها از عملیات جعلی و انعکاس در نشریه با قدرت نمایی کاذب در مقابل شورایی ها استفاده میکرد. بویژه دکتر هزارخانی را یکی از سردمداران اصلی بورژوازی ضد انقلابی (از نظر رجوی) میدانست که اگر او را ساکت کند بقیه ساکت هستند و اگر او بشورد بقیه نیز با تاسی به او علیه استبداد و فریب های رجوی میشورند.

اینبار نیز جلسات توجیه برقرار شده بود. مشخص بود که این جلسه بسیار مهم بود و رجوی آن جلسه شورا را عملیات فتح شورا برای بخش سیاسی سازمان خواند که:

««با انتخاب مریم رجوی بعنوان رئیس جمهور،  بورژوازی  ضد انقلابی و ایادی احتمالی امپریالیستی درون شورا را بطور کامل در شورا و در ایران بی آینده میکند»» خواند

البته بعد ها دیدیم که با این انگ ها میخواست خودش تنها ایادی امپریالیستی باشد.

95ce31f2-add3-4fb5-ac6a-dd03e17229e4

مریم رجوی در حال استقبال از جان بولتن، ترکی الفیصل با دیوار حفاظت انسانی متشکل ازکودکان!!

دستورالعمل مشخص این بود که تا آنجا که به میهمان نوازی باز میگردد باید حداکثر ممکن را برای آنها با اوج احترام و مایه گذاشتن بجا میآوردیم. واژه ای که رجوی بکار برد این بود که:

 

“شما باید با رفتارتان با قربان صدقه رفتن و ارضاء فردیت آنها و بزرگ کردن آنها تاج شاهی برسرشان بگذارید که در مستی این ارضاء فردیت و تاجگذاری، من بتوانم در شورا سرشان را ببرم”. 

 

 

رجوی جهت توجیه این اعمال ضد دمکراتیک و استبدادی خودش مجبور بود در مقابل اذهان بسیار مشعشع ما که شاهد تلاشهای صادقانه  اعضای شورا با بخطر انداختن جان خود با پشت سرگذاشتن تهدیدات جانی بسیار به عراق میآمدند و برای آرمانهای شورایی تلاش میکردند دست به ترورسیاسی شورایی ها بعنوان ضد انقلاب و کسانیکه به خون مجاهدین تشنه هستند بزند. و از آنجائیکه عضو شورا بودند هنوز نمیتوانست به آنها مارک مزدور رژیم را بزند.

یک مورد از این تهدیدات زمانی بود که شورا در بغداد جلسه داشت و یک موشک رژیم در بیست متری محل جلسه شورا فرود آمد که البته آن زمان شورا جلسه اش هنوز شروع نشده بود و اتفاقا آقای متین دفتری و مسعود رجوی را برای یک مذاکره خصوصی به پایگاه ساده ای در بغداد همانکه قبلا علی زرکش در آن زندانی بود برده بودیم. و بسیاری تهدیدات دیگر از جمله ترددات به اشرف درعراق و در اردن …

تردد زمینی اعضای شورا از اردن به بغداد با اسکورت کامل خودی و با حفاظت نا محسوس تیم های اردنی (ترکیب پلیس امنیتی و پلیس راه) تا مرز عراق صورت میگرفت. از مرز عراق تا بغداد نیز با اسکورت نظامی با تیربارهای ضد هوایی و… همراه بود. دلیل آن نیز تهدیدات  امنیتی و حمله هوائیی در عراق و البته خطرات تصادفات جاده ای بدلیل دوبانده بودن جاده های اردن بود. 

آنچه بعد از جلسه انتخاب مریم رجوی بعنوان رئیس جمهور آینده ایران در شورا اتفاق افتاد و گیوتین استبداد مسعود رجوی نتوانست آنگونه که میخواست سر آقای متین دفتری و خانم مریم متین دفتری را ببرد چنان خشمی بر مسعودرجوی مستولی نمود که بلافاصله پرچم ترور سیاسی را علم نمود و حرف از مزدوری رژیم برای ایندو عضو بسیار مهم شورا را  مطرح کرد.

طوریکه در بازگشت این دو عضو شورا علیرغم همه تهدیدات دستوری که صادر شد این بود که فقط یک خودرو با راننده بدون هماهنگی با مقامات امنیتی اردن آنها را از مرز مستقیم به فرودگاه اردن ببریم.  مسیری 900کیلومتری تردد زمینی بغداد تا عمان پایتخت اردن در گرمای سوزان منطقه که مملو از تهدات بسیار خطرناک بود و با اسکورتهای قوی نظامی انجام میشد  معمولا با یک روز توقف و استراحت در پایگاههای سازمان در اردن همراه بود، اما  بدون هیچ توقفی و هیچ اسکورتی  وحتی استراحتی بصورت توهین آمیزی آنها را مانند اخراج پناهندگان، خسته و گوفته مستقیم به فرودگاه  و با چند ساعت انتظار در فرودگاه به اروپا فرستادند. جالب اینکه در بازگشت عطف به اینکه مسعودرجوی از رابطه نزدیک من با متین دفتری خبر داشت اجازه نداد که آنها را ببینم وبه استقبال آنها بروم.

نمایشی از نمونه بسیار بارز و بسیار ساده و ملایم از نتیجه مخالفت با استبداد مسعود رجوی.

 

داود باقروند ارشد

عضو سابق مجاهدین و شورای ملی مقاومت

========================================

 

گفت‌و‌شنود همنشین بهار با هدایت‌ متین ‌دفتری(۱) اگر حقوق رعایت نشود زندگی هم باطل است

 
 
به اشتراک بگذارید
Facebooktwitter

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.