مقالات پربیننده

خانم آناگومز نماینده پارلمان اروپا خواستار اخراج فرقه رجوی شد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت دوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی امروز باید گفت آنچه را که فردا گفتنش دیر است

قسمت دوم: گفت و شنود با فرشته هدایتی: افشاگریهای فرشته هدایتی در مورد فرقه رجوی

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

سیامک نادری مرگهای مشکوک فرقه رجوی را افشا میکند

کشتن و سربه نیست کردنهای فرقه رجوی

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

فعالیت های ما در تصویر

سخنرانی آقای داود باقروند ارشد در پارلمان اروپا

 

پاسخ بی بی سی به آقای داود باقروند ارشد و جواب ایشان به بی بی سی

جاب آقای کریمی عزیز

با تشکر از دعوت و پاسخ شما و توضیحاتی که در مورد نامه ارسالی ام در مورد برنامه گذشته پرگار با موضوع  “وزن سیاسی حال حاضر مجاهدین” در ایران دادید.

واقعیت و اصول حاکم بر رسانه متعهد و بیطرف همان است که جنابعالی تشریح کرده اید و من در بسیاری از مباحث بسیار محتوایی شما شاهد همین رویکرد بوده ام.

بنده با کمال میل حاضرم در هر برنامه  ای که یک مدافع سازمان حضور داشته باشد، حتی خانم مریم رجوی شرکت کنم. این آرزوی من و تمامی مجاهدین و دل سوختگان تشکیلات سابق مجاهدین بوده است که رهبری سازمان به بیرون از خود بعنوان واقعیت پاسخگو باشد. که اگر اینگونه بود من و همه کسانیکه میشاسم در درون سازمان بودیم و نه بیرون و منتقدآن.

در مورد سوال و درخواست شما چند نکته است که مایلم به اطلاع برسانم.

  1. شما بسختی بتوانید فرد قابل استناد را که از تاریخچه 35سال گذشته سازمان مجاهدین دفاع کند را پیدا کنید. اینگونه افراد فقط در درون سازمان و هواداران نزدیک (در ارتباط تشکیلاتی) و اعضای فعلی شورای ملی مقاومت یافت میشوند که سازمان مجاهدین حق و اجازه چنین کاری را به آنها نمیدهد. همانطور که همگان مطلع هستند. علت بسیار آشکار این واقعیت آن است که در طی 35سال گذشته اتفاقات عمده مربوط به سازمان در عراق صورت گرفته، که فقط اعضای سازمان و نه هواداران و یا حتی اعضای فعلی شورای ملی مقاومت اطلاع دارند. آنچه در خارج کشور نیز اتفاق افتاده در حلقه های بسیار نزدیک اجازه و امکان اطلاع یابی از آن وجود داشته است. چرایی آن  نیاز به آگاهی به مکانیزمهای مناسبات درونی سازمان دارد. این استراتژی  سازمان است که با سوء استفاده از قانون مناظره دوطرفه  مطبوعات برای جلوگیری از مطرح شدن واقعیات سازمان در هیچ مناظره ای شرکت  نکند و اینگونه دست برنامه سازان مسئولی مانند شما را در تهیه یک برنامه محتوایی و مستند ببندد. همانگونه که هر منتقدی را از سیاستمداران تا خبرنگاران و نویسندگان … حتی افراد در درون تشکیلات با مارک مزدور رژیم و عضو سپاه پاسداران منکوب، … میکند. بعنوان هوادار تشکیلاتی و نزدیک میتوانم آقای حسن داعی السلام ساکن آمریکا، برادر حسین داعی السلام (با نام مستعار علی قادری از اعضای قدیمی “قبل از انقلاب” عضو مرکزیت سازمان که از دوستان نزدیک اینجانب در سازمان بوده) و توسط سازمان نیز حمایت کامل میشود میتواند در این زمینه مورد مراجعه قرار بگیرد. ایشان هیچ اطلاعی از مناسبات درون تشکیلات سازمان در عراق و مناسبات آن با عراق جز آنچه شنیده است ندارد. از موقعیت سازمان در ایران نیز خبرش عینا گفته های سازمان است.  فرد دیگری که میتوان نام برد یکی از هواداران تشکیلاتی است بنام دکتر سیاوش رجبی استاد دانشگاه در لندن. https://www.youtube.com/watch?v=CbnAWWja5Nk ایشان از همان سالهای گذشته هوادار ما بود و در لندن زندگی و کار میکند. اعضای فعلی شورای ملی مقاومت نیز هستند. و یا دکتر بهمن اعتماد از اعضای سابق شورای ملی مقاومت که همسرش میترا باقری از مسئولین مجاهدین است. و یا فرید سلیمانی که دانشجوی پزشکی دانشگاه بریستول بود که من او را به سازمان برای آموزش زبان انگلیسی به مسعود رجوی بردم. تا معاونت ستاد سیاسی سازمان بالا آمد و مشاور مطبوعاتی مسعود و مریم رجوی بود ولی الان جدا شده است. ولی هیچ فعالیت علنی ندارد.
  2. آقای سعید شاهسوندی علیرغم همه نقدهای درست و همه اطلاعات ذیقیمتی که در مورد سازمان دارد معطوف به سالهای بسیار گذشته سازمان از زمان شاه تا نزدیک به سه دهه قبل است. اطلاعات ایشان از درون سازمان درست زمانیکه آقای مسعود رجوی با محکوم کردن علی زرکش به اعدام در سال 1364در پاریس قبل از رفتن به عراق شروع به قلع و قمع در درون سازمان نمود به اتمام میرسد. همین شرایط خروج ایشان از سازمان  با باورهای گذشته که با خود داشت منجر گردد به اینکه آن حرکتِ “محکومیت به اعدام علی زرکش” را یک ایراد تشکیلاتی- سازمانی هرچند عمده ولی یک تک نمود تصور و بدرستی نقد کنند (البته در آن زمان حق داشته چون همه ما همین طور فکر میکردیم ) ، بنابراین چون در جریان و درون سازمان نبودند امکان داشتن  تصویر کاملی از آقای رجوی جدید بعد از شکست در داخل ایران را نیافتند. تصویری که با رفتن به عراق و نبودن در فضای قانونی اروپا و تحت حمایت کامل صدام دست بازی به رجوی برای اقدامات بعدیش داد ساخته شد.  از همین روست که  شاهد شرکت آقای شاهسوندی در عملیات فروغ جاویدان آنگونه که خود گفته اند نه بعنوان عضو سازمان بلکه یک فرد بودیم. بله با این توضیحات، همانگونه که شما نیز بدرستی نوشته بودید اطلاعات آقای شاهسوندی مربوط میشود به تاریخ گذشته سازمان و طبعا تحلیهای ایشان در مورد امروز سازمان از موضع ناظر بیرونی است. ولی قطعا آقای شاهسوندی صلاحیتش بسیار بیشتر از کسی است که اطلاعاتش در مورد سازمان صفر است.

(من و آقای شاهسوندی اتفاقا در همین دوران (سال 1364) در ستاد تبلیغات سازمان (با مسئولیت محمدعلی جابرزاده عضو دفتر سیاسی) در پاریس زمانیکه من رئیس دفتر ستاد بودم همکار بودیم. آقای شاهسوندی از مدتها قبل با سازمان دچار مشکل بود و به همین دلیل در محاکمات علی زرکش که اعضای مرکزیت شرکت میکردند نیز شرکت داده نشد. من آنزمان 1364 معاون مرکزیت بودم و تنها کسی بودم که ویدئو دو روزه محاکمه را دیده ام).

  1. من از انگلستان در سال 1356جذب سازمان شدم. خروج من از سازمان در اسفند سال 1383 یعنی بیست سال بعد از رفتن مسعودرجوی به عراق.  با پشت سرگذاشتن تمامی اتفاقاتی که در این دوران در درون سازمان تحت حاکمیت مطلق مسعودرجوی بدون هیچ حسابرسی به بیرون خود با حمایت و همکاری صدام،  که  تسخیر عراق توسط آمریکا و خلع سلاح و عملا رفتن سازمان تحت نظارت آمریکا را بدنبال داشت همراه بود. درتمامی ایندوران من در بالاترین سطوح تشکیلاتی سازمان و سطوح سیاسی سازمان در شورای ملی مقاومت فعال بودم.  بعد از فرارم از سازمان و پناه گرفتن نزد نیروهای آمریکایی ، بعد از 9 ماهی که نزد آنها بودم تحت نظارت سازمان ملل و کمیساریای عالی پناهندگی به ایران رفتم. یعنی در پایان سال 1383. بعد از حضور 9 ساله در داخل کشور در سال 1392 از ایران خارج شدم. طی این 9 سال نیز عمده کارم سنجنش وزن سازمان در ایران بود و نه چیز دیگر.
  2. من بعنوان یک عضو مسئول در پیشبرد سیاستهای سازمان بخوبی مطلع هستم که همه مخاطبین سازمان تحت تاثیر چه جو تبلیغاتی له و علیه سازمان قرار دارند. چون آقای مسعود رجوی از من و امثال من طی سه دهه چه بعنوان دست اندرکاران و چه بعنوان سازندگان این جو و فضا استفاده کرده است. متاسفانه بسیاری از عملکردهای  رژیم حاکم برایران  کمک شایانی به تحریف و ایجاد فضایی نموده که بسیار بسیار بنفع آقای مسعود رجوی در مخفی کردن ماهیت واقعی خود و سازمانش  چه در زمینه عملکردهایش و چه در زمینه سیاستهایش و افکار و تفکرات ایشان در افکار عمومی نموده است.  جسارتا باید بگویم که برنامه اخیر نیز بی تاثیر از این فضا که با اطلاع دقیق میدانی من، 90% وقت و انرژی کل سازمان با هزینه صدها میلیون دلار معطوف به ساختن آن طی سه دهه گذشته بوده است نبود. جسارا اجازه دهید عرض کنم که، اگر میشود در مورد وزن مجاهدین در ایران با دو فرد صد در صد بی اطلاع از واقعیتهای سازمان با تحقیقاتی بدون ارائه هیچ مدرک و ذکر هیچ منبعی با اصرار بر نبود امکان تحقیق! برنامه تهیه کرد، (همانگونه که طی نامه ای به آقای دکتر مجید رفیع زاده نیز نوشتم ، به همراه جواب ایشان در زیر آمده است) به طریق اولی باید بشود با کسانیکه مسئولین و فرماندهان و پیشبردگان تمامی سیاستهای سازمان بوده اند از جمله آقای شاهسوندی هرچند که اخیرا ایران هم نبوده باشد، اینکار را انجام داد. ضمنا مسعود رجوی بارها در مورد وزن سازمان در ایران علنا در میان اعضا سخن گفته است. سینه مجاهدین انباشته از حقایق واضحی است که متاسفانه راه به بیرون نیافته اند ولی جهان در یک سردرگمی بدنبال یافتن آن است!  و هزاران فاکت که فقط نیاز به باز خوانی آن توسط یک مجاهد دارد تا روشن گردد.

امیدوارم که بتوانم با اطلاعات درونی سی ساله و حضور 9 ساله در داخل کشور بیطرفانه و عاری از هر گونه حب و بغض، تشکیلاتی که تمامی جدا شدگان مجاهد از پرویز یعقوبی گرفته تا فرزندان مجاهدین از جمله فرزند اشرف رجوی ( صاحب عاشورای مجاهدین!!) آقای مصطفی رجوی تا زنانی که مسعود رجوی خود را ناجی آنها میپندارد و قرار بود ه است جهان را بدست آنها (بقول مسعود رجوی، همانطور که محمد پیامبر مسلمانان با کمک برده های سیاه تسخیرکرد) تسخیر کند بعد از جدا شدن از این تشکیلات در مورد آن گزارش میکنند به شناخت و البته وزن آن در میان مردم ایران کمک بکنم.

با تشکر مجدد از پاسخ  و دعوت شما

و تشکر از کار محتوایی و جذابی که ارائه میدهید

داود باقروند ارشد.

21 سپتامبر 2018

====================================

جواب برنامه پرگار بی بی سی به آقای داود باقروند ارشد 

From: Pargar [mailto:pargar@bbc.co.uk]
Sent: Friday, September 21, 2018 10:52 AM
To: ‘info@nototerrorism-cults.com’
Subject: [SPAM] FW: جناب آقای داریوش کریمی -برنامه پرگار

 

آقای باقروند

خیلی ممنون از ارسال این نقد و نظر.

ما به اسناد و مشاهدات شما و دیگر کسانی که پیش تر در سازمان مجاهدین بوده اند بها می دهیم ولی همانطور که به آقای سعید شاهسوندی هم گفته ایم به عمد از تحلیل گرانی که سابقا عضو مجاهدین بودند استفاده نکردیم. موضوع برنامه وزن سیاسی حال حاضر مجاهدین بود نه تاریخ این سازمان . وجود یک عضو سابق سازمان بحث را به سمتی می برد که مهمان مدافع مجاهدین در موقعیتی نبود در آن شرکت کند.

اگر ما بتوانیم یک مدافع تاریخ سه دهه ی اخیر سازمان را بیابیم (در این مورد می توانید به ما کمک کنید؟) آنگاه از دوستانی چون شما برای شرکت در بحث دعوت خواهیم کرد.

درود

================================================

نامه آقای داود باقروند ارشد به برنامه پرگار بی بی سی

From: NTCM [mailto:info@nototerrorism-cults.com]
Sent: 17 September 2018 09:04
To: Pargar; BBC Persian
Subject: جناب آقای داریوش کریمی -برنامه پرگار

آقای داریوش کریمی

 

با درود

ضمن تشکر از مباحث بسیار جالب و پر محتوایی که در سطح جامعه فارسی زبان در برنامه پرگار تهیه و اجرا میکنید. 

برنامه این هفته شما در مورد موضوع مجاهدین و موضوع نقش آنها در معادلات سیاسی ایران بود. متاسفانه با توجه به اطلاعات و تجربه شخصی خودم آنچه در این برنامه شاهد بودم دعوت شما از دو تن از کسانی بود که در واقع هیچ اطلاع قابل استنادی نداشتند. در مورد آقای مجید رفیع زاده محقق باید بگویم و شهادت دهم که تمامی مباحث ایشان عین استدلالهایی بود که سازمان مجاهدین و البته خود بنده طی سالیان حضور در انگلستان زمانیکه (زمان حضور مریم رجوی در لندن) تحت مسئولیت خانم بهشته شادرو[i] (چهارمین مسئول اول مجاهدین از سال 1378) مسئول انگلستان بودم مجبور بودیم در جواب نه به مردم و رسانه ها بلکه به هوادارانی که بشدت در این زمینه دچار مشکل بودند بدهیم. همچنین باید شهادت دهم که ادعایی مانند اینکه سازمان مجاهدین اعضایی در اروپا و آمریکا در میان افرادی با افکار سکولار، غیر مذهبی، لائیک … دارد کذب محض است. و نشان میدهد که آقای رفیع زاده اگر تحقیقی کرده باشند منابع تحقیقی ایشان تماما اعضای سازمان بوده است که به او اطلاعات صد در صد دروغ داده اند. در مورد منابع مالی سازمان در اوج تعجب بنده چرا باید زمانیکه هزاران گزارش و حتی ویدئو ملاقاتهای آقای مسعود رجوی و رئوسای مختلف سازمان اطلاعات ارتش عراق در مورد پرداختهای میلیونی به سازمان مجاهدین وجود دارد رسانه ای با اعتبار جهانی بی بی سی و بطور خاص شما که مسئول یک برنامه نه صرفا خبری که محتوایی هستید باید به تحقیقات آقای رفیع زاده که تماما حرفهای سازمان مجاهدین مانند پرداخت 80درصد درآمد های هواداران به سازمان که مشخص نیست چه کسی میتواند با 20درصد درآمدش در اروپا و  آمریکا زندگی کند استناد میکند. و یا ا ینکه به حدث و گمانهای ایشان که اگر 10000نفر به سازمان مجاهدین 80% حقوق خود را بدهد نباید این میزان قدرت مالی داشته باشد استناد میکنید. و فراموش میشود که هزینه (اسکان، غذا، لباس، دارو، تردد، …) سه هزار نفر عضو رسمی سازمان در اروپا و آمریکا که کار نمیکنند و نمیتوانند بکنند و هزینه های فعالیتهای سیاسی و … آنها از کجا تامین میشود که میلیونها دلار میماند که اینگونه در برنامه های سالیان و پرداختهای کلان به سیاستمدران و آوردن تماشاچی از میان پناهندگان نیز میماند؟

آقای کریمی

میتوانم سوال کنم چرا شما در بررسی مقوله ای بنام سازمان مجاهدین به بزرگترین خبر و اطلاع و منبع و شاید حادثه ای که طی سه دهه هر روز شاهد آن هستیم و هستید و آن سیلی از جدا شدگان در میان رهبران و شورای رهبری چه زن و چه مرد و حتی فرزندان مجاهدین و البته فرزند خود مسعود رجوی است که تماما اخبار و اطلاعاتی را به اطلاع جهانیان میرسانند که حاکی از واقعیات بسیار تکان دهنده ای در مورد سازمان مجاهدین است را نادیده میگیرید؟ بعد در بررسی این سازمان یا به بی اطلاع ترین ها و یا کسانیکه اطلاعات بسیار بسیار قدیمی دارند تکیه میکنید؟ آیا اینکار شان و اعتبار برنامه پرگار را مورد سوال حداقل در این موضع از بحث های برنامه شما زیر سوال نمیبرد؟ 

توجه دارید که اگر سازمان مجاهدین پول گرفته خود مسعود رجوی نبوده که پولهای را حمل کرده، ما مجاهدین اینکار را کردیم. اگر هرکاری انجام شده توسط اعضا به اجرا در آمده و شما با وجود اینکه این افراد در دسترس شما هستند از تحقیق و سوال از آنها چشم پوشی میکنید.

انتظار دارم که به نامه من پاسخ دهید. چون من از برنامه های خوب دیگر شما بسیار استفاده کرده و میکنم. و حداقل بعنوان یکه مخاطب خود این سوالات برایم مطرح است. 

با تشکر داود باقروند ارشد

عضو سابق مجاهدین و شورای ملی مقاومت

 

پانوشت:

[1] جهت اطلاع اینکه خانم بهشته شادرو بدون اینکه بخواهم فرد ایشان را مورد سوال قراردهم در هیچ کجای نشریه مجاهد هیچ مطلبی در مورد پیشینه ایشان دیده نمیشود. دانش آموزی بودند که جذب مجاهدین شده بودند و حتی متون سازمان را از رو نیز نمیتوانست درست بخواند. و عملا تحت مسئولیت بنده با توجه به سابقه کارم در انگستان در تحصیل و مسئولیت انجمن دانشچویان مسلمان خارج کشور امور را میگرداندم و ایشان عملا بعنوان نماینده رهبری!!! در آنجا حضور داشت. و از جمله مسئولیت در بنیاد ایران اید که یکی از دو تن دارندگان امضا همراه با حمیدرضا عسگری زاده بوده ام. و مسئول رابطه با دولت، ادارات، پلیس جهت مدیریت جمع آوری پول.

جواب آقای دکتر مجید رفیعی زاده به آقای داود باقروند ارشد

Thank you so much dear.

I’ll take a look.

Thank you
Have a nice day,

Yours,

Dr. Majid Rafizadeh

نامه آقای داود باقروند ارشد به آقای دکتر مجید رفیعی زاده

On Mon, Sep 17, 2018 at 10:53 AM NTCM <info@nototerrorism-cults.com> wrote:

جناب آقای دکتر مجید رفیع زاده

با درود

مصاحبه شما در پرگار را دیدم و اینکه شما همه چیز را بدرستی بر تحقیقات و مستندات ارجاع میدادید. به همین دلیل خواهشم این است که منبع بیکرانی اطلاعات و مستندات انسانی تحت نام جداشدگان از سازمان مجاهدین وجود دارند. از بالاترین سطوح سازمانی تا رزمندگان تا فرزندان مجاهدین از جمله پسر مسعود رجوی آقای مصطفی رجوی و البته اینها در میان زنان و مردان حضور دارند که قابل مراجعه و تحقیق است. وقتی شما به منبع زنده و حاضر و کسانیکه تمامی سیاستهای این سازمان را اجرا میکرده اند مراجعه نمیکنید و فقط به آنچه که خود افراد وابسته به سازمان استناد میکنید بنظرم تحقیقات شما از درجه اعتبار بسیار کمتری برخوردار است.

با تشکر

داود باقروند ارشد

——————————–

 

به اشتراک بگذارید
Facebooktwitter

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.