مقالات پربیننده

خانم آناگومز نماینده پارلمان اروپا خواستار اخراج فرقه رجوی شد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت دوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی امروز باید گفت آنچه را که فردا گفتنش دیر است

قسمت دوم: گفت و شنود با فرشته هدایتی: افشاگریهای فرشته هدایتی در مورد فرقه رجوی

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

سیامک نادری مرگهای مشکوک فرقه رجوی را افشا میکند

کشتن و سربه نیست کردنهای فرقه رجوی

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

فعالیت های ما در تصویر

افشای پولشویی های فرقه رجوی

 

نامۀ سرگشادۀ و جان گداز مادر سمیه محمدی به مریم رجوی و به دخترش

چرا دختر من را تهدید می کنید که پدر و مادرت را می کشیم؟

Résultat de recherche d'images pour "‫سمیه محمدی و مادرش محبوبه‬‎"Résultat de recherche d'images pour "‫سمیه محمدی‬‎"

نامۀ سرگشادۀ مادر سمیه محمدی به سران فرقۀ رجوی و به دخترش

که در مطبوعات آلبانی منتشر شده است

سازمان مجاهدین خلق؛

من محبوبه (ربابه) حمزه مادر سمیه هستم. من این نامۀ سرگشاده را برای شما ارسال می کنم تا از شما بخواهم که دخترم را در ترک آن سازمان آزاد بگذارید. شما می دانید ما در اینجا در آلبانی هستیم و نه در عراق صدام حسین! آلبانی یک کشور اروپایی آزاد است که در آن امور از طریق قانون حل و فصل می شود نه با گلوله، خشونت و جنگ مانند عراق صدام حسین!.

اینجا همۀ شما به علل بشردوستانه پناهجو هستید، شما دیگر اینجا یک سازمان شبه نظامی نیستید که با اعضایتان به عنوان سربازان شما رفتار می کنید!

لطفا، این رفتارتان را متوقف کنید! لطفا نامه نوشتن ها با شعر و شعارهای به ظاهر زیبا به نام دختر ما را متوقف کنید.

شما متأسفانه ما را به اندازۀ کافی در همه جا به عنوان عوامل ایران، توطئه گران و غیره متهم کرده اید. چرا که ما هیچ هدف دیگری جز آزادی دخترمان نداریم دختری که شما او را در حالیکه هنوز به سن قانونی نرسیده بود در سال 1997 به صورت غیر قانونی به داخل تشکیلات خودتان بردید. شما به اندازۀ کافی از عوامل خودتان برای دسترسی به هر ارگان دولتی در آلبانی برای جلوگیری از دیدار من به عنوان یک مادر با دخترم سمیه استفاده کردید دست از این کارهایتان بردارید!.

شما با تمام توان ما را در هر گوشه ای از تیرانا مورد انواع حملات و حتی حملۀ فیزیکی قرار دادید و به ما تهمت تروریست زدید تنها به دلیل اینکه من می خواهم با دخترم دیدار کنم.

شما رادیکال های دیوانه با دخترم چه کار کردید؟

چرا دختر من را تهدید می کنید که پدر و مادرت را می کشیم؟ شاهدان بیرون آمده از اردوگاه مانزا یعنی افرادی که مجاهدین را ترک کرده اند و اکنون در تیرانا زندگی می کنند، به ما می گویند که شما با دختر من بدرفتاری می کنید. شما او را تحت فشار قرار می دهید که ما را که خانواده اش هستیم به عنوان یک عامل رژیم متهم کند.

من در عراق در سال 2004 با اجازۀ نیروهای آمریکایی با دخترم دیدار کردم. او ناامید بود و می خواست که از آن جنگ لعنتی و از آن سازمان نظامی بگریزد سازمانی که با اعضایش جلوی چشم همۀ جهانیان بدرفتاری کرده و می کند. دخترم از ترس به خود می لرزید. مادرش را محکم بغل کرد تا او را آرام کند و به او دلداری می داد. دخترم از طریق نیروهای آمریکایی در عراق نامه نوشت و درخواست کمک کرد.

شما مجاهدین خلق همه جا به شدت تندرو، خشونت طلب و ستمگر هستید. شما با همۀ پدرها ومادرها چنین کرده اید و چنین تهمتهایی را به همۀ خانواده ها زده اید در حالیکه آنها بیست یا سی سال است عزیزانشان را ندیده اند. من چه می خواهم؟ جز خروج فرزندم از آن اردوگاه بدنام تا در کانادا زندگی آزاد داشته باشد؟ ولی شما می خواهید او برای مریم رجوی کشته شود.

چرا دختر مرا در قطع و انزوا از دنیای بیرون نگه داشته اید؟ چرا نمی گذارید هر کس آن گونه که می خواهد زندگی کند؟ نه وکلا و نه روزنامه نگاران و نه افکار عمومی آلبانی حرفهای شما را نمی پذیرند. خانواده علیه شما می خواهد چه کار کند؟ شما دختر مرا به گروگان گرفته اید و می خواهید او برود خودش را در یک عملیات انتحاری در ایران یا عراق منفجر کند. چرا می گویید دختر من در نامه ای که نوشته همه اش صحبت از جنگ و کشتن و کشته شدن و مرگ و… می کند؟ شما واقعا دیوانه اید و عقل و شعور خودتان را از دست داده اید. آیا این دستور بی رحمانۀ فرمانروای شما مسعود رجوی نیست که ازدواج را و عشق را ممنوع کرده و می گوید فقط باید رویای جنگ و خون را ببینید؟

پسر من 15 ساله بود پیش مجاهدین آمد و وقتی 20 ساله بود او را نجات دادیم. پسر من که پیش شما بود روانی شده بود و برای مدت دو سال با یک روانپزشک در کانادا درمان شد. شما تروریست هستید و می خواستید او نیز یک تروریست بشود. در حال حاضر او متأهل است، تحصیل کرده و در کانادا کار میکند. اما دخترم چرا نمی تواند با خانواده اش به کانادا برود؟ چرا دختر من را تندرو می کنید و او را در اردوگاه خود زندانی می کنید؟ در حالی که رهبر شما مریم رجوی و خانواده اش مثل شاهزاده ها در پاریس زندگی می کند. چرا دخترم را آزاد نمی گذارید که با ما به تورنتو برود؟ مگر مریم رجوی در پاریس نیست؟ چرا مریم رجوی و خانواده اش بهترین زندگی را در اروپا دارند، در حالی که دخترم در زندان اردوگاه در روستای مانزو / دورس زندگی می کند؟ چرا دختر من به جای اینکه برود در ایران جهادیست بشود نمی گذارید بیاید باهم به کانادا برویم. چطور او از اینجا می تواند به ایران برود ولی از کانادا نمی تواند؟ پس معلوم است که درد شما جهاد دخترم نیست بلکه می ترسید که او شما را برای همیشه ترک کند.

چرا دختر مرا از حق آزادی و زندگی و تشکیل خانواده محروم می کنید؟ چرا خانوادۀ ما را از بین می برید؟ چرا اجازه نمی دهید که دختر ما یک خانواده و یک زندگی عادی مانند هر کس دیگری داشته باشد؟ در اینجا ما در آلبانی هستیم و نه در عراق. چرا روی دختر من برای انجام فعالیت های سیاسی و تروریستی علیه یک کشور دیگر فشار وارد می کنید؟ دختر من با ایران ارتباط ندارد سرزمین او کانادا است. چرا شما اجازه نمی دهید او رویای کانادایی خود را دنبال کند؟ چرا می خواهید دختر من را به عنوان یک جهادیست برای جنگ با ایران هدایت کنید؟ چرا دختر مریم رجوی در ایران به جهاد نمی رود، اما دختر من می خواهید برود؟

ما خانواده ای هستیم که ایران را به دلایل سیاسی ترک کرده ایم و در کانادا بسیار خوب زندگی می کنیم و ما به هیچ وجه کاری با سیاست نداریم. تلاش ما برای اینکه دخترمان را نجات دهیم، حق مشروع ماست. شما، مجاهدین خلق، زمانی که دختر من 17 ساله بود، او را ربودید در حالیکه فرزند من از وضعیت شما بی خبر بود. شما دختر مرا بدون مدرسه بدون گذرنامه کانادا، بدون خانواده، و فرزندان و بدون زندگی با تمام همسالان خود گذاشتید. شما اجازه نمی دهید دختر من ازدواج کند یا یک دوست پسر یا یک زندگی مثل همه زنان داشته باشد، لباس های زیبا مانند دوستانش در بیرون را بپوشد، در حالیکه او در تمام طول روز لباس های نظامی می پوشد. شما در حقیقت او را در زندان بدنام خود در Manzas محصور و اسیر کرده اید.

شما نمی گذارید دختر من به اینترنت، به تلویزیون، به مدرسه و تحصیل دست بیابد. شما او را در یک کشور آزاد مانند آلبانی زندانی کرده اید. آیا شما از آنچه با دختر من انجام می دهید شرم می کنید؟ از اینکه دختر مرا در حالیکه یک کودک بود ربوده اید شرم نمی کنید؟ آیا می دانید خداوند روزی شما را در دادگاه عدل خود محاکمه خواهد کرد حتی اگر اربابانتان شما را از قانون در ببرند؟ بگذارید او طعم زندگی را بچشد زندگی آن نیست که شما می پندارید آنجا که شعار می دهید: «خانواده ها عاملان رژیم ایران هستند» و شما این را چند بار در روز به عنوان یک فرم اطاعت از سازمان تکرار می کنید.

از دوستان خودتان که امروز از گروه شما جدا شده اند مطلع شدم که چگونه شما دختر مرا تهدید می کنید، تا او کاری را که شما می خواهید ولی او مقاومت می کند انجام دهد. شما اجازه نمی دهید او بیرون اردوگاه بیاید، تا زندگی آزادش را داشته باشد، شما زندانیان را در داخل دیوارها نگه می دارید دیوارهای قلعه ای که توسط نگهبانان مسلح در وسط یک کشور اروپایی محافظت می شود. چرا این کار را انجام می دهید؟ چرا او را از اردوگاه نمی گذارید بیرون بیاید؟ چرا نمی توانم، من مادر، دخترم را ببینم؟ دیدار والدین حق قانونی هر کسی است و هیچ کس نمی تواند آن را انکار کند.

اینک نامۀ من به دخترم سمیه:

دختر من نور چشم من! ای تمامی زندگی من!

حالا من نزدیک تو هستم، فرصت دیگری ندارم با تو ارتباط برقرار کنم، اگرچه می دانم که حتی این نامه ام را نیز مجاهدین خلق نخواهند گذاشت که تو آن را بخوانی. اما من آن را منتشر می کنم و آن را به رسانه ها می دهم، تا شاید بوسیلۀ کسی حرفهایم به تو برسد.

قلب من سمیه،

من مادر تو محبوبه حمزه هستم. من می خواهم با تو دیدار کنم. من زني هستم که به تو شیر داده ام، تو را در آغوش گرفته ام. تو گوشت و بدن من هستی.

من به آلبانی آمدم من در تیرانا هستم، در چند مایلی تو هستم. من می خواهم تو را ببینم. می خواهم ببوسمت. بوسه ام را به باد می سپارم تا شاید آن را به تو برساند. من می خواهم تو را داشته باشم من تو را بیشتر از زندگی ام دوست دارم تا خوشحال باشی، خوب و خوش باشی، برای لذت بردن از زندگی، با خانواده ام، خواهران و برادرانت باشی.

2bc5c59a-b7ae-4eae-acea-377ae3925e02

به اشتراک بگذارید
Facebooktwitter

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.