مقالات پربیننده

خانم آناگومز نماینده پارلمان اروپا خواستار اخراج فرقه رجوی شد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت دوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی امروز باید گفت آنچه را که فردا گفتنش دیر است

قسمت دوم: گفت و شنود با فرشته هدایتی: افشاگریهای فرشته هدایتی در مورد فرقه رجوی

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

سیامک نادری مرگهای مشکوک فرقه رجوی را افشا میکند

کشتن و سربه نیست کردنهای فرقه رجوی

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

فعالیت های ما در تصویر

افشاگری مشاور عالی مریم رجوی در مورد فرقه رجوی

 

در بزرگترین بزنگاههای تاریخ ایران “مسعود رجوی ” خاموش است: بقلم میلاد آریایی

سال ۱۳۹۶- ۱۳۹۷ سالهای پر  التهابی در تاریخ جمهوری اسلامی است. یکبار دیگر تمامی چشم ها به این نقطه از خاور میانه جلب شده است .

خرداد ۱۳۹۶ که حسن روحانی به عنوان رییس جمهور ایران انتخاب شد ، مسعود رجوی که زمانی برای رهبران ایران چون خامنه ای و رفسنجانی نامه می نوشت و خود را با امضای ” حقیر” اعلام می نمود در آن شرایط هرگز سخنی نگفت .

حال در خرداد ۱۳۹۷ هم که ” مایک پامپو” وزیر امور خارجه آمریکا دستورات ترامپ را در ۱۲ شرط جلوی روی ایران گذارده و میخواهد این بار بطور مستقیم و نه به همراه ۵ کشور اروپایی دیگر با ایران مذاکره کند همچنان ” مسعود رجوی ” خاموش است .در جایی که قاعدتا می بایست عرض اندامی نشان میداد و با دهها بلوف مجاهدی و قمپز سیاسی آین حوادث پیش رو  را به اسم خودش و تشکیلات اش در دنیای سیاست ، نقد میکرد . 

اما داستان چیست ؟ رجوی سالهاست که خاموش شده است هم به “لحاظ سیاسی” و هم به “لحاظ فیزیکی” آخرین موضع گیری های او فکر کنم به آبان ماه ۱۳۹۴ بر میگردد و پس از آن هرگز هیچ پیام صوتی نیز از وی منتشر نگردید یعنی رجوی نبود که منتشر گردد.

بعد از این تاریخ هم مدتی تا قبل از مرگ ” محمد علی جابر زاده ” که بسیار قصی القلب و در عین حال چاپلوس که در مورد  نزدیکترین یارانش نیز رحمی نداشت ، مطالبی را از جانب  وی  به فرموده منتشر  و به اسم  “مسعود  رجوی ” در  تلویزیون آنان خوانده میشد چرا محمد علی جابر زاده اصلی ترین فردی بود که به همراه “محمد علی توحیدی” سخنرانی های رجوی را تنظیم میکرد .

حال اکنون محمد علی توحیدی هم قرار نیست از جانب “مسعود  رجوی ” دروغ تحویل هوادارانش بدهد. چرا که خط مجاهدین و ” مریم رجوی ” مشخصا این است که از  رهبر تاریخی شان کمتر سخنی به میان آورده شود .

اگر  دقت کرده باشید ، از جانب برخی نئو محافظه کاران آمریکایی چون ” جان بولتون” که به کاخ سفید دعوت شده است ، قرار است مریم رجوی  روی میز ” ترامپ” بغلطد و طوری سر داده شود که با رقص بابا کرم شاید دل آنان را ببرد.

آنان میخواهند  در غالب کاریکاتوری مشمئزکننده و بسیار آبکی نقشی چون ” ترزا می ” در انگلستان و شاید ” هیلاری کلینتون ” شکست خورده در  انتخابات آمریکا ، برای( مریم رجوی) در این نقطه از خاور میانه در نظر بگیرند یعنی این طرح شاید نظریه خام و بسیار کودکانه قسمت کوچکی از نئو محافظه کارآن در باره کشور ایران است. 

اشتباه تاریخی که مردم ایران را از چاله به چاه نابودی سرازیر خواهد کرد . البته که در این میان سازمانهای امنیتی بویژه سازمان سیا  در آمریکا از ناکارآمدی و درجه منفوریت مجاهدین در ایران آگاهی دارند و دلیل این منفوریت هم به ایدئولوژی و اندیشه ارتجاعی آنان برمیگردد و گل سرسبد آن چیزی نیست جز وابستگی به عراق  آن هم در زمان جنگ مستقیم با ایران .

البته بسیار بسیار بعید میدانم مجاهدین بتوانند سر سیاست مداران آمریکایی را شیره مالیده و خر مراد قدرت را سوار شوند و قطعا حاکمان کاخ سفید بویژه در برخورد با کره شمالی نشان دادند  که بسیار هوشیارند و روی اسب مرده و کسانی که دست شان حداقل در سالیان گذشته آلوده به خون مستشاران آمریکایی است را نپذیرند .

به هرصورت در شرایطی قرار گرفته ایم که مریم رجوی بایست ” رو و شفاف ” بازی کند و اینجاست که نقش تاریخی جداشدگان از این جریان برای آینده ایران بارز و مشخص تر میشود . نقشی که در مسیر تاریخ ایران نمیتوان آن را نادیده گرفت .رجوی این را بایست سالها پیش می فهمید که با جداشدگان خویش این نکند که تاکنون کرده است . 

ولی آیا مجاهدین قدرت درک این موضوع را داشتند که بفهمند که جریان یا افرادی که از آنان به خوبی یا درد جدا میشوند سینه شان پردرد و قلب شان شکسته از این همه خیانت است ، آن هم از جانب کسی چون مسعود رجوی که به شهادت تمامی جدا شدگان و اعضای سالهای نخستین انقلاب حاضر بودند برای “رجوی” جان بدهند و یکی از آنها خود من که بیش از بیست سال را با آنان شب و روز سپری کردم .

پس این نقش تاریخی و  محتوایی در شناخت شفاف مجاهدین به قیمت از دست رفتن جان و جوانی و شادابی و زندگی این جوانان که برای آزادی ایران در این خاک قد کشیدند تمام شده است ولی ناجوانمردانه این مجاهدین بودند که هستی شان به نیستی بدل  کردند ، ولی ما پذیرفته ایم که این بهای سنگین را بشکل نقد برای مردم و آینده درخشان آنان پرداخت کنیم کما اینکه تاکنون چنین کرده ایم .

————————–

هدف ترامپ با خروج از “برجام” مذاکره مستقیم با ایران است نه ” سرنگونی”

همانطور که پیش بینی میشد دولت ترامپ از ” برجام” خارج و تعهدات داده شده را محترم نشمارد . ازسویی دیگر  همانطور که در مقاله گذشته مطرح نمودم ، شکاف بین اروپا و آمریکا در پی خروج از برجام به شکلی که تاکنون سابقه نداشته است، عمیق و عمیق تر شد.

ولی هدف از گرد و غبار پدید آمده خروج آمریکا از ” برجام” خیلی زود توسط خود ترامپ مشخص شد . ترامپ فردای خروج در دولت خود اعلام کرد خواهان آمدن ایران پای مذاکره است، مذاکره ای که با زور و در عین حال آبروریزی برای ایران همراه باشد.

به این ترتیب برنامه ریزی آمریکا شروع “جرقه و جنگ ”  جدید در خاور میانه نیست و این به نفع مردم ایران است و خوشبختانه حکومت تهران هم فعلا ” بدنبال ” جنگ” نیست و این موارد ذکر شده برای مجاهدین خبر بسیار ناگواری است چون آنها پیوسته بدنبال “جنگ و خشونت” در منطقه خودشان را کوک و دیگران را هول میدهند .

در این تردیدی نیست که هر گونه جنگ و جنگ طلبی مخاطرات جدی برای جنبش عدالت خواهی مردم ما در بر خواهد داشت و ویرانی زیر ساخت های اقتصادی ایران در پی بمباران و غیره تا سالیان میهن ما را عقب خواهد برد. 

اینطور به نظر میرسد آمریکا و ترامپ بدنبال الگویی مانند کره شمالی برای ایران هستند و عقب نشینی کامل این کشور که تعجب همگان را برانگیخته است را دنبال میکنند . آیا واقعا ایران کشوری چون کره شمالی است ؟ و آیا آمریکا در این رابطه موفق خواهد بود ؟

همین که آلان آمریکا به همراهی دیوانه ای چون ” بولتون” بدنبال جنگ در ایران نیست فرصت های طلایی را پدید می آورد.البته بشرطی که ایران پیام نهفته در خروج از ” برجام” را بگیرد و از این تهدید واقعی یک فرصت بسازد . در دنیای سیاست هیچ چیزی غیرممکن نیست فقط زمان وقوع حادثه ، جلو و عقب میشود .

یادتان هست قرار بود ما تا خانه آخر در تهران پای جنگ ایران و عراق بمانیم و جنگ را ادامه دهیم  ولی شرایط که عوض شد سر از قرارداد ۵۹۸ در آوردیم ، چیزی که در آن دوران مطلقا غیرممکن می نمود.

نتیجه اینکه ” برجام اروپایی” و فرصت ۶۰ شصت روزه ایران به اروپا فکر نمی کنم گره ای از ایران باز کند و اروپا بین ایران و آمریکا نهایتا آمریکا را انتخاب میکند . ولی اشتباه محاسبه ترامپ با همراهی ” بولتون” هواخواه مجاهدین این است که فکر میکنند شاید اینطوری راحت تر میتوانند ایران را سر میز مذاکره و اگر نشد مجاهدین را در ایران به قدرت برسانند . 

خواب پنبه دانه ای که هرگز تعییر نخواهد شد چون میزان منفوریت و دلزدگی مردم ایران از مجاهدین وابسته به هر اجنبی را درست ارزیابی نکرده اند . بنابراین ۶۰ روز آینده روزهای مهمی هم برای ایران و هم برای اروپا و مهمتر برای حضور آمریکا در خاور میانه خواهد بود . 

زمان آن رسیده است که در جریان تحولات خاور میانه آمریکا اینقدر دور و بر مجاهدین رسوا شده عام و خاص نگردد چون آنطور اندک حمایت لفظی مردم ایران از آمریکا را هم از دست خواهد داد . مردم مشکل دارند ، خیلی هم دارند ولی قرار نیست از چاله دربیایند بیفتند توی چاه ؟! 

مجاهدین با توجه به رویکرد وابستگی به بیگانگان  و عملکرد عقب مانده در سرفصل های تاریخی و غیر دمکراتیک  بودن در تمامی سرفصل ها بشکلی تمام عیار عقب ماندگی سیاسی خود را حداقل طی چهل سال گذشته در ایران به نمایش گذاشته است ، جایگزین قابل قبول مردم ایران نیستند .

آمریکا اگر نمی داند ، بداند و سعی کند بفهمد که حضور مجاهدین در ایران ، یعنی یک “کره شمالی” دیگر در خاور میانه که همگی با  روسری های قرمز و لباس های یونیفرم سبز رنگ ، یکدست  مثل ” روبات “در جلوی عکس مسعود و مریم رژه میروند و مثل کره شمالی هدف شان تنها  قدرت موروثی همچون “کره شمالی ” در ایران است و این یک گام عقب تر از سلطنت و سلطنت طلبی در ایران است که چهل سال پیش در 1978 میلادی در ایران به خاک سپرده شد . 

میلاد آریایی

از وبلاگ مزرعه خوبی ها

به اشتراک بگذارید
Facebooktwitter

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.