مقالات پربیننده

خانم آناگومز نماینده پارلمان اروپا خواستار اخراج فرقه رجوی شد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

افشاگریهای خانم سلطانی در رابطه مسعود رجوی با زنان مجاهد

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت سوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت دوم: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی امروز باید گفت آنچه را که فردا گفتنش دیر است

قسمت دوم: گفت و شنود با فرشته هدایتی: افشاگریهای فرشته هدایتی در مورد فرقه رجوی

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

سیامک نادری مرگهای مشکوک فرقه رجوی را افشا میکند

کشتن و سربه نیست کردنهای فرقه رجوی

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

فعالیت های ما در تصویر

افشای پولشویی های فرقه رجوی

 

مریم رجوی ننگ زنان درتاریخ ایران هستند

سیامک نادری

خبرفوری به مردم ومریم رجوی ) بازتاب انتشار خبرمهدی افتخاری… راکشتند

( بلافاصله پس ازانتشارخبر:» مهدی افتخاری( فرمانه فتح ا هلل- فرمانده و طراح پروازبنی صدرورجوی به پاریس) راکشتند

« درسایت حقیقت مانا وفیسبوک من، یکی ازدوستان عزیزجدا شده ازسازمان، خبری درواتساپ به من داد:» و البته کاظم نعمت اللهی که مظلومانه بعلت نیاز به پیوند کلیه داشت و مستمر دیالیز می شد و تا وقتی که به نقطه برگشت ناپذیر رسید بحث دادن کلیه شد…

گفتم :«تو بنویس که سریع بذارم کنارمهدی افتخاری»

دوستم گفت:«تا یک ساعت دیگه میفرستم» وساعت ۷ شب فرستاد.

نوشته دوست عزیزم که با ایمیل ارسال شد است و نامش را نمی توانم بیاورم، ذیلا می آورم:

در مورد کاظم نعمت اللهی واقعیت این است که من زیاد نمی دانم . فقط چیزهایی که شنیدم یا بعضا دیدم را می نویسم . یک مدتی من مسئول او بودم . چون من توی ستاد بودم و به ارتش آمدم ، واهمه داشت با من حرفهایش را در میان بگذارد . اما بعد که اعتماد کرد و دید خودم هم مساله دارم ، شروع به صحبت کرد . او اسیر جنگی بود و روزهای اول جنگ فکر کنم در خرمشهر اسیر عراقی ها شد و بعدا به سازمان پیوست .

از همان نفرات اسیری بود که قبل از پیوستن به سازمان در فروغ امتحان پس دادند . نفر بسیار عاطفی بود و تلاش می کرد خودش را با ضوابط تشکیلات وفق دهد . بعد از انقلاب هم همین رویه را داشت و هنوز مسائل برایش جدی نبود . خروج از اردوگاه عراقیان و آمدن به مناسبات که همه چیز برایش فراهم بود ، ذهنش را از درگیری های تشکیلاتی – ایدئولوژیک دور کرده بود .

اما بمرور زمان او هم نتوانست شرایط موجود را هضم کند . زمانی که بحث های عملیات جاری و فردیت شکنی شروع شد ، از او مثل سایر افراد خواستند که خودش را با تولید فاکت های دوران کودکی – و بویژه جنسی – در درون جمع در تشکیلات ذوب کند ، اما این سخت ترین کاری است که ممکن است او که – نه ایدئولوژی سازمان را می شناسد و نه به آرمان سازمان اعتقاد قلبی دارد – انجام دهد .

بهر حال همانطوری که خودت هم می دانی مجبورش کردند تن بدهد به اینکه در دوران کودکی فلان و فلان کار را کرده است . و این ضربه روحی بود که به او وارد شد و همیشه احساس می کرد که سرش پائین است . بهر حال گذشت و تا زمان اشغال عراق من زیاد او را نمی دیدم . بعد از سرنگونی صدام ، او مثل سایرین جرئت پیدا کرد و موضع می گرفت و موضع اصلی اش هم بیهوده بودن ماندمان در عراق بود . او مستمر می گفت ما بالاخره در اینجا دفن می شویم . فکر کنم یک سال یا کمتر از اولتیماتوم عراق برای زدن مقر در اشرف ، یک نشست توجیهی در سالن اجتماعات اشرف برقرار شد و مسعود رجوی اسکایپی یا صوتی نشست را اداره می کرد .

من بیرون محوطه نگهبانی می دادم که او را دیدم . دفترچه ای در دست داشت و مشغول حفظ کردن لغات انگلیسی بود . در این زمان اولین بار بود که از درد کلیه اش به من گفت و وقتی پرسیدم دکتر رفتی گفت در این شرایط دکتر متخصص کجا پیدا می شود . باز تا مدتها او را ندیدم . زمانی که او را دیدم خیلی نحیف و تکیده شده بود .

او به من گفت به او گفته شده که باید عمل کلیه انجام بدهد ولی مسئولین به او گفته اند که عراقی ها نمی گذارند کسی از اشرف خارج بشود . دیگر او را ندیدم تا اینکه از یکی از دوستان نزدیکش که رسیدگی به او را در بیمارستان اشرف دنبال می کرد ، شنیدم که او دیالیز می کند .

هفته ای دو روز به بغداد می رود تا دیالیز انجام دهد . بعد از مدتی توی یگان ها خبری پیچید که ” چه کسی آماده است برای کاظم کلیه بدهد ” نفرات زیادی داوطلب شده بودند ولی بعد از یک هفته گفته شد که او فوت کرده است .

دوستی که وظیفه رسیدگی به او را داشت گفت از مدتها قبل دکترای عراقی به مسئولین سازمان گفته بودند که باید کلیه پیوند بزند و گرنه خواهد مرد . اما زمانی بحث دادن کلیه مطرح شد که بدن او کاملا ورم کرده و دیگر دیر شده بود . همین نفر می گفت که سازمان از یکی دیگر هم راحت شد .

مورد بعدی محمد حمادی است که همه می دانند و کلیپ آن تو یوتیوب است . تمام اینک به سایت مجاهدین می رویم:

 

شغل شریف فرقه رجوی کشتن مجاهدین

فروش آن در بازار سیاست بعنوان شهید توسط  مریم رجوی

سایت سازمان مجاهدین خلق ایران:

تسلیت بهمناسبت درگذشت مجاهد صدیق اشرفی کاظم نعمت اللهی· 

خانم مریم رجوى صبح امروز مجاهد صدیق کاظم نعمتاللهی بر اثر محاصره و فقدان امکانات پزشکی برای درمان، در اشرف درگذشت. فقدان دریغانگیز این مجاهد صدیق اشرفی که تا آخرین نفس در برابر شقاوتبارترین محاصره و محدودیتهای ضدانسانی خروشید و ایستادگی کرد و سند دیگری از صبر و صلابت و پایداری حماسی اشرف است را به مجاهدان اشرف، به راهبر مقاومت، به خانواده بزرگ مقاومت و به خانواده نعمت اللهی تسلیت میگویم. ممانعت عمدی دژخیمان تحتامر مالکی از معالجات در دسترس، مانند دیالیز و عمل تعویض کلیه، بیانگر این واقعیت غیرقابل انکار است که درگذشت کاظم نعمت اللهی، یک قتل عمدی و یک جنایت جنگی دیگر علیه افراد حفاظتشده است که مسئولیت مستقیم آن برعهده مالکی است و باید به همین خاطر، مورد رسیدگی و پیگرد بینالمللی قرار بگیرد. سلام بر مجاهد صدیق و اشرفی سرفراز و مقاوم، کاظم نعمت اللهی که با عزمی جزم و خلل ناپذیر به مجاهدت در راه رهایی مردم و میهنش برخاست و در سالهای پایداری پرشکوه اشرف به ویژه در ماههایی که بر روی تخت بیمارستان میخروشید، به عهد ایستادگی برای آزادی مردم و میهنش وفا کرد. همین خروش پایداری و صبر و فدا و پاکبازیهاست که رهایی ایران و ایرانی از ستم و سرکوب فاشیسم مذهبی را تضمین میکند.

همین خبردرسایت مریم رجوی هم آمده است

عربية تسليت به مناسبت درگذشت مجاهد صديق اشرفي كاظم نعمت اللهي

08 1390 ,خرداد

صبح امروز مجاهد صديق كاظم نعمت اللهي بر اثر محاصره و فقدان امكانات پزشكي براي درمان، در اشرف درگذشت. فقدان دريغ انگيز اين مجاهد صديق اشرفي كه تا آخرين نفس در برابر شقاوت بارترين محاصره و محدوديتهاي ضد انساني خروشيد و ايستادگي كرد و سند ديگري ازصبر و صلابت و پايداري حماسي اشرف است را به مجاهدان اشرف، به راهبر مقاومت، به خانواده بزرگ مقاومت و به خانواده نعمت اللهي تسليت مي گويم. ممانعت عمدي دژخيمان تحت امر مالكي از معالجات در دسترس، مانند دياليز و عمل تعويض كليه را ، بيانگر اين واقعيت غير قابل انكار است كه درگذشت كاظم نعمت اللهي ، يك قتل عمدي و يك جنايت جنگي ديگر عليه افراد حفاظت شده است كه مسئوليت مستقيم آن برعهده مالكي است و بايد به همين خاطر، مورد رسيدگي و پيگرد بين المللي قرار بگيرد. سلام برمجاهد صديق و اشرفي سرفراز ومقاوم، كاظم نعمت اللهي ، كه با عزمي جزم وخلل ناپذير به مجاهدت در راه رهايي مردم وميهنش برخاست و درسالهاي پايداري پرشكوه اشرف به ويژه در ماههايي كه برروي تخت بيمارستان مي خروشيد، به عهد ايستادگي براي آزادي مردم وميهنش وفا كرد. همين خروش پايداري و صبر و فدا و پاكبازي هاست كه رهايي ايران و ايراني ازستم وسركوب فاشيسم مذهبي را تضمين ميكند. ویدئو کلیپ دریوتیوپ را هم چک کردم زیرا میدانستم که برای کاظم هم چنین برنامه ایی تولید کرده اند. درعرض بیش از ۶سال، ۳۱ بیننده داشته است. درآورد است اما، حداقل ازآماربینندگان رهبری عقیدتی ومریم رجوی بیشتراست!.

ویدئو کلیپ هم دریوتیوپ :

شهادت مجاهد اشرفي دیگر در محاصره ظالمانه پزشكي اشرف 2 دراین ویدئوکلیپ هیچ فیلمی ازکاظم نعمت اللهی درطی ۲۲ سال حضورش درتشکیلات سازمان مجاهدین وجود ندارد؟. اما بهنگام بیماری ازاوفیلم گرفته اند. کاظم طبق معمول همه فیلمهای تولیدی … عکسی ازرجوی ومریم نشان میدهد وهمان شعارهای سازمان را میدهد:

 

اگرمادری را یافتید که اینچنین فرزندان خودش را به کشتن بدهد وبیماریشان هم وسیله ای برای سازمان وتبلیغات سیاسی سفره مریم رجوی درخارجه باشد، به ما معرفی کنید، تا بگویم اینان«ننگ زنان درتاریخ ایران هستند». ودرچنین ننگی مریم یکتا وبی همتا است!. روزی که همه جنایت ها وفساد مریم رجوی را روشنگری کنم ودوستان دیگرهم بکمک بیایند. نام مریم رجوی بعنوانزنی که « ننگ زنان در تاریخ ایران» نام برده خواهد شد.

 

داغان کردن صورت محمدتاج محمد گل

خاطره ایی ازکاظم نعمت اللهی روزی درلشگر ۴۰ مقرخودمان) قبل ازسال۱۳۷۴ -دقیق یادم نمی آید( شنیدم. کاظم نعمت اللهی بدلیل اینکه تاج محمد) تاج محمد گل چشمه( درباره تشکیلات یا رجوی حرف نامربوطی زده، با مشت به جان اوافتاده وصورت تاج محمد را داغان کرده است. مسئولین گفتند:» اینکاراشتباه بوده« اما چیزی به کاظم نگفتند ودرخفا ازاوهم تعریف کردند. من بطورخودجوش نزد تاج محمد درآسایشگاه رفتم وصورتش وچشمانش باد کرده بود…، حدود ۲ساعت ازبرخورد غلط کاظم و زندانها وشکنجه های زنان ومردان صحبت کردم. تا تاج محمد را قانع کنم که چنین کاری اشتباه است، ومعذرت خواهی کردم ازچنین عملی. تاج محمد درهمان ابتدای صحبت ام ازاشتباه چنین امری وبازگویی خاطرات زندان وشکنجه ها،ومقاومت ها… به من گفت:»من فراموش کردم مهم نیست…« آنقدردراین ۲ساعت با اوصحبت کردم تا خندید. وبعد همه چیز را به گردن رژیم وجنایاتش انداختم وگفتم این فرهنگ چماقداری رژیم است که چنین عمل می کنند و…، مسئله خاتمه یافته تلقی شد.

تاج محمد گل

تاج محمد گل

به مسئولین هم گزارش دادم. اما کاظم ازعملی که انجام داده بود پشیمان نبود. تاج محمد هم ازاسیران جنگی ایران وعراق بود، که درسری های آخربه سازمان پیوست. اوترکمن بود ونجابت خاصی داشت.هیچ کس صدای اورا نشنیده بود، اساسا مین نجابتش اورا دردسته خواهران وتوپچی یا فشنگذار تانک خواهران ًحرف نمی زد…، بدلیل ه می گذاشتند.

تاج محمد هم پس ازسرنگونی صدام ازسازمان جدا شدو به ایران رفت وبا انجمن نجات هم مصاحبه کرد. من تمام مصاحبه ها و…را خوانده ام ودرباره تمامی افراد اطلاعات جمع میکردم. وقتی خواندم ازدواج کرده وعکسی هم باهمسرش انداخته، گفتم:» حتماً کسی انتخاب می کند مشابه خودش، عکس را که دیدم، همان بود که می پنداشتم.«: کاش رجوی فقط برای رژیم انجمن نجات درست می کرد!، آثار وعواقبش کمتر ازآنی بود که درتمامت جنبش ومقاومت مردم ضربه ایی چنین مهلک برسازمانیافته ترین نیروی مبارزتاریخ ایران وارد آورد. به مریم رجوی می گویم، نه تنها نمی توانی مانع روشنگری من شوی ومهارم کنی!، بلکه آواری ازجنایت را، درآینده اززبان کسانی خواهی شنید که پس ازمن به میدان می آیند…، گفته بودم که این آغازی است ونه پایان!. روانپریشان ودیوانگان چونین اند!. ومن به دیوانگی هایم افتخارم می کنم.

دیوانه یعنی عاشق!.

سایت حقیقت مانا ۲۵ اسفند ۱۳۹۶ – سیامک نادری

 

به اشتراک بگذارید
Facebooktwitter

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.