خانم آناگومز نماینده پارلمان اروپا خواستار اخراج فرقه رجوی شد

سیامک نادری مرگهای مشکوک فرقه رجوی را افشا میکند

کشتن و سربه نیست کردنهای فرقه رجوی

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

شهادتهای هولناک از ماهیت فرقه رجوی توسط علامه الحسینی مشاور مریم رجوی

شهادتهایی عینی از تشکیلات فرقۀ رجوی توسط علامه الحسینی مشاور مریم رجوی

فعالیت های ما در تصویر

مقالات پربیننده

افشاگری به کشتن دادن حسن جزایری از دانشجویان هوادار رجوی

 

مریم رجوی، فروپاشی انفجاری فرقه اش و موضع گیری احمد تاجگردون

آقای احمد تاجگردون از فرماندهان جدا شده از فرقه رجوی

آقای احمد تاجگردون از فرماندهان جدا شده از فرقه رجوی

 

این روزها انتشار لیستی از فرماندهان فرقه رجوی که با رسیدن به دنیای آزاد و طبعا ترک برداشتن دیوارهای آهنین اختناق و سرکوب فرقه ای سابق در لیبرتی و اشرف از آن جدا میشوند به مقوله روزمره ای تبدیل شده است. آقای داود ارشد  نیز در تشریح و تبیین خروج از عراق آنرا آخرین میخ بر تابوت فرقه رجوی خواند همین را پیش بینی کرده بود.

 

 

اما در چند روز اخیرا لیست جدیدی از جداشدگان از فرقه رجوی منتشر شد که بعضا  سوابق عضویتی 39 ساله دارند. از جمله آنها احمد تاجگردون که از زمان دانش آموزی در ایران جزء فرماندهان میلیشیا ها بوده است و بعد ها نیز یکی از بهترین و محبوبترین فرماندهان این تشکیلات بود است.

 

 

و در همین سالها نیز جز کسانی بوده است که در اشرف جلو داری میکرده است  … و دیوارهای دفاعی این فرقه محسوب میشده است. که در ویدئو کلیپ زیر قابل مشاهده است.

 

 

احمد تاجگردون عطف به اینکه از دوران نوجوانی (اول نظری) در فاز سیاسی فعالیت سیاسی خود را در تشکیلات سازمان مجاهدین آغاز کرده و ادامه داده اند. و هیچ آموخته سیاسی جز آنچه مسعود رجوی طی دهه ها در جلسات مغزشویی هایش به آنها القاء کرده ندارند. همواره از او طبق فرهنگ و سنت تشکیلاتی بعنوان فرزند سازمان یاد شده ا ست. این فرهنگ را در فرقه رجوی در مورد کسانی بکار میبردیم که استخوانبندی فکری و فرهنگی و مبارزاتی آنها اساسا در درون سازمان شکل گرفته بود. و یا گفته میشد که در رگهایشان خون سازمان جاری است. از جمله این افراد سیامک نادری است که از سال 57  فعالیت، دستگیری و زندان داشته و طبق فرم فرقه رجوی که منتشر کرده است در زمان دستگیریهای سال 60 اول نظری بوده است.

سیامک نادری

سابقه مبارزاتی سیامک نادری طبق فرم فرقه رچوی از زمان دانش آموزش شروع شده

 

البته مسعود و مریم رجوی بعنوان راهزن خون و دارو و ندار مجاهدین و مبارزین آنرا به جاری بودن خون مسعود رجوی و مریم رجوی در رگ اینگونه اعضا ترجمه میکردند. باید همینجا اضافه نمود که، اینگونه واژه بندیها و تلاشها جهت  آلوده کردن ها توسط فرقه رجوی، هیچ اثری بر سوابق و پاکی انگیزه های اینگونه مبارزین که طی چهار دهه توسط این زوج منحوس با اعتمادی که بدانها میشده است در راستای بقدرت رسیدن به هر قیمت  در خدمت منافع رژیم های دیکتاتور  همچون رژیم صدام حسین و رژیم قرون وسطایی عربستان و هارترین جناحهای آمریکا و اخیرا نیز در خدمت یک انسان نمای ماقبل تاریخ بنام “تر”ررامپ علیه مردم ایران و عالی ترین منافع آن به بردگی برده شده و استثمار شده اند ، ندارد.

 

 

بنده بدلیل مسئولیتهای خودم همواره از سال 1361 در جریان وضعیت فرماندهان سازمان قرار میگرفتم و باید اذعان  کنم که همواره احمد تاجگردون ضمن اینکه در جریان پاکسازیهای رژیم به کردستان و سپس به عراق آمد به گواهی همه ما اعضای ستادها و مسئولین سازمان بعنوانی یک عنصر انقلابی و مستحکم در مبارزه بوده است. رشادتهای او در تمامی ماموریتها از انواع آن از همان سالهای 1360 چنان بوده است که در بررسی ماموریتهای سخت احمد تاجگردون بعنوان یکی از کاندیدهای اصلی مطرح میشده است و همواره در سالهای اخیر نیز در تیمهای حفاظت خود مسعود و مریم رجوی و … جزء نفرات اول انتخاب بود و بعضا تحت فرماندهی این قلم کسانیکه باید در جلسه ای که مسعود و مریم حضور داشتند، شرکت میکردند را کنترل و بازرسی بدنی میکرده است و مجوز ورود میداده ( بدلیل موج گسترده مخالفت با سرکوبهای درون تشکیلاتی این زوج منفور و  آگاهیشان از نفرتی که ایجاد کرده بودند جرات حضور در میان مجاهدین را نداشتند)، هیچگاه سستی و تزلزلی در او دیده نشده، بلکه همواره تیم و نیروی تحت فرماندهی خود را به بهترین شکل نیز هدایت میکرده است. از اینگونه فرماندهان بسیار از سازمان جدا شده اند و سکوت اختیار کرده اند.

آنچه همگان باید بدان توجه خاص و ویژه کنند:

عطف به اینکه اینگونه عناصر چهار دهه استقامت، پایداری، رشادت در مبارزه  در راهی که فکر میکرده اند درست است و رهبران صادقی همچون خودشان، عاری از قدرت پرستی، دروغگویی، با صداقت انقلابی، استقلال طلب، آزادی خواه آنها را هدایت میکنند. سخترین، پیچیده ترین و خطرناکترین شرایط مثال زدنی مبارزاتی دوران معاصر جهان را در زیر سرکوب شدید و اعدامهای سالهای 60، جهنم (با دماهای 60درجه سانتیگراد) عراق، زیر بمبارانهای هوایی بی سابقه در تاریخ توسط ائتلاف، حملات هوایی رژیم، موشک و خمپاره بارانهای پایگاههای مرزی، اشرف و لیبرتی، عملیاتهای مرزی و شهری حتی علیه مردم خود که در هر ثانیه فرد با مرگ دست و پنجه نرم میکند را تحمل کرده  و به پیش برده اند و از خود رشادتهایی بخرج میدهند که تحسین کردنی است.

 

وقتی از ظرف خود جدا میشوند بر خلاف آنچه که مسعود رجوی با هوشیاری ضد انقلابیش از تجارب سالهای 1354 و اقتباس از استالین و…. آنها را بریده مزدور مینامد نیستند، بلکه این پدیده خونریزی از شریانهای حیاتی از پیکره فاسد و سرطانی یک تشکیلات بغایت مافیایی است که دیگر حتی گلوبولهای سفیدش نیز علیه خودش بحرکت درآمده است.  

 

 

 

بعد از انعکاس جدا شدن تعداد جدیدی از فرماندهان و انعکاس آن در سایتهای متفاوت این تشکیلات که طبق تجارب خودمان و گزارشات دیگر جداشدگان تلاش میکند کنترل جدا شده را در دست داشته باشد تا حقایق درون فرقه را بیرون نریزد به احمد تاجگردون مراجعه کرده و روی زمینه ای که بیش از 39سال است کار میکند که هر کس علیه سازمان حرفی بزند رژیم سوء استفاده میکند پس نباید هیچ کس حرفی علیه سازمان بزند به وی فشار آورده و او را وادار کرده است که موضعگیری کند والا همه عایدی و آپارتمانی که برایش تامین کرده اند را خواهند گرفت. در این موضع گیری به او دیکته کرده اند که جدا شدگان  دیگر را ترور سیاسی کند، موضعش را نسبت به رژیم روشن کند، و سازمان را بعنوان تنها مبارز و آلترناتیو و… معرفی کند. و سپس تلاش کرده اند موضعگیری احمد تاجگردون را بعنوان اثبات مزدوری دیگر جدا شدگان و منتقدین خود قلمداد کنند.

 

اما حقیقت چیست؟

 

 

توجه کنید:

 

احمد تاجگردون در همین اطلاعیه کوتاهش با هوشیاری بسیار همه شعارهایی که باید جهت قطع نشدن عایدی خودش میداده را داده ولی مادر همه حرفها را به آشکار ترین شکل زده است.

 

««تصمیم شخصی من طبعاً ربطی به کسی ندارد، اما کماکان و در هر شرایطی بیشترین احترام و تقدیرم را برای سازمان مجاهدین‌خلق ایران و مبارزه‌اش قائل هستم. مبارزه‌ای که طی سالیان طولانی، بی‌وقفه و در سخت‌ترین شرایط، برای سرنگونی جنایتکاران فاسد حاکم بر میهنم ادامه داشته است.

این نقطه مشترک و مرز جدایی بین قربانی و جلاد و مردم‌ایران با رژیم حاکم و همه مزدبگیران داخلی و خارجی آن است.

به همه لاشخورهای سیاسی که رؤیای انهدام سازمان مجاهدین‌خلق ایران را دارند میگویم که روزگار رژیم آخوندی به سر آمده و درنهایت و در هر وضعیت محتملی این مردم‌ ایران هستند که در یک انتخابات آزاد، انتخاب مطلوب خود را خواهند کرد و این انتخاب هر چه که باشد، مبارک است. چرا که بعد از تجربه شاه و خمینی طبعاً انتخابی درست و دقیق است.

مردم‌ ایران پس از ۴۰ سال تحمل رنج و درد و سرکوب و داغ و فراق و فقر و گرسنگی شایسته آزادی هستند. به امید آن‌روز.»»

 

 

همین چند خط که احمد مجبور شده بنویسد خود بزرگترین گواه بر باطل بودن این فرقه ننگین است و تائید سند ویکیلیکس مبنی بر جایگاه فرقه رجوی در میان مردم ایران است.

 

 

 

چکیده اطلاعیه احمد تاجگردون:

من از سازمانی که از نوجوانی هستی ام را در آن گذاشته ام جدا شده ام.

فعلا در مورد سازمان دست به افشاگری نمیزنم.                      

مبارزه ام طی سالیان طولانی، بی‌وقفه و در سخت‌ترین شرایط ادامه داشته است. (قطعا در آلبانی هیچ سختی ای نیست چون مبارزه ای نیست)

روزگار رژیم بسر آمده.

 

هر انتخابی مردم ایران برای آینده ایران بکنند همان دقیق و درست است و بنده نیز آنرا تائید میکنم و نه چیز دیگر را.

 

 

این جمله آخر احمد تاجگردون تنها موضع واقعی خود اوست و آن این است که ای جهانیان بدانید

«« مردم‌ ایران پس از ۴۰ سال تحمل رنج و درد و سرکوب و داغ و فراق و فقر و گرسنگی شایسته آزادی هستند»»

 

من همه انتخابهای مردم ایران را برسمیت میشناسم ولی مبادا سازمان مجاهدین را انتخاب کنید. 

 

چـــرا؟ـ

چون:

 

الف: بعد از سپری کردن تمام عمرم در سازمان،  آنهم در سخترین شرایط بعد از هزاران بار در دهان مرگ رفتن و برگشتن به محض اینکه توانستم حرف آزادنه بزنم و انتخاب آزادانه ای بکنم بقیمت نابودی تمام سرمایه زندگی شخصی-مبارزاتی و سیاسی و … از آن جدا شدم.

 

 

ب: مهمتر اینکه توصیه نکردم که مردم ایران باید همین مجاهدینی که مجبورم فعلا بنویسم  برایش احترام قائل هستم رای بدهند و یا انتخاب کنند. آنهم به مردمی که چهل سال است برای زندگی بهتر و آزاد آنها جانم و هستیم  را فدای آنها کرده ام.

 

 

ج: اگر آنطور که مریم رجوی به جهان القاء میکند این من هستم که از مبارزه بریده ام آیا دلیلی دارد که بعد از چهل سال فدا کردن همه چیزم برای مردم ایران بهترین انتخاب را برای آنها توصیه نکنم؟

 این یعنی صفر تا صد حرف همه کسانیکه ماهیت مسعود و مریم رجوی و فرقه مرگ و تروریستی او را شناخته اند و جدا شدگان است.

چون در حال حاضر در جهان فقط و فقط سعودیها، اسرائیل از طریق لابیهایشان در آمریکا، و هارترین جناحهای آمریکا و بعضی سیاستمداران کرایه ای عطف به حق الزحمه خود مجاهدین را توصیه میکنند و بس. 

مجمع تشخیص مصلحت فرقه رجوی

مجمع تشخیص مصلحت فرقه رجوی

بحثهای حاشیه ای! بسیار مهم!! دیگر که باید بدان توجه نمود اینکه:

ما به عقاید آقای احمد تاجگردون احترام میگذاریم و ایشان میتوانند هر عقیده ای و هر مسیری که میخواهند برای آینده خود انتخاب کنند. 

 

نباید از احمد تاجگردون که چهل سال است در بی خبری از جهان بسر برده است بتواند شناختی خارج از آنچه خود از فرقه رجوی تجربه کرده که منجر به خروجش شده است شناخت و تحلیل دیگری انتظار داشته باشیم. (مانند همه جدا شدگان دیگر در روزهای اول جدا شدن از جمله خود این قلم) 

نباید انتظار داشت که همه جدا شدگان مانند هم باشند و یک تفکر را دنبال کنند. مهمترین و کلیدی ترین و شاهکار همان بکارگیری جرات پریدن از آبشار جدایی است که بزرگترین افتخار هر عنصر مبارزی است. چون بعد از شناخت رجس زمانه (تشکیلات ننگین فرقه رجوی) هستی مبارزاتی خود را فدای مصلحت تشکیلاتی نمیکند و مردمش را به “مصلحتهای دورغین به نفع رژیم تمام شدن” نمیفروشد و از این تشکیلات وابسته به دشمنان مردم نه تنها ایران بلکه همه مردم تحت ستم جدا شده و فاصله میگیرد.

احمد تاجگردون تنها و تنها جزء بسیار ناچیزی از جنایات فرقه رجوی را که در دنیای بسته این فرقه توانسته شاهد باشد که همان را بدرستی بکارگرفته و  جدا شده است. فرصت میخواهد تا در دنیای آزاد از بقیه همرزمان سابقش بقیه پازل این رجس زمانه را در ذهنش تکمیل کند.

 

 

 

احمد تاجگردون ها و سیامک نادریها که دو روز است از فرقه در تیرانا جدا شده اند بزرگترین بینه ها و شواهد و تائید گفتار جدا شدگانی هستند که سالیان در حال افشای ابعاد  این رجس زمانه جهت تکمیل پازل آن برای مردم ایران و جهان هستند.

همگی میدانیم که از نظر فرقه رجوی احمد تاجگردون یک بریده مزدور خائن است و حکمش اعدام است. حکمی که تنها با یک انتقاد ساده آنهم نه مستقیم بلکه در مکالمه با دوست و همرزمش اگر مطرح میشد شامل حال همه ما میشد. چه برسد به جدا شدن.

قطعا از احمد تاجگردون همانند همه ما هزاران صفحه امضاء شده مبنی بر مزدور بودن و بریده بودن و چه و چه!! مریم رجوی در جیب دارد. بویژه هنگام خروج نهایی اش از او گفته شده است. ولی چون هنوز در مورد  سازمان دست به افشاگری نزده است سازمان علیه او بکار نگرفته است.

میدانیم که بسیاری از این فرزندان سازمان که خون سازمان در رگهایشان جاری بوده است از سازمان جدا شده اند ولی سکوت کرده اند که ناشی از این درک غلط مغز شویی شده در تشکیلات است که هر کس علیه سازمان حرف بزند بنفع رژیم تمام میشود نشات میگیرد.

ولی این دوستان توجه نمیکنند که مبارزه درون خلقی علیه انحرافات و آپورتونیسم و خیانت رهبران،  جزیی تفکیک ناپذیر از مبارزه برای مردم است. و کوتاهی در آن اتفاقا خیانت است آنهم نه به این فرد و آن فرد بلکه در حق مردم ایران و عالی ترین منافع آنها.

ز ح ر تیرانا آلبانی 

به اشتراک بگذارید
Facebooktwitter

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.