خانم آناگومز نماینده پارلمان اروپا خواستار اخراج فرقه رجوی شد

گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی۲ امروز باید گفت آنچه را که فردا گفتنش دیر است

افشاگریهای فرشته هدایتی در مورد فرقه رجوی

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

قسمت اول: گفت‌ و شنود با فرشته هدایتی ۳۲ سال در مناسبات و تشکیلات

افشاگریهای همخوابگیهای مسعود رجوی با زنان مجاهد

افشاگریهای همخوابگیهای مسعود رجوی با زنان مجاهد

سیامک نادری مرگهای مشکوک فرقه رجوی را افشا میکند

کشتن و سربه نیست کردنهای فرقه رجوی

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

فعالیت های ما در تصویر

مقالات پربیننده

افشای پولشویی های فرقه رجوی

 

وصیت‌نامه سهیل عربی در هفتمین روز اعتصاب غذای خشک


وصیت‌نامه سهیل عربی در هفتمین روز اعتصاب غذای خشک / من را در بند ۳۵۰ زندان اوین، اتاق یک، دفن کن

سهیل عربی زندانی سیاسی، که در هفتمین روز از اعتصاب غذای خشک به سر می برد طی ارسال یک فایل صوتی وصیت نامه خود را اعلام کرد و از همه دوستان خودش خداحافطی کرد


هیچ‌کس نیست که من را یاری دهد تا فریادی بر سر ظالمان شویم
روزی می‌رسد که سرزمین‌مان دیگر توسط پیشانی‌های ریاکار اداره نمی‌شود. من را در بند ۳۵۰ زندان اوین، اتاق یک، دفن کن

بدرود زندگی. نسترنم باور کن هر آنچه را لازم بود انجام دادم که باز گردم و زندگی‌مان را از نو بسازیم اما…

به روژانا بگو پدر به جرم اندیشیدن و روشنگری جان سپرد.

عاشق‌تان بودم. اکنون که وصیت‌نامه می‌نویسم و ثروتی برای بخشیدن ندارم، از روی‌تان شرمسارم. مرا ببخشید که تنهای‌تان می‌گذارم. ۱۳۸۸ روز محبوس بودن، به خصوص این ۸ روز آخر که […] کردم، بسیار دشوار بود.

اما شب‌های طاقت‌فرسا را به این امید به روز رسانده‌ام که وجدان قاضی‌ها و بازجوها بیدار شود که اگر بیدار می‌شد من را تبرئه می‌کردند و خلاف‌کارها و مجرمان واقعی را به زندان می‌انداختند و می‌گذاشتند دوباره در کنار یکدیگر زندگی کنیم؛ برای روژانا قصه بگویم و تو را در آغوش بگیرم.

دیگر تحمل این همه ظلم را ندارم؛ از این تنها جنگیدن و فریاد زدن خسته شدم. هیچ‌کس نیست که من را یاری دهد تا فریادی بر سر ظالمان شویم. سهیلی که در قفس باشد و نتواند کار کند با یک مرده تفاوتی ندارد.

من رفتم اما شک ندارم روزی از شر ظالمان رها می‌شویم؛ پرونده من را می‌خوانید و ایمان می‌آورید که حتی یک روز زندان بودن حق من نبود.

روزی فرا می‌رسد که قضات و بازجوهای خودفروخته محاکمه می‌شوند و سرزمین‌مان دیگر توسط پیشانی‌های ریاکار اداره نمی‌شود.

خطاب به مسوولان:

اکنون در یک‌قدمی مرگ هستم؛ قند ۵۰، فشار ۵ روی ۶، وزن ۶۶، خون‌ریزی معده و…

به خواسته‌های قانونی‌ام توجهی نکردید. دست‌کم آخرین خواسته‌ام را که برای پس از مرگ است انجام دهید: من را در بند ۳۵۰ زندان اوین، اتاق یک، دفن کنید. به زودی اینجا تبدیل به موزه خواهد شد و “روژانا”ها با افتخار از ما یاد خواهند کرد.

خطاب به آن‌ها که دوست‌شان دارم:

در سال‌مرگم اشک نریزید. ترانه “به هیچ وجه پشیمان نیستم” (Non rien de rien) از “ادیت پیاف” را به یادم گوش دهید. هرگز اجازه ندهید شخص دیگر را به جرم داشتن عقاید متفاوت شکنجه دهند.

به اشتراک بگذارید
Facebooktwitter

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.