نماینده پارلمان اروپا، بدلایل امنیت خودمان باید عوامل مریم رجوی را که در زمان حضور خودش مخالفین را کتک زدند را از پارلمان اروپا اخراج کنیم

سیامک نادری ساکن لیبرتی مرگهای مشکوک قرقه رجوی را در تیرانا افشا میکند

کشتن و سربه نیست کردنهای فرقه رجوی

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

سخنان آقای داود ارشد در پنجمین کنگره سکولاردمکراتهای ایران -کلن آلمان

شهادتهای هولناک از ماهیت فرقه رجوی توسط علامه الحسینی مشاور مریم رجوی

شهادتهایی عینی از تشکیلات فرقۀ رجوی توسط علامه الحسینی مشاور مریم رجوی

فعالیت های ما در تصویر

مقالات پربیننده

سخنرانی آقای داود باقروند ارشد در پارلمان اروپا

 

خاطراتی از تشکیلات مجاهدین

فریب با زمانبندیهای دروغین و شکنجۀ فرد به جرم نی زدن خودسرانه!!

نوشتۀ احمد نهاوندی (نام مستعار) جدا شده از سازمان مجاهدین در آلبانی – تیرانا

می خواهم به خاطره ای بپردازم که وجدان هر انسانی را به درد می آورد و از طرفی هم ببینید مسعود رجوی با اعلام زمانبندی دروغین و از پیش طراحی شده چگونه  افراد داخل تشکیلات را فریب میدهد.

دو سال مانده بود به پایان ریاست جمهوری بوش پسر که در سالن موسوم به بهارستان در قرارگاه اشرف در عراق لایه ما (افراد دارای یک رده یا رتبه واحد) را جمع کردند و قبل از اینکه وارد سالن بشویم شروع کردند به بازرسی افراد. همه برایمان سؤال شده بود دلیل بازرسی بدنی چیست؟؟؟ آیا ممکن است مسعود رجوی که بعد از اشغال عراق غیبش زده بود آمده باشد و به این دلیل دارند چک و بازرسی بدنی میکنند؟؟ چون در زمان صدام وقتی مسعود رجوی خودش شخصا در نشستها حضور می یافت افراد را قبل از ورود به نشست بازرسی دقیق بدنی می کردند.

خلاصه رفتیم داخل سالن نشست و منتظر ماندیم تا اینکه مسعود رجوی که فقط نوشته اش روی تابلوی وایت اسکرین را می دیدیم با نوشتن یک آیۀ قرآن روی تابلو شروع کرد به صحبت کردن به صورت چت چون یکی از شگردهای مسعود که تمام جدا شدگان می دانند اول صحبت را با آیه ای از قرآن شروع میکند و طرح و برنامه ای را که دارد روی همان آیات سوار میکند یعنی در واقع از آیات قرآن سوء استفاده میکند تا طرحش را پیش ببرد.

 خلاصه شروع کرد به نوشتن و اینکه سازمان برای اولین بار است که زمانبندی برای سرنگونی میدهد غافل از اینکه هر سال همین کارش بوده و همه نفرات مطلعند… گفت سازمان طبق تحلیل اصلی و صحبت هایی که با مقامات آمریکائی داشته تحلیلش این است که تا دو سال دیگر رژیم سرنگون میشود. ما چون فکرمان به جائی نمیرسید و از دنیای بیرون هیچ اطلاعی نداشتیم واقعا باور کردیم تا اینکه دو سال موعود گذشت و تمام شد و آب از آب تکان نخورد…. شخصا فکر میکردم الآن خودش میآید بحثی را باز میکند که مثلا ما اشتباه محاسبه داشتیم یا هر بحث دیگر اما در کمال ناباوری شروع کردند به نشست های مغز شوئی ولی فشرده که سه قرارگاه جمع میشدند و نشست را سه قرارگاهی میگذاشتند..

مسئول نشست ما زنی بود به اسم سمیرا که همه از شخصیت لمپنی او با خبرند. از روز اول نشست شروع کرد به فحش دادن که برادر مسعود زمانبندی برای سرنگونی داد اما به علت اینکه شما غرق در ف و ج (فردیت و جنسیت) بودید این امر محقق نشد!! یعنی باز هم مانند بعد از عملیات فروغ افراد مجاهدین را مسبب شکست وعده و وعیدهایش دانست!! و نفرات باید می آمدند و فاکت میخواندند و ساعتهای متمادی و بعضا روزها سر پا می ایستادند و فحش میشنیدند تا موضوع را به اصطلاح روی خودشان ببرند و اصل قضیه فراموش شود یعنی موضوع عوض شود و قولی که مسعود رجوی برای سرنگونی داده بود به حاشیه برود!!.

میخواهم یادی کنم از حسین گندمی که اسم مستعارش نادر بود…بخدا قسم روزها این بیچاره را ساعتها سر پا نگه  می داشتند و آن جمع سه قرارگاه را تشویق میکردند که او را به باد فحش و ناسزا و بعضا تف باران قرار بدهند. نمیدانم این سمیرا چه کینه حیوانی نسبت به حسین گندمی داشت بهانه این بود که حسین روزهای پنج شنبه میرود پشت آسایشگاه و خودسرانه نی میزند چون حسین بچه جنوب بود و عاشق نی زدن. شاید افراد بیرون این تشکیلات باور نکنند اما خدا را گواه میگیرم که روزها حسین گندمی به باد فحش و ناسزا سر این موضوع قرار می گرفت تا اینکه آن روزها گذشت و حسین گندمی توسط تروریستهای جنایتکار رژیم که لیبرتی را موشکباران کردند به شهادت رسید یا بهتر است بگویم قربانی طمع ورزی رجوی برای ماندن در عراق شد. اما وقتی اسم حسین را با آن چهرۀ مظلوم روی صفحۀ تلویزیون میدیدم ناخود آگاه یاد آن نشست ها می افتادم که این سمیرا چقدر شخصیت او را تحقیر و مچاله کرد و چه فحش و ناسزاها که نثارش نکرد خود به خود اشک از چشمم جاری میشد و میگفتم آخر این چه گناهی کرده بود که این همه او را تحقیر کردی و فحش دادی الان که شهید شده او را قهرمان مینامی؟ توی دلم میگفتم خدایا رجوی را لعنت کن تا وقتی که نفراتش زنده اند آنها را تحقیر و مچاله میکند و شخصیتی برایشان باقی نمیگذارد اما همین که شهید شدند روی خونشان سوار میشوی. لعنت خدا بر رجوی و هر کسی که به رجوی و افکار شیطانی و خودپرستی رجوی اعتقاد دارد. بگذریم که الان هم زمانبندی برای سرنگونی داده که آقای ترامپ آمده و تا بهمن ماه دیگه رژیم سرنگون میشود باشد که ببینیم ای ملعون خدا نشناس این بار چه جوابی به نیروهای بدبختت خواهی داد؟.

به اشتراک بگذارید
Facebooktwitter

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.