شهادتهای هولناک از ماهیت فرقه رجوی توسط علامه الحسینی مشاور مریم رجوی

شهادتهایی عینی از تشکیلات فرقۀ رجوی توسط علامه الحسینی مشاور مریم رجوی

فعالیت های ما در تصویر

سخنرانی آقای عیسی آزاده از فرماندهان سابق مجاهدین در پارلمان اورپا

اعلام انشعاب مسئولین ارشد سازمان مجاهدین از این فرقه در پارلمان اروپا

مقالات پربیننده

سخنرانی آقای داود باقروند ارشد در پارلمان اروپا

 

سوالی از خانم مریم رجوی و پاسخی از جانب حنیف حیدرنژاد همرزم سابق

ط -ح- الف تیرانا

Bildergebnis für ‫مریم رجوی عکس‬‎Bildergebnis für ‫حنیف حیدر نژاد عکس‬‎

سوالی از خانم مریم رجوی و پاسخی از جانب حنیف حیدرنژاد همرزم سابق
آقای حنیف حیدر نژاد اخیرا طی مقاله ای تحت عنوان “فریبکاریهای مریم رجوی” سوالاتی را بدرستی در مورد تشکیلات فرقه رجوی مطرح کرده اند. در مقابل اما خانم مریم رجوی بجای پاسخگویی با ظاهرا به صحنه آوردن برادر ایشان “رحمان حیدری” از درون تشکیلات مافیایی خودش اقدام به لجن پراکنی همیشگی علیه آقای حیدرنژاد و بریدن سرعاطفی ایشان نموده است.
چه خوب یکی از جداشدگان در تیرانا که ایشان نیز همچون رحمان علیه خانواده اش بدون اطلاعش مورد سوء استفاده قرار گرفته است در صفحه فیس بوک خودش بعد از جدا شدن در مقایسه فرقه رجوی با داعش آورده است:
“حال داعش باشد یا هر حکومت یا گروه و ساختار اسلامی دیگر فرق ریشه ای ندارد…فقط گاه شاید شمشیرشان پنبه ای باشد که صدا ندارد و گردن زدنشان خون نداشته باشد و فریاد قربانیانش بغض های فروخورده و لب های فرو بسته…” بله تشکیلات ما با به میدان آوردن اعضای خانواده جدا شدگان و منتقدین تلاش میکند طبق دستور رجوی در کتاب خانواده های او منتقدین را بدست مجاهدین بی خبر گردن عاطفی بزند.
از آنجا که احتمالا آقای حیدر نژاد از کم و کیف تاکتیکهای رجوی بی اطلاع هستند ما در آلبانی خود را موظف دیدیم که ضمن پاسخگویی به سازمان نکاتی را به اطلاع همرزم سابقمان آقای حیدر نژاد و البته مردم ایران بعنوان مخاطب اصلی مان برسانیم.
یکی از سیاستهای تبهکارانه تشکیلات ما که کم و بیش همه با آن آشنا هستند، بلا جواب گذاشتن تمامی سوالات، انتقادات، اتهامات، ایرادات، پیشنهادات و درخواستهای مطرح شده از جانب هر آنکس که مطرح شده باشد بوده است. در مقابل سازمان در راستای سیاست تروریستی اش تلاش میکنند جهت پاک کردن صورت مسئله و سوال و انتقاد با ترور شخصیت و لجن پراکنی علیه منبع سوال و انتقاد و درخواست و … از پاسخگویی بگریزد. این امر چه در درون تشکیلات و چه در بیرون تشکیلات عینا مصداق داشته و دارد. یعنی مخاطب چه عضو و مسئول سازمان باشد چه منتقد و مخالف بیرونی و چه ارگان حقوق بشری و… تفاوتی نمیکند. تنها تفاوت مخاطب درونی این است که روی او اقدامات فیزیکی مانند کتک زدن، دستگیری، زندانهای طولانی مدت، شکنجه روحی و روانی و فیزیکی و حتی سر به نیست کردن نیز اجرا میشود.

تاکتیک کثیف و رذیلانه-مافیایی دیگری که همواره با سیاست تبهکارانه فوق همراه است مرعوب کردن طرف حساب با بکارگیری ترور عاطفی، فرهنگی، مذهبی، قومی، جهت دوختن لبهای مخاطب و بریدن زبان اوست.

آنچه ما در تیرانا علاقه داریم بعنوان یک اصل آقای حیدرنژاد بدان توجه کند این است که ایشان نیز همانگونه که جهان در مقابل ترورها و سر بریدنها و قتلعامها و بمگذاریهای داعش ویا جنایات هیتلر مرعوب نشدند نباید مرعوبِ سر بریدن خانوادگی، عاطفی، فرهنگی و … رجوی شوند.

بعضی دلایل غلطیدن تشکیلات فرقه رجوی به چنین تبهکاریها:
مشکلات مالی:
تا قبل از سال 1361 بعضی خانواده ها و بعضی تجار خارج کشور کمک مالی میکردند. اما بعد از طلاق و ازدواجهای مسعود رجوی و بعد از به عراق رفتن بطور کامل حمایتها از همه نوع نه تنها قطع شد بلکه بسیاری نیز درخواست بازگرداندن کمک هایشان شدند.
در این رابطه تشکیلات بفکر فریب جدیدی افتاد. اعضای سازمان را مجبور میکرد که طی تماسی بجای درخواست کمک برای سازمان که هیچ کس حاضر نبود بکند، بدروغ بهانه های زیر را متناسب با وضعیت هر عضو مطرح کنند. اگر عضوی به این اقدام پاسخ منفی میداد روزگارش سیاه بود. و او را بعنوان ضد انقلاب و بریده و خائن در جمع دیگر اعضا زیر شدیدترین فشارهای روحی و روانی میبردند.
1. تصادف با خودرو و نیاز مبرم به پول
2. درخواست پول برای ازدواج
3. درخواست کمک مالی برای پرداخت هزینه دانشگاه
4. درخواست پول برای پرداخت هزینه دادگاه یک دعوای حقوقی زیر گرفتن کودکی در خیابان
5. درخواست پول فوری برای درمان بیماری و عمل جراحی.
6. درخواست پول برای اجاره مکانی جهت در خیابان نماند بدلیل جدا شدن از هم خانگی سابق…
7. درخواست پول برای علاج بیماری همسر، فرزند، …
8. درخواست پول جهت رفتن به کشوری دیگر مثلا به آمریکا از اروپا
9. درخواست پول برای خروج از زندان!!!
ازفرد خواسته میشد تا متناسب با روحیه خانواده اش آنچنان بهانه ای بیاورد که درجا قبول کنند. واگر قبول نمیکردند باز مارک بریده مزدور و خائن …میخورد. در مواردی خبر تصادف عضو مربوطه مانند علیرضا اسفند یاری منجر به سکته پدرش گردید در علیرضا مسعود رجوی را مسئول میدانست و به همه میگفت اگر من دروغ نگفته بودم پدرم زنده بود. که مدتی او را دستگیر نمودند که بعد از بازگشتش به یکان در اثر فشارها کنترل روانی خود را ازدست داده بود و فحاشی که که در نهایت ناپدید شد و تاکنون خبری از او نیست.
مشکلات سیاسی:
بعد از فرار مسعود رجوی از عراق و سقوط عراق تمامی مردم اطراف قرارگاه اشرف کینه و نفرت خود را نسبت به تشکیلات فرقه رجوی با به غارت بردن تمامی اموال ستونهای نظامی تشکیلات فرقه رجوی که توسط هواپیماهای آمریکایی بمبارران شده بود نشان دادند. سازمان جهت نشان دادن حمایت دروغین میلیون ها دینار خرج میکرد و به یک دلال میداد که او با خانواده اش نشسته و هزاران امضاء بنام مردم عراق پای نوشته ای که آقای حسین نژاد و یا عباس داوری مینوشتند بگذارند.
ویا تولید تشکلهای سیاسی دروغین بر روی کاغذ و اطلاعیه حمایت دادن از قول آن تشکلها. امروزه دیگر سیاهی لشگر پناهندگان و دانشجویان و بیکارهای اروپایی نیازی به یاد آوری ندارد. حمایت های چند ده هزار دلاری نیز دیگر شرحش در همه رسانه ها آمده است.
مشکلات تشکیلاتی:
بعد از اعلام طلاق اجباری بین همسران، تمامی ارتباطات بین زن و مرد بطور مطلق قطع شد. در این بین صدها خانواده خواستار خروج از سازمان شدند. تاکتیکی که سازمان جهت فروپاشی تشکیلات بکار بست این بود که مثلا اگر زن درخواست خروج را نوشته بود از قول همسرش یک نامه فحاشی و لجن مال کردن طرف نوشته و به وی میدادند.
یکی از کسانیکه این تاکتیک را در موردش اجرا کردند زکیه حجتی بود. علیرغم اینکه وی و همسرش به اتفاق توافق کرده بودند که از تشکیلات خارج شوند ولی تشکیلات خبر نداشت. تشکیلات از جانب زکیه نامه لجن پراکنی به همسرش نوشته و میدهند. با این وجود همسرش شک میکند وقتی دوباره همدیگر را مخفیانه میبینند سوال میکند که چرا این نامه را نوشته زکیه میگوید روحش هم از چنین نامه ای خبر ندارد و تشکیلات این نامه را خودش نوشته است.
خواهر یکی از اعضای سازمان از تهران به عراق جهت دیدار به لیبرتی رفته میرود، دو هفته پشت درب لیبرتی میماند و حتی اعضای “یونامی” نیز وارد میشوند” ولی ملاقات انجام نمیشود. به این شکل که، از جانب عضو سازمان در لیبرتی نامه ای نوشته و ضمن درج در سایت های سازمان اظهار میکند که من (عضو اسیر در لیبرتی) آمدم به درب ورودی لیبرتی ولی خواهرم به ایران برگشته بود. و هزاران فحاشی علیه خواهرش و اینکه عضو سپاه قدس است… نیز نصار خواهرش میکند. امروزه در تیرانا مشخص شده که عضو سازمان اساسا روحش نیز خبری از چنین نامه ای و اینکه اساسا خواهرش از تهران جهت دیدارش به درب لیبرتی مراجعه کرده است نداشته است. چه برسد به فحاشی هایی که علیه خواهر خودش کرده باشد.
البته به بستگان این خواهر گفته شده بود که مطمئن باش که اعضا از حضور خانواده ها در درب لیبرتی با خبر نمیشوند و نامه ها دروغ است خود تشکیلات است که مینویسد. ولی باز باورشان نمیشد. انشاالله در وقت مقضی همه کسانیکه با اینگونه رذالاتها مواجهه بوده اند خود گزارش دقیق و با اسامی که در اینجا ما اجازه ندارم ذکر کنم آورده خواهد شد.
تمامی نامه های نوشته شده از جانب اعضا درون تشکیلات با مخاطب بیرون تشکیلات تماما در اتاق جنگ سیاسی سازمان نوشته میشود. و اعضای درون تشکیلات روحشان نیز از آن خبرندارد.

آقای حیدر نژاد جهت اطمینان و چک این روش پست و خائنانه از خانم مریم رجوی سوال کنید:
شما که اشرفی های چنان استواری مانند رحمان حیدری در مشت خود داری طوری که بر خلاف همه ارزشهای انقلابی و خارج از حداقلهای عرف انسانی آنقدر مغز شویی شده و خاصیت انسانی خود را از دست داده طوریکه بر دهان برادر خونی خود مشت محکمی بعنوان مزدور و خائن و… میکوبند. تا حدی که (برایش) نوشته اید:
“مرا عهدی است با جانان که تا جان در بدن دارم هواداران کوی اش را چو جان خویشتن دارم”
چرا یک ملاقات حضوری به ایندو برادر نمیدهید تا آن اشرفیِ محکم تر از فولاد با اتکاء به استراتژی فاز نهایی سرنگونی … و انقلاب درونی مجاهدین و ….و “به پیش” های یکی پس از دیگری، اگر آن مزدور مربوطه را در خود و یا رهبری چون شما ذوب نکند حداقل حضورا چنان بر دهان برادر مزدور و خائنش میکوبد تا درسی شود برای همه دیگر مزدوران جدا شده. میتوانید از صحنه فیلم برداری هم بکنید و به نمایش بگذارید!!!!!!
خانم مریم رجوی، مگر شما از قول رحمان ننوشته اید که:
” دوران تهاجم و پیشروی است، … زمان هزار اشرف و ارتش آزادی است…برای آزادی و حاکمیت مردمی به پیش به پیش به پیش!”

آخر این چه ارتش آزادی است که اگر نه روزی یکبار بلکه هر هفته یکبار رژیم را سرنگون میکند و تماما به پیــــــــــــــــــش و پیـــــــــــــــش و پیـــــــــــــش است ولی جرات مواجهه با یک مادر و یا پدر سالخورده و یا خانوادهِ به قول شما مزدور و یا خواهرِ مزدور و یا برادرِ مزدور یک عضو آن ارتش را ندارد؟

چـــــــــــــــرا جرات نمیکنید؟ راســـــــــــــتی چــــــــــرا؟

خانم مریم رجوی تا کی میخواهید اعضای فرقه خود را از جهان خارج قطع و بی خبر نگهدارید. و باتکیه به آن به دجالگری ادامه دهید؟ از تجربه های تیرانا هنوزعبرت نگرفته اید؟ مگر بسیاری از ما جدا شدگان در تیرانا به همین دلیل کشف تاکتیک مافیایی فحاشی به خانواده هایمان بدون اطلاع ما نبوده است که جدا شدند. چراعــــــــــــبرت نمیگــیرید؟ آب از سر گذشته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تا زمانیکه شما مجبورید شخصا بجای اعضای سازمان پاچه منتقدین و خانواده هایشان را بگیرید نشان میدهد که اتفاقا دژ اشرف نشانان چقدر محکم است!!!! و شما در ظاهر چقدر مریم پاک رهایی بوده اما در اندرونی آن کار دیگر میکنید؟!!
جهان هنوز از عمق کثافات فرقه رجوی مطلع نیست…
شنبه 14 مرداد
ط -ح- الف تیرانا

 

 

 

]

به اشتراک بگذارید
Facebooktwitter

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.