شهادتهای هولناک از ماهیت فرقه رجوی توسط علامه الحسینی مشاور مریم رجوی

شهادتهایی عینی از تشکیلات فرقۀ رجوی توسط علامه الحسینی مشاور مریم رجوی

فعالیت های ما در تصویر

سخنرانی آقای عیسی آزاده از فرماندهان سابق مجاهدین در پارلمان اورپا

اعلام انشعاب مسئولین ارشد سازمان مجاهدین از این فرقه در پارلمان اروپا

مقالات پربیننده

سخنرانی آقای داود باقروند ارشد در پارلمان اروپا

 

کلامی با اعضاء فعلی و سابق گروه رجوی 

مژگان پورمحسن

اگر غم لشگر انگیزد که خون عاشقان ریزد        من و ساقی بهم سازیم و بنیانش براندازیم
خانمها و آقایان،
فکر می کنم اکثریت شما قبول داشته باشید که زمانی که در نوجوانی یا جوانی یا میانسالی، با آگاهی کامل ( طبق برخی نوشته ها یا وصیت نامه ها) یا آگاهی نسبی یا بدون آگاهی سیاسی کافی در مورد سیاست و بازی های آن، زمانی که در داخل ایران یا در خارج از ایران، از سی خرداد ۱۳۶۰ ببعد و بخصوص از سال ۱۳۶۴ ببعد به گروه رجوی پیوستید، در ضدیّت تام و تمام با رژیم آخوندی ایران و در حمایت کامل از رجوی بعنوان قُطب رودروی رژیم بود. بعبارت دیگر شما بدلیل ضدیّت با رژیمِ « جمهوری اسلامی ایران» و حداقل مخالفت فعّال با رژیم حاکم بَر ایران، بیست سال، سی سال یا باز هم سالهای بیشتری از عمرتان را در این  تشکیلات یا با این گروه و یا در همکاری کما بیش با این گروه صرف کرده اید. اینکه آن کسانی که امروز در تشکیلات رجوی، در کمپ زندان مانند «لیبرتی» در عراق یا در آلبانی یا در کشورهای دیگر، تک به تکشان در مورد این سازمان چه فکر می کنند نمی دانم و نمیدانیم. امّا بعید می دانم که اکثریتشان به این نتیجه رسیده باشند که « ای دل غافل، رژیم آخوندی انقدر دمکراتیک و آزادیخواه و حقّ و حقوقِ خلق قهرمان شناس بوده و ما نمی دانستیم!!!» واینبار با آگاهی کامل و طیب خاطر و رضایت تمام به سپاهیان بانام و گمنامِ امامِ جدیدشان خامنه ای خونریز بپیوندند.
شاید بگويید مگر صد ها تن از آنها، از عراق، اتوبوس پشت اتوبوس ( طبق گفتهٔ برخی از هموطنان که در ایران این «بازگشت به ایران » را از تلویزیون رسمی رژیم دیده بودند ) به کشورشان صحیح و سالم نرفتند و برخی از این افراد نیز رسماً دعاگو و قدردان رژیم آخوندی و برادران سپاه و خامنه ای جنایتکار شدند.
پیش از این هم رژیم در چندین نوبت به مخالفینِ سابقش مقیم خارج از ایران امکانِ بازگشت به وطن بدون اقامت  دائم یا موقّت دراوین را داد وچند سال پیش هم مدعّی شد که « ایرانی ممنوع الورود نداریم » و دمکراتیزاسیون    رژیم در دوران احمدی نژاد به اوج رسید!! بطوریکه برای رسیدگی به امور ایرانیان مقیم خارجه ادارهٔ ۲۴ساعته دایرکردند. البته نه بنده نه آشنایانم تماس نگرفتیم ببینیم مثلاً ساعت ۲ صبح به وقت ایران، کارمندی جواب میدهد یا خیر امّا از طریق تلویزیونهای ایرانیِ خارج، اخبار عملِ برعکس ادعّای رژیم به اطلاع ایرانیان می رسید.
همینطور در داخل ایران و در مورد زندانیان سیاسی بخصوص وابستگان وهواداران  گروه رجوی امکان « توبه و بازگشت به دامنِ اسلام » را بارها حتّی جلّاد جماران خمینی جنایتکارو جلّاد اوین لاجوردی خونریزهم بازگذاشته بودند پس رژیم اصلاح نشده، رفرم نکرده و مسلّماً دمکراتیزه نشده. می توانیم بگويیم رژیم پس از سی و شش سال خلافت مطلقه آبدیده تر شده.
رژیم ایران ترجیح میدهد که اعضای گروه رجوی در عراق بمیرند و « قال قضیه را  بکَند.» امّا با فعّال شدن خانواده های اعضای این گروه که از کشورهای مختلف با مراجعه به وزارت امور خارجهٔ کشور محّل زندگیشان، سفارتخانه های عراق در بسیاری از کشورها، مراجعهٔ به دفتر سازمان ملل و صلیب سرخ جهانی که خواستار دیدار و حفظ جان عزیزانشان شده اند، رژیم بهتر می داند مجدداً راه انتخاب « بازگشت به کشور» را بگشاید تا کنترل کامل روی نفرات مسئله ساز داشته باشد و این نفرات زنده و سالم به کشورهای دیگر منتقل نشوند و خطری برای رژیم نشوند.
مدتهاست که کار شما اعضاء فعلی و سابق گروه رجوی صرفاً افشاگری نسبت بیکدیگر شده. باز هم شما با  »آگاهی کامل » همچون گذشته همزمان بنفع رجوی و رژیم کارمی کنید.
 فرض بگیرید فردا صبح مسعود رجوی مُرد و جسد او هم نشان داده شد و دیگر استنطاق او هم بگور سپرده شد.
مریم رجوی هم با شوهرش مهدی ابریشم چی توسط یاران خارجی در صحنه به مکانی امن فرستاده شدند. تشکیلاتشان از هم پاشید یا پاشاندند و جمعی به ایران رفته و بقیّه هم مثل دیگر ایرانیان بدنبال زندگی شرافتمندانهٔ خویش در تبعید شدند و کماکان مخالف آخوندها ماندند.
حال فرض بفرمايید همان فرداست. نه رجوی هست نه رئیس جمهور او و نه تشکیلات رجوی.
خانمها و آقایان،
حال شمایان بفرمائید که شما چه می کنید و من را راهنمايی کرده بفرمايید چه کنم و چه کنیم که وطنم و وطنمان وملّتم وملتمان از شّر رژیم آخوندی نجات پیدا کند؛ بفرمايید چه کنیم تا نگذاریم دشمن خارجی و دشمن های داخلی ایرانِ همیشه وطنمان را تبدیل به لیبی دیگر و عراقی دیگر نکنند؛ شما بفرمايید که چگونه وطن پرستانِ دمکراتِ ایرانی را پیدا کنیم و دور هم گِرد آوریم تا آلترناتیو واقعاً ملّی و دمکراتیک شکل گیرد؛ بفرمايید چگونه این رژیم سراندر فساد را کمر شکن کنیم تا با کمترین خونریزی این زخم عمیق تاریخی را در کدام زمان درمان کنیم.
بفرمايید، حالا نوبت شماست.
چو ایران نباشد تن من مباد
جاوید ایران
۱۵ فوریه

منبع:پژواک ایران

به اشتراک بگذارید
Facebooktwitter

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.